سوالتو بپرس
X

خیانت پدر

سلام دختری هستم ۲۱ ساله..پدرم با یک خانوم شوهر دار رابطه نامشروع داره.و مامانم اینو حدود ۸سال میدونست چون اون خانم دوستش بود..ولی تازه ۳سال میشه که مادرم مدرک موصق دستش امدو به شوهر اون خانم گف ولی اتیش همسرش لحظه ای بودو انگار نه انگار..پدرمم انکار میکنه و همچنان در رابطس واقعا حس بدی دارم وتحمل این زندگی سخته برای من و خواهربرادرم تا حدی که دعا میکنم پدرم بمیره راحت شیم..حتی رغبت نمیکنیم تو صورتش نگاه کنمو بهش بگیم بس کن..مامانمم مدارک قانونیش اوکیه ولی فقط بخاطر ما تحمل کرد تا الان چون هرچی باشه اسمش هس که پدر بالاسرمونه.و مادرم نمیتونه راحت زندگیشو ول کنه..توروخدا راهنماییم کنید دیگ خسته شدم از کارای بابام و هرروز بحث کردن با مادرم

M808011:

نمایش نظرها (1)

  • سلام به شما دوست عزیز
    درک میکنم که این شرایط برای شما با فشار روحی زیادی همراه شده است اما عزیزم در این مورد چند مسئله وجود دارد که بهتر است باهم به آنها نگاه کنیم .

    1. در اول احساسات شما و خواهر و برادرتان که خب طبیعی می باشد که زندگی پر از تنش و بحث های مکرر مادر و پدر برای شماها نیز با فشار روحی زیادی همراه شده است اما در این مسیر در احترام به هردوی آنها نیاز است که تصمیم گیری را بر عهده خود آنها قرار بدهید چون در هرصورت این فضای پر تنش نیز می تواند آسیب های زیادی داشته باشد که شاید طلاق و همراهی شماها با هم این میزان تنش را ایجاد نکند و با توجه به اینکه شما نیز خانم بالغی هستید و می توانید این مسائل را انالیز کنید اما بازهم در هرصورت تصمیم با خود مادرتان می باشد.
    2. شما بیان می کنید که مادر شما 8 سال می باشد که از این ارتباط اگاه هستند و سه سال هست که در این مورد اطمینان و مدرک لازم دارند اما در این مسیر پدرتان حاضر به پذیرش مسئولیت اشتباه خود نمی باشد در اول اینکه تا زمانی که خود پدرتان به اشتباه بودن مسیر خود بینش نداشته باشند نمی توان امیدی به تغییر این شرایط داشت همان گونه که در این 8 سال تغییری ایجاد نشده است دوم اینکه برای بازسازی زندگی مشترک پدر و مادرتان اگر حتی پدرتان نیز اشتباه بودن مسیر خود را بپذیرد و بخواهند که در زندگی مشترک بمانند و این اعتماد را بازسازی کنند بازهم نیاز است که مسیر ارتباطی آن ها و شرایط پیش رویشان بازسازی شود در کنار اینکه زمان وجود داشته باشد.

    اما با توجه به اینکه پدر شما ابراز پشیمانی ندارند و در این مورد نیز پذیرش ندارند بهتر است در احترام به اینکه درک میکنم داشتن کانون خانواده از اهمیت برخودار می باشد با مادرتان صحبت کنید و تصمیم گیری را بر عهده خود ایشان قرار بدهید در هرصورت ایشان نیز از این شرایط فشار روحی زیادی را تجربه می کنند که نمی توان آن را نادیده گرفت.
    بهتر است مادرتان را تشویق به مراجعه به رواننشاس کنید چون حتی اگر ایشان تصمیم به ادامه زندگی مشترک داشته باشند نیاز است که از نظر روحی به ایشان کمک کنیم و سعی کنند که مسیر رشدی خودشان را سپری کنند .