سلام،من دختر24 ساله ام..از وقتی یادم میاد مامان و بابام باهم دعوا و درگیری داشتن..یه داداش بزرگتر دارم که اعتیاد داره و دزدی میکنه برا پول موادش و از خونه رفته تقریبا..چندسال پیش به مامانم شک کردم و دیدم یه آقایی بهش زنگ میزنه و فهمیدم داره خیانت میکنه..بهش گفتم در جریانم و بحثم شد باهاش که اگه تمومش نکنه میرم میگم و اونم انکار کرد و بحثمون بالا گرفت و منم از روی بچگی رفتم گفتم و بعد از کلی جریان و مکافات تموم شد..الان 3 ساله میره سرکار مامانم و من باز بهش شک کردم..همش سرش تو گوشیه و برا سرکار رفتن روز قبلش غذاشو میپزه و به هیچ کاریشم نمیرسه و میره..بابام با کارش مخالفه اما گوش به حرف هیچکس نمیده..تازگی با خوندن اس ام اساش فهمیدم که با داداش صاحب کارش رابطه داره،مردک متاهل و بچه داره..دنیا رو سرم خراب شد باخوندن اون پیامای کثافت بارشون..شبا گریه میکردم و تو خودم میریختم تا دیشب که با مامانم دعوام شد و بهش گفتم من میدونم و اونم باز با ناسزا گفتن انکار کرد و گفت ذهن من مریضه..منم تهدیدش کردم یا کارتو میزاری کنار یا به بابامیگم،گفت من کاری نکردم و برو بگو و کلی بحث باز..واقعا نمیخوام بگم این راز کثیفو اما از اون ور دارم داغون میشم..نمیدونم چیکار کنم..بابامم آدم خوبیه اما مستبد و عصبیه..دیگه خسته شدم از همه چی..میخوام برم از این خونه اما نه پول دارم نه جایی دارم بمونم..لطفا کمکم کنید،دارم نابود میشم
نمایش نظرها (1)
با سلام خدمت شما دوست عزیز
احساس ناراحتی و سردرگمی و فشار زیادی که تجربه می کنید کاملا قابل درک است.
حتما باید خیلی ناراحت کننده باشد که در چنین فضا و جو متشنجی زندگی کنیم که افراد هر کدام مشکلات خاص خودشان را دارند و غیر مسئولانه و متعهدانه رفتار می کنند و ما هم از آن ها اطلاع داریم اما هیچ کاری هم نمی توانیم برای بهبود اوضاع انجام دهیم.
همان طور که حتما خودتان هم متوجه شده اید با این که چنین اوضاعی بسیار نابسامان و ناراحت کننده و دردنام و آزاردهندهاست اما متاسفانه کاری از دست شما به عنوان فرزندآن خانواده ساخته نیست.
دقت کنید که ما در جهانی زندگی می کنیم که خیلی از مواردی مه در آن رخ می دهد و خیلی از متغرهایی که وجود دارند خارج از دایره کنترل و اراده ما هستند و ما فقط و فقط رفتار خودمان را می توانیم کنترل ومدیریت کنیم و بر آن تسلط داشته باشیم.
وگرنه اتفاقاتی که رخ می دهند، رفتارهای نادرست اطرافیان و حتی عزیزانمان هیچ یک تحت اراده و اختیار ما قرار ندارند و اگر بخواهید خواسته خودتان را بر تغییر دادن آن ها بنا کنید در آخر به جز احساس ناکامی و خشم فراروان و شدید و اسیب جسم و روان چیزی دست گیرتان نخواهد شد.
همان طور که یک بار خودتان امتحان کردید با مداخله شما اوضاع بدتر می شود که بهتر نخواهد شد و شما متاسفانه نمی توانید به بهبود رابطه بین پدر و مادرتان کاری انجام دهید و یا مادرتان را مجبور کنید که انتخاب های بهتر و مسئولانه تری داشته باشد و رفتارهای کنترل گرانه ای مانند پرخاشگری و توهین و تهدید و سرزنش و قهر کردن واقعا راه به جایی نخواهند برد جز این که با تخریب رابطه شما باعث کاهش تاثیر پذیری شما هم خواهد شد.
پس بهتر است بپذیرید که اگرچه بسیار دردناک است اما مادرتان و پدرتان و خانواده تان این گونه هستند و سعی کنید ببینید با تمام این اوصاف شما می خواهید چگونه دختری برای آن خانواده باشید.
چرا که شما نقش تان صرفا فرزند آن ها است نه قاضی هستید که حکمی صادر کنید نه وظیفه هدایت به را راست را دارید نه جاسوس هستید که بخواهید اخبار را منتقل کنید و نه می توانید ناجی پدرتان یا هر کس دیگری باشید.
همچنین در نظر داشته باشید که توان و انرژی و منابع و فرصت انسان ها محدود است و هر کسی فقط و فقط مسئول زندگی خودش و براوردن و تحقق نیازها و خواسته ها و اهداف خودش در زندگی می باشد و مهم است که تشخیص دهید آیا اصلا مسئله ای به شما مربوط می شود یا اینکه مربوط به اشخاص دیگری است.
مادر شما اگر شما درست حدس زده باشید، در ایفای نقش همسر رفتارهای غیر مسئولانه و غیر متعهدانه ای انجام داده است اما برای شما فقط یک مادر بوده و هست و این موضوع به پدرتان مربوط می شود و همچنین در رابطه ها هر کسی سهم ونقشی دارد و موضوع اغلب پیچیده تر از آن است که بخواهیم درباره دیگران قضاوت خاصی بکنیم و یا حکمی صادر بکنیم.
پس بهتر است این موضوع را به عنوان مسئله ای که مربوط به شما نیست و شما نمی توانید آن را حل کنید یا در آن مداخله ای انجام دهید چون اصلا کنترلی روی آن ندارید، به حال خودش رها کنید و در عین این که ناراحت کننده است بر اهداف و زندگی خودتان متمرکز شوید تا انرژی خودتان را بیهوده هدر ندهید.
البته خودتان هم در آخر صحبت هایتان به درستی موضوع را به سمت خودتان برده و درباره خودتان و تکلیفی که دارید صحبت کردید، کاملا درست است سهم و مسئولیت شما در این میان فقط مراقبت از خودتان است و این که بر اهداف و خواسته های خودتان متمرکز شوید و از طریق هدف گذاری و برنامه ریزی درست گام های لازم را بردارید و اجازه ندهید این مسائل مانعی بر سر راه شما باشند و در مسیر تحقق خواسته هایتان برای زندگی دلخواه اقدامات موثری را انجام دهید.
حتما کار ساده ای نخواد بود و شما درگیر افکار و احساسات و هیجانات منفی و ناخوشایندی خواهید بود برای همین به شما توصیه می شود حتما در این زمینه برای این که بتوانید نقش و جایگاه خودتان را پیدا کنید و مسیر مناسب و مربوط به خودتان را پیش بگیرید و با این موضوع ناراحت کننده و احساسات و هیجانات ناخوشایندی که تجربه می کنید به شیوه موثرتری روبرو شوید و آن ها را به عنوان واقعیت هر چند تلخ و ناگوار بپذیرید، جلسات مشاوره فردی دریافت کنید.