سوالتو بپرس
X

خواستگار

ایشون از پسر های محلمون هستند و دوست پسر خالم البته نه صمیمی ‘ من رو بیرون دیده بودند چندین ساله و از سر خالم خواستگاریم کردند و اون هم شماره خونمونو داده بود ۲ بار زنگ زدند و چون من قصد ازدواج نداشتم و پیش دانشگاهی بودم رد کردیم ‘ ۲سال قبل دوباره بعد از ورود من به دانشگاه زنگ زدند و اومدندخواستگاری اما تو مرحله تحقیق متاسفانه ایشون از شرکتی که توش کار میکرد اومد بیرون و ما بدلیل نداشتن کار باز رد کردیم ‘ الان ۲ ماه قبل بخاطر یه اتفاق تصادفی ایشون دوباره از خود من پرسیدند که اگه کار مناسب پیدا کنم پا پیش بذارم ؟ من هم گفتم شما کار پیدا کنید میحرفیم بعدا ‘ کار پیدا کردند و بمن اطلاع دادند و از اون روز ما به قصد اشنایی حدود یماهه حرف میزنیم و چند روز پیش دوباره اومدند خواستگاری و قرار شده اینبار پسر رو هم بیارن ‘ الان در مورد تثبیت کارش موندم و اینکه شناخت کامل ندارم نمیدونم این حس که در من بوجود اومده دلبستگیه یا وابستگی ‘ چون تجربه اولمه ‘
در مورد کارش دو دلم چون شرکت خصوصیه میترسم باز از دست بده کارشو
باز هر چی لازمه بگم ‘ من متولد ۷۲ ترم اخر مامایی و ایشون متولد ۶۶ لیسانس حسابداری ‘
چندتا مطلب هست ‘ یک اینکه چون دفعه ی قبل بعد از ۲ بار اومدن خونمون مادرم رد کردند و گفتند حرف اخرم نه هست ‘ اینبار خواهرشون ب سختی قبول کردند که بیان دوباره و برای اینکه قبول کنند رضا ب خواهرش گفته من ب خود دختر اس ام اس دادم که میتونم پا پیش بذارم اونم گفته باشه ‘ فقط در همین حد گفته ولی نگفته یه ماهه حرف میزنیم ‘ از گفتنش من ناراحت شدم ولی گفت مجبور شدم بگم ‘ این مسله دلمو میلزونه ‘ احساس میکنم رضایت قلبی نداره خواهرش ‘ نظرتون راجب این چیه ؟
یه مسله دیگه که تو این یه ماه فهمیدم خلق زود رنج بودنشه که مشهوده ‘ نمیدونم تا چه اندازه لطمه میزنه ؟
و اینکه مشکل اصلی خودمم ‘ من تا حالا خیلی سخت گیری کردم’ الان تصمیم گرفتم بذارم کنار اما نمیدونم درسته یا نه ؟ در مورد مادیات منظورمه ‘ مثلا خونه رضا ب اسم مادرشه و هیچی از خودش نداره ! نمیدونم درسته خودمو شریک نداری کسی کنم یا نه ؟ ! و یه علت اصلی هم که رضا نمیخواد جلو خانوادش بایسته عدم حمایته ‘ چون نمیخواد حمایت نکنن
کلیات رو گفتم من ‘ باز هر سوال تخصصی نیازه بفرمایید من در موردش بگم
و اینکه کارش تبریز نیست قشم هست و هر ماه یه هفته میاد تبریز ‘ تا زمانی که نامزدیم بعدش قول داده بیاد تبریز ‘ چون اونجا حقوقش دو برابره میخواد پس انداز کنه ‘
الان تو این یه ماه فکر میکنم دوسش دارم منم ‘ پ نمیخوام حرف زدن طولانی بشه ‘ چیکار کنم؟

فرزانه:

نمایش نظرها (1)

  • سلام دوست عزیز
    برای ازدواج موفق شرایطی باید وجود داشته باشد من جمله شغل ثابت به مدت تقریبا یکسال .اینکه شغل ازاد است یا دولتی تفاوتی ندارد مهم این است که اقا شغلی که بتواند یک زندگی متوسط را اداره کند داشته باشد. در مورد حمایت خانواده توجه داشته باشید به همان میزانی که حمایت میشوید اغلب به همان نسبت نیز در زندگی شمادخالت خواهد شد پس بهتر است یک زندگی مستقل را هرچند باشرایط پایینتر خودتان اماده کنید تا اینکه منتظر حمایت مالی از جانب والدین باشید.
    در ارتباط با خواهرشان ، احتمالا دلیل عدم علاقه برای خواستگاری مجدد ترس از شنیدن یک جواب منفی برای چندمین بار است نه مخالفت با شخص شما.
    فرزانه جان ایده ال صد در صد برای ازدواج وجود ندارد و شما باید معایب و مزایای این ازدواج را بسنجید تا بتوانید تصمیم درستی بگیرید.
    برای اطمینان خاطر شما میتوانید از مشاور ازدواج در جلسات حضوری کمک بگیرید .چون تمام نقاط قوت و ضعف رابطه شما به کمک یک متخصص ارزیابی میشود و تصمیم گیری شما برپایه منطق خواهد بود نه احساس.
    بهتر است زودتر اینکار را انجام دهید چون اگر علاقه به سمت دلبستگی و ویا وابستگی پیش رود تصمیم شما نیز برپایه احساس شما خواهد بود.
    موفق باشید