سوالتو بپرس
X

خیانت نامزدم

من 6 ماهه که با کسی آشنا هستم و 3 ماه اول فقط قصد دوستی بود اما ایشان از اول به ازدواج فکر می کردند بعد 3 ماه اول با توجه به شرایط و اخلاق و رفتار و نداشتن هیچ گونه ارتباطی با کسی اعتماد کرده و به ازدواج روی آوررم اما چون غریبه به هم بودیم منتظر شدیم که دوستم با خواهر ایشان نامزدی کرده و معرف من شود،آشنایی ما هم از طریق دوستم با ایشان برقرار شد اما بعد از 3 ماه که تصمیم به ازدواج داشته و قولو قرار بوده که بعد عید که دوستم و خواهر طرف من با هم نامزد شدن قضیه ما مطرح شود،اما توی این مدت یه ماه پیش طرف مقابلم مورد مزاحمت پسر همسایه از طریق پیام قرار گرفته و تموم دوست داشتن و اعتماد و اطمینانی که بوده و عاشق هم بودنمون از طرف ایشون نادیده گرفته شده و با یه پیام طرف مزاحم به من میگن که موندم بینتون کدوم رو انتخاب کنم و از اون روز به بعد هر چند به شکل ظاهری قضیه حل شد اما ایشون بعد این قضیه هیچ حسی و دوست داشتن و عاشقی به من نداشتن و تظاهر بوده و الان این مساله رو مطرح کردن و به من جواب نه دادن،موندم چیکار کنم آبروی خودم و خونواده ام در میونه چون کل خونواده من و خونواده خودشون به غیر پدرشون در جریان بودن،اللن نمیتونم با این مساله کنار بیام و دو بار خیانت به من رو،اما نمیخوام دست ازش بردارم شما راهنماییم کنین چیکار کنم در حالی که دوستش دارم و عاشقشم

Milad92:

نمایش نظرها (2)

  • دوست عزیز موضوع رو خیلی پیچیده کردید ... یک رابطه ساده دوستانه بوده که به نتیجه هم نرسیده پس ربطی به ابروریزی نداره
    شما هم مثل خیلی از افراد بدون اینکه به واقعیت فکر کنید پیشگویی کردید
    چیزی که واقعیت امر نشون میده اینه که ایشون به شما علاقه ای نداره و شما نمیتونید کسی رو به زور وادار به اینکار کنید
    حتی اگر رابطه ادامه هم پیدا کنه روابط گذشته ایشون اجازه نخواهد داد زندگی خوبی رو تجربه کنید ...
    توصیه ما به شما اینه مدتی رو فکر کنید و واقع بین باشید این عشق یک عشق یکطرفه است

    در عشق یکطرفه؛ وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، چه باید بکنید؟
    با اینکه ممکن است اولین واکنشتان به اصطلاح آویزان شدن و سعی در برقراری ارتباط باشد، اما بهترین راهکار این است که واقعیت را بپذیرید و سعی کنید آن فرد را فراموش کنید.

    “اگر ندیده بودمت، دوستت نمی داشتم. اگر دوستت نداشتم، عاشقت نمی‌شدم. اگر عاشقت نشده بودم، دلم برایت تنگ نمی‌شد. اما همه این کارها را کردم، می‌کنم و خواهم کرد.”

    درد دوست داشتن کسی که هیچ علاقه‌ای در قلبش به شما احساس نمی‌کند، نابودتان می‌کند. شما هم کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد؟ پس احتمالاً با احساسات نومیدانه مربوط به آن آشنا هستید. وقتی فکر کنید که آن فرد دقیقاً همانی است که می‌خواهید، این احساسات قوی‌تر هم می‌شوند. بیشتر آدم‌ها با امید اینکه روزی بتوانند آن فرد را به دست بیاورند روزگار می‌گذرانند اما این امیدها هیچ‌وقت به واقعیت بدل نمی‌شوند و آنها را با چشمانی گریان و دلی پردرد بر جای می‌گذارند. عشق نافرجام را همه ما احتمالاً تجربه کرده ‌ایم. منتظر وصال یک عشق شدن ممکن است شکستن قلبتان را به دنبال داشته باشد. با اینکه به نظر دشوار می‌آید اما فراموش کردن و ادامه زندگی بهترین کاری است که می‌توانید انجام دهید.

    عشق یکطرفه ، وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، چه باید بکنید؟
    واقعیت را بپذیرید: وقتی عاشق کسی هستیم احساس می‌کنیم که آن فرد تنها کسی است که می‌تواند ما را شاد و خوشبخت کند. چیزی که نمی‌توانیم درک کنیم این است که هیچوقت نمی‌توانیم با کسی که دوستمان ندارد خوشبخت شویم. پس بااینکه ممکن است احساس کنید می‌توانید برای همه عمر به آن فرد متعهد باشید، اما فرد مقابل این احساس را به شما ندارد. پس به جای سعی و تلاش برای برقراری ارتباط با آن فرد سعی کنید این واقعیت را بپذیرید که این عشق دوطرفه نیست و آن را فراموش کنید. دیگر وقت و فکر و انرژی بیشتری را صرف آن فرد نکنید. پذیرش این واقعیات باعث می‌شود بتوانید تمرکزتان را تغییر داده و اولین قدم برای فراموش کردن آن فرد را بردارید.

    فراموش کنید: برهم خوردن یک رابطه عاطفی سخت‌ترین قسمت است. تا می‌توانید گریه کنید، بعد همه عکس‌ها و یادگاری هایی که او و زمانهای خوشی که با او داشتید را به یادتان می‌آورد، بیرون بریزید و از چیزها و جاهایی که شما را به یاد او می‌اندازد دوری کنید. درعوض رو به کارهایی بیاورید که مشغولتان می‌کنند، مثل گذراندن وقت با دوستانتان، انجام کارهایی که دوست دارید و از آن لذت می‌برید. این کار باعث می‌شود دیگر در مورد آن فرد خیالپردازی نکنید و به جنبه‌ های دیگر زندگی هم نگاه کنید.

    عاشق شوید: اگر کسی دوستتان ندارد ولی باز هم با شما مانده است مطمئناً خیلی از خودش مایه نمی‌گذارد. به ‌جای آویزان شدن برای با او بودن، دست از عذاب دادن خودتان بردارید، دست از او کشیده و به زندگی خودتان برسید. به خودتان توجه کنید و به چیزهای غیرلازم نپردازید. با گذشت زمان یاد می‌گیرید که فراموش کنید و دوباره عاشق شوید.

    عشق واقعی زمانی است که دو طرف بتوانند از نظر احساسی و ذهنی همه احساساتشان را با هم شریک باشند. این یک عشق سالم، متوازن و درست است. پس اگر به کسی ابراز عشق کرده‌اید و به نظر می‌رسد که او این احساس را به شما ندارد، دیگر عشق با ارزشتان را صرف او نکنید. با اینکه کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، اما یادتان باشد که این پایان دنیا نیست. با گذشت زمان با کسی آشنا می‌شوید که می‌تواند شاد و خوشبختتان کند و به همان اندازه دوستتان خواهد داشت.

  • با سلام خدمت شما
    چرا در نوشته اید دوبار خیانت ، کدام خیانت؟ خیانت را چه تعریف می کنید؟ با بزرگ کردن این مسئله تنها به خودتان صدمه می زنید. آیا در ذهن شما بین شما و دوستتان که با خواهر ایشان نامزد کرده اند رقابت یا مقایسه ای است که شما را آزار می دهد و نه گفتن ایشان را برای شما سخت تر می کند . نگذارید افکار مزاحم گمراهتان کند . به شما پیشنهاد می کنم جهت جلسه مشاوره اقدام کنید در غیر این صورت این افکار کم کم شما را می خورد و راهکار ها بایستی با توجه به تیپ شخصیتی شما برایتان ارائه شود کانون مشاوران ایران در این راستا می توانند کمکتان کند 88422495