سوالتو بپرس
X

خیانت و طردشدگی

سلام من دختر ۲۳ ساله هستم. ک ترم اول دانشگاه با پسری دوست شدم با اینکه گاهی زخم زبوناش منو ناراحت میکردم من عاشقش بودم مهربون بود اما منو ترک کرد و ازدواج کرد.برای اینکه عذاب نکشم دانشگامو عوض کردم. بعد مدتی با پسر دیگه ای تو دانشگاه دوست شدم از خودم ۱۳ سال بزرگتر بود. از وقتی این شخص اومد از من رابطه جنسی خواست و من هم برای فراموش کردن فرد قبلی باهاش راه میومدم اکثرموقع ها خونه میرفتیم باهم تا بیرون و این شخص گفته بود قبل از من با دختری برای ازدواج بوده ک بهم خورده. اما بعد مدتی من اون دختر رو توی گوشیش پیدا کردم فمیدم باهم هستن و رفتم همه چیو ب دختره گفتم . این پسر هرچی از دهنش دراومد ب من گفت و رفت دنبال دختره منو هم ول کرد.دختره تا فهمید با این کاملا بهم زد.ماهم دیگه باهم نبودیم. تا اینکه بعد حدود نه ماه یا یسال این فرد دوباره اومد و عذرخواهی کرد و گفت عوض شده و التماس کرد ک باهم باشیم منم قبول کردم.میگفت برای ازدواج میخوامت اما من جدی نمیگرفتم. تا اینکه رفت راجب من با مادرش صحبت کردو خودش گفت مادرم باید ببینتت.ما باهم دوست بودیم اما وسطاش دعوا میکردیم و ی مدت ک مشخص نبود گاهی ۳ ماه گاهی ۲ ماه باهم قهر بودیم بعدش دوباره دوست میشدیم.تا اینکه ۳ ماه پیش بخاطر اینکه من گفتم دیگه سکس نمیخوام و گمتر میام پیشت قهر کردیم. من دوروز پیش باهاش دعوا کردم چون با دختری دوست شده بود ک اون دختر میگفت ما ۲ ساله با فاصله باهم دوستیم ولی واس ازدواج باهم نیسیم.این پسر متوجه شد ک من ب دختره گفتم باهم دوست بودیم بازهم اومد هرچی از دهنش دراومد بهم گفت. گفت تو منو از دست دادی الان مثل سگ دنبالمی و دائما تهدیدم میکرد ک میام ب پدرت همه روابطتو لاپایی دادنتو میگم و خیلی حرفهای بد بهم زد و همه چیزهایی ک به عنوان راز بهش گفته بودم زد تو سرم و باز رفت سمت دوس دختر جدیدش بجای اینکه طرف من باشه. من بهش خیلی متعهد بودم تو این ۳ سال ولی این اصلا متعهد نبود. بارها عکس دوس دخترهای قبلیشو توی گوشیش دیدم و گفت واسه قبله حواسم نبوده پاک کنم و من بخشیدم و همه جوره کنار اومدم ک باهم باشیم اما حس میکردم‌اون دوستم نداره و فقط منو مثل ی تیکه گوشت میبینه. این شخص تو خونه با خواهرش دائما کتک کاری داره. خواهرش میگه عصبیه و خوب شد باهاش ازدواج نکردی.خیلی عصبی شدم بخاطر اینکه از من سواستفاده جنسیشو کرد و همه جای منو لمس کرد اما اخر مثل یه تیکه اشغال مثل سری قبل منو انداخت دور و رفت.همینطور من دلم تنگ شده الان نمیدونم چجوری فراموشش کنم.با اینکه هنوز دختر هستم ولی حس ی شخص تجاوز شده رو دارم چون اون تمام بدن منو لمس کرد و باهام کاری کرد ک نزاشته بودم کسی بکنه. دلم میخواد تلافی کنم تا یکم اروم شم یا برم دوبارع باهاش دوست شم و بهش خیانت کنم تا طعم خیانتو بچشه یا شیشه ماشینشو بشکنم. روحم داره عذاب میکشه که این قدر خوبیای منو ندون و راحت ولم کرد و الان خوشه با یکی دیگه. دلم میخواد دیگه با هیچکسی نباشم اما توخونواده مورد محبت قرار نمیگیرم و احتیاج دارم کنار ی پسر باشم. چیکار کنم

RAHA.AMERI:

نمایش نظرها (2)

  • سلام به شما عزیزم
    قابل درک هست که در زمان فعلی در شرایط روحی نامناسبی قرار ندارید اما دقت کنید که در این مسیر اشتباه بودن رفتارها و خیانت های این آقا را نمی توان نادیده گرفت اما در هردو رابطه شما نیاز است که نقش شما نیز بررسی شود اینکه شما بازهم با فردی که می دانید تعهد لازم ندارد ، از نظر شخصیتی به شما توهین می کند ، از شما در رابطه دوستی تقاضای برطرف کردن نیاز جنسی دارد ، بجای تعامل از توهین و قهر استفاده می کند چه چیزی باعث می شود که شما با تمام این آسیب ها و شناختی که دارید به یک رابطه ادامه بدهید؟
    بهتر است سعی کنید از سرزنش کردن خودتان و یا به دنبال تلافی بودن خوداری کنید و بلکه بر مبنای شناختی که نسبت به فرد مقابلتان دارید تصمیم گیری کنید چون اگر شما بخواهید این شناخت را نادیده بگیرید و به امید تغییر دادن این شخص بعد از ازدواج پیش بروید امکان آسیب به خودتان را بیشتر می کنید چون با ازدواج شخصیت ، یدگاها و.. تغییر نمی کند و حتی شرایط می تواند با مشکلات بیشتری نیز برای شما همراه باشد .
    بهتر است سعی کنید در احترام از رابطه خود خارج شوید و به خودتان فرصت بدهید تا بتوانید به مرحله پذیرش وارد شوید و از این روابط به عنوان تجربه برای تصمیم گیری در آینده استفاده کنید .
    روابط بدون هدف می تواند آسیب زا باشد پس بهتر است هدف رابطه را مشخص کنید و دقت کنید هدف اگر ازدواج می باشد نیاز است که نهایتا 6 ماه رابطه وجود داشته باشد آن هم با میزانی آگاهی خانواده ها و همچنین اینکه خط قرمزهای رابطه حفظ شود و شما برای نگهداشتن فرد مقابل به رابطه جنسی و یا باج دادن عاطفی و... که نشان از وابستگی می باشد نپردازید .
    ببین عزیزم داشتن نیاز عاطفی قابل درک هست اما اگر بخواهی به این سبک روابط ادامه بدهی امکان آسیب برای خودت را بیشتر می کنی در کنار اینکه به نیازهای عاطفیتم در ممسیر مناسبی پاسخ نمی دهی و با ایجاد وابستگی که به فرد مقبالت پیدا می کنی خود را در معرض آسیب بیشتر قرار می دهی.
    در این مسیر بهتر است یک دوره مشاوره حضوری با شناخت درمانگر را تجربه کنی تا بتوانیم در این مسیر بهتر بهت کمک کنیم.
    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-88422495

  • با سلام خدمت شما دوست عزیز
    احساس ناکامی و ناراحتی شما و درد و غمی که از این روابط داشته اید و شکست عاطفی شما کاملا قابل درک است.
    دوست عزیز دقت داشته باشید که اگر باز هم بخواهید بر اساس ترس های خودتان اقداماتی انجام دهید که بر خلاف ارزش ها و اصول زندگی خودتان است، باز هم احساس ناکامی را بیش تر از قبل تجربه خواهید کرد.
    واقعیت این است که در تمام روابط هیچ گاه تمام سهم بر گردن یک نر نیست و رابطه ه ر سمت و سویی که برود حتما هر دو طرف در آن نقش و سهم مربوط به خودشان را داشته اند چرا که رابطه کاملا دو سویه و دو طرفه است.
    شما هم اگر نخواهید خود ارزیابی انجام دهید و سهم خودتان را در این رابطه ها و ناراحتی ها و ناکامی هایتان بیابید و در صورت لازم آن ها را اصلاح کنید و یا در موارد خودتان را توانمند تر سازید، نمی توانید رابطه خوب و سالمی را با شخص دیگری بسازید و همچنان همین رفتارها و انتخاب ها را خواهید کرد و بدون ترمیم به دلیل فرار از احساسات و افکار منفی تان، از رابطه ای به رابطه دیگر خواهید رفت یعنی کاری که از ابتدا انجام دادید.
    اتفاقی که در اولین رابطه شما رخ داد می تواند تا حدود زیادی طبیعی باشد از این جهت که افراد با یکدیگر آشنا می شوند و رابطه برقرار می کنند و سعی می کنند یکدیگر را بیشتر بشناسند و ممکن است پس از شناخت کافی که به دست آوردند و مسیری که برای زندگی خودشان در نظر دارند در این رابطه بمانند یا آن را ترک کنند.
    اما هر رابطه ای که به جدایی ختم می شود حتما با درد و به قول خودتان زخم های همراه خواهد بود و اصول درست این است که اندکی به خودمان زمان و فرصت بدهیم تا این زخم ها التیام بیایند و ما بتوانیم دوران فقدان را پشت سر بگذاریم که به همراه افکار منفی و احساسات و هیجانات ناراحت کننده و ناخوشایند هستند و این امر کاملا اجتناب ناپذیر است و بهرحال باید با آن روبرو شد.
    مسئله این جا است که اگر بدون این مجال و بدون پشت سر گذاشتن این دوران که آن را مانند غم از دست دادن یک فرد عزیز در زندگی یکسان دانسته اند و معتقدند افراد برای عشثق و رابطه از دست رفته سوگواری می کنند، وارد رابطه جدیدی شویم که همان طور که خودتان هم اشاره کردید اغلب برای فرار و اجتناب از احساسات ناخوشایند همین دوران است، خودمان را بیشتر گرفتار کرده ایم.
    چرا که وقتی آمادگی لازم را برای ورود به رابطه جدید نداشته باشیم آن رابطه هم بستر لازم را برای ساختن یک رابطه سالم و با کیفیت نخواهد داشت.
    اکنون این رابطه هم با تمام فراز و نشیب هایش تمام شده است و اگر اصرار شما به ادامه آن، با توجه به تمام این اتفاقات و شناختی که از این فرد به دست آوردید، باز هم برای فرار از روبرو شدن با دردهای ناشی از جدایی باشد، باز هم در همان چرخه معیب گرفتار خواهید شد.
    بهتر است بدانید که نداشتن رابطه از داشتن یک رابطه معیوب و ناسالم که افراد در آن احساس ارزشمندی دریافت نکنند و درون رابطه احساس امنیت و صمیمیت عاطفی نداشته باشند، می تواند چند برابر استرس آور و آسیب رسان باشد.
    خشمی هم که تجربه می کنید ظاهرا بیشتر از این بابت است که خودتان را قربانی می دانید و انگار آن فرد به زور شما را مجبور به انجام کاری و یا ماندن در رابطه کرده است و الان هم فقط او هست که مسئول است.
    در حالی که اگر بخواهید واقع بینانه نگاه کنید شما هم انتخاب کرده اید که به هر دلیلی به خواسته های ایشان تن بدهید و یا بعد از رفتن ایشان متقاعد شده اید که به رابطه برگردید و حتی الان هم اگر ایشان دوباره باز گردند ممکن است باز هم رابطه را از سر بگیرید.
    بنابراین شما یک قربانی نیستید که در شکل گیری این اتفاقا هیچ سهم و نقش و انتخابی نداشته باشید بلکه درست به ارزش ها و مسیر مناسبتان دقت نکرده اید و چون تحمل ناکامی را نداشته اید یا نمی خواستید با احساسات دردناک و با زخم خودتان روبرو شوید، ترجیح دادید در رابطه ای بمانید که احتمالا خودتان هم از آسیب های آن تاحدی آگاهی داشتید و قابل پیش بینی بودند.
    با توجه به این مطالب به شما توصیه می شود برای این که کنترل مسیر زندگی تان را از این به بعد خودتان به دست بگیرید، این بار با پذیرفتن مسئولیت خودتان در برابر نیازها و خواسته ها و اهداف زندگی خودتان، تصمیمات جدی تر و فکر شده ر و حساب شده تری بگیرید تتا در بلند مدت برای شما خشنودی داشته باشد و در مسیر آنچه واقعا دلخواهتان است باشد نه برای فرار از ترس ها و موانع درونی تان.
    بنابراین بهتر است هرچه سریع تر به یک روانشناس مراجعه کنید تا در این زمینه کمک حرفه ای دریافت نمایید و بدانید چگونه در مسیر تحقق خواسته ها و نیازهایتان اقدامات موثرتری انجام دهید و با غم ناشی از این جدایی چگونه کنار بیایید که مجبور نباشید برای فرار از آن تن به هر رابطه با هر کیفیتی بدهید و بتوانید با استفاده از فرصت ها و توانمندی هایتان و در صورت نیاز تقویت آن ها، برای ساختن رابطه های بهتر با کیفیت تر و سالم تر تلاش کنید.