سوالتو بپرس
X

خانواده

سلام و خسته نباشید.
من یه دختر26ساله ام. و بدلیل بیماری مادرم جایی نمیتونم برم. مادر بنده زیاد اهل معاشرت با مردم نیست و اگرم جایی دعوت بشیم نمیاد. از مجالس زنانه گرفته تا مهمانی های اقوام. خیلی دوست دارم برم اینورو اونور ولی با خودم میگم شاید درست نباشه بدون مادرم جایی برم. به نظر شما چطور اینکار درسته که بخوام بدون اون جایی برم؟
یه جورایی دلم میگیره از اینکه اوضائه خانوادگیمون اینجوره.
اصولا تو این دوره زمونه که مردم به خانواده دختر نگاه میکنن و میپسندن. اینکه همچین خانواده ایی دارم غصه میخورم. نه اینکه بد باشنا نه اهل هیچگونه کارمنفی نیستن. فقط یه خورده بخاطر سن بالاشون قدیمی فکرن و انتظار دارن تو خونه من بشورم بپزم تمییز کنم. خداییش منم تمام این کارا رو تمام و کمال انجام میدم. ولی گاهی فکر میکنم یه کلفتم تو خونه. آخه منم یه دخترم با یه عالمه نیاز. چه از لحاظ عاطفی و اخلاقی چه از لحاظ مالی واقعا اینکه بخوان بهم یه پولی واسه خرجم بدن نمیدن. مادرم هم که اصلا انگار نیست. دلم میگیره وقتی این همه دخترو میبینم که خانواده هاشون چه کارا که واسشون نمیکنن بغض میکنم. اونقدر دختر آرومی هستم که نخوام بی احترامی کنم یا به خانوادم بگم خسته شدم از دستتون و میدونم که اجازه یه همچین کاریو ندارم اصلا.
ولی واقعا نمیدونم باید چیکار کنم. خیلی خستمو داغونم. همش تو خودم میریزم دردمو. نمیدونم چیکار باید کنم……………

diyar:

نمایش نظرها (1)

  • سلام و خسته نباشید.
    من یه دختر26ساله ام. و بدلیل بیماری مادرم جایی نمیتونم برم. مادر بنده زیاد اهل معاشرت با مردم نیست و اگرم جایی دعوت بشیم نمیاد. از مجالس زنانه گرفته تا مهمانی های اقوام. خیلی دوست دارم برم اینورو اونور ولی با خودم میگم شاید درست نباشه بدون مادرم جایی برم. به نظر شما چطور اینکار درسته که بخوام بدون اون جایی برم؟
    یه جورایی دلم میگیره از اینکه اوضائه خانوادگیمون اینجوره.
    اصولا تو این دوره زمونه که مردم به خانواده دختر نگاه میکنن و میپسندن. اینکه همچین خانواده ایی دارم غصه میخورم. نه اینکه بد باشنا نه اهل هیچگونه کارمنفی نیستن. فقط یه خورده بخاطر سن بالاشون قدیمی فکرن و انتظار دارن تو خونه من بشورم بپزم تمییز کنم. خداییش منم تمام این کارا رو تمام و کمال انجام میدم. ولی گاهی فکر میکنم یه کلفتم تو خونه. آخه منم یه دخترم با یه عالمه نیاز. چه از لحاظ عاطفی و اخلاقی چه از لحاظ مالی واقعا اینکه بخوان بهم یه پولی واسه خرجم بدن نمیدن. مادرم هم که اصلا انگار نیست. دلم میگیره وقتی این همه دخترو میبینم که خانواده هاشون چه کارا که واسشون نمیکنن بغض میکنم. اونقدر دختر آرومی هستم که نخوام بی احترامی کنم یا به خانوادم بگم خسته شدم از دستتون و میدونم که اجازه یه همچین کاریو ندارم اصلا.
    ولی واقعا نمیدونم باید چیکار کنم. خیلی خستمو داغونم. همش تو خودم میریزم دردمو. نمیدونم چیکار باید کنم……………