باسلام
پدرشوهر من سال پیش فوت کردن و ما بنا به اینکه همسرم تک فرزند پسری است در دوخانه مجزا در یک ساختمان زندگی میکنیم. من اینک صاحب یک فرزند 3ماهه هستم مادر شوهرم علاقه خاصی به این کودک دارن و انتظار دارن هر روز این بچه را ببینند،در این دوران که من باردار بودم وهمچنین بچه کوچک داشتم مادر شوهرم زحمت آشپزی را میکشیدن. برای من هم راحت و خوب بود اما کم کم فکر میکنم زندگیم از دستم دارد خارج میشود.سوالم این است چگونه به مادر شوهر بگویم گاهی اوقات دلم میخواهد خودم وهمسرم تنها باشیم و خودم آشپزی کنم.که به او بر نخورد چون یکبار که حرفش پیش امد ایشان ناراحت شدند،همچنین میترسم رفت وامد هر روزه فرزندم به خانه مادر شوهرم در تربیت او تاثیر بد بگذارد .اگر ممکن است من را راهنمایی کنید. در ضمن بگویم که من مادر شوهرم را خیلی دوست دارم
نمایش نظرها (3)
دوست عزیز ایشون به وجود شما عادت کرده و این بچه تونسته خلاء رو در زندگیش پر کنه
بهتره رفتارتون با مادر شوهر طوری باشه که بتونید بهش نزدیک شده و به راحتی درخواستتون رو عنوان کنید ... مثلا" میتونید قراری بذارید و هر روز یک از شما مسئول آشپزخونه باشه و دلیلش رو هم معذب بودن شما در آشزی ایشون بیان کنید و بگید مثلا" خجالت میکشید هر روز ایشون غذا درست کنه ... و امثالهم ...در مورد بچه هم همینطور میتونید از تجربیات و راهنمایی های ایشون استفاده کنید و اینقدر حساسیت نشون ندید
سلام من علیرصا7سالمه مامانم منودوست نداره منو میفرسه تو اتاق درو روم قفل میکنه بهم اب و قزانمیده تا بابام بیاد اگه به بابام بگم منو میزنه
خب عزیزم شما باید از الان یاد بگیرید که به قوانین و دستورات توجه کنید و چیزهایی رو که مادرتون روی اون حساس هستند رو انجام ندید ... و گرنه هیچ پدر و مادری دوست نداره فرزندش رو آزار بده
خب شما گفتید آب و غذا نمیده پس چطور به اینترنت دسترسی دارید ؟