سوالتو بپرس
X

خیانت

با سلام و وقت بخیر .خاله من ۳ تا بچه داره و اینکه بچه هاش متوجه شدن که داره خیانت میکنه و این موضوع داره اذیتشون میکنه و از اینورم نمینونه به کسی بگن.من رابطم با خالم خوبه چند روز پیش یکی از دختر خاله هام موضوع رو باهم در میون گذاشتن ممنون میشم یک راه حلی و یه یک مسیر درست رو راهنمایی کنید که این موضوع رو چه طوری باید مطرح کرد باهاش و برخورد درستی رو که میتونیم داشته باشیم چیه سپاس

abed1984:

نمایش نظرها (3)

  • سلام به شما دوست عزیز
    در این مورد بهتر است که خود فرزندان ایشان در احترام اما در زمان مناسبی با مادر صحبت کنند و بیان کنند که از این موضوع اطلاع دارند و خب این شرایط برایشان با چه احساساتی همراه شده است و بعد اجازه بدهند خود ایشان تصمیم گیری کنند.
    اما اگر به هر دلیلی انها نمیخواهند این موضوع را بیان کنند خب اگر رابطه شما با ایشان خوب هست بهتر است در زمان مناسبی در احترام و بدون قضاوت و سرزنش بیان کنید که می خواهید موضوع مهمی را بیان کنید و در مورد اینکه فرزندان ایشان از موضوع خیانتی که می کنند اطلاع دارند و شرایط روحی که آنها به شما گزارش داده را با ایشان در میان بگذارید و بخواهید که در این مورد تصمیم گیری کنند .
    چون در هرصورت همانگونه که فرزندان ایشان متوجه شده اند ممکن است همسر ایشان و افراد دیگری نیز از این موضوع اطلاع پیدا کنند و خب این شرایط را سخت تر می کند.
    اگر هم با مشکل تصمیم گیری و یا مشکلی در زندگی مشترکشان روبرو هستند بهتر است ایشان را تشویق به مراجعه به روانشناس کنید.

  • باسلام و وقت بخیر
    من در دانشگاه ارشدم استادی داشتم که رفتارش خیلی عجیب بود و گاهی متوجه نگاه های خیره اش به خودم شدم و برای همین هم سعی می کردم کمتر باهاشون رو در رو بشم . کمتر دفترشان میرفتم . یه بار هم بعد از کلاس وقتی راهی خوابگاه شده بودم متوجه شدم دار ن آروم با ماشین دنبالم میان باز هم سرم ر ا انداختم پایین تا رد شدن . اینها گذشت تا بعد از دو سال که برای مشکلی که برای مدرک افتاده بود رفتم دانشگاه با یکی از دوستانم که متاهل هستند و یک پسر ۱۳ ساله دارند و شوهرشون نیزمعلم هستند. بعد از اون روز فهمیدم که دوستم و این اقا که ۵۴ سالشونه و دو تا بچه دو قلو دارند و خانمشون هم معلم هستند با هم رابطه دارند . در حد زنگ و پیامش رو می دونم . من مستقیم و غیر مستقیم به دوستم گفتم که این رابطه درست نیست و ایشو با من قطع رابطه کردند و به من هزار جور حرف ناجور زدند. الان مشکل من اینکه هنوز بعد از یک سوال نتونستم این جریان رو فراموش کنم . اخه اون خانم اینقدر با حیا و مومن به نظر می رسید و خیلی دوستش داشتم و واقعا انگار نمی تونم زندگیش خراب بشه . من با دیدن رفتارهای اون اقا فکر نمی کنم نیتی جز سواستفاده از ایشون داشته باشه .لطفا راهنماییم کنید که چکار باید کنم؟ اگه نمیشه برای اون کاری کنم چطور خودم این جریان رو فراموش کنم ؟ خواهش می کنم راهنماییم کنید . در زندگی برای اولین باره که جریان خیانت رو از نزدیک خس کردم . نمی تونم هضم کنم.

    • سلام به شما دوست عزیز
      احساساتی که از تجربه این شرایط دارید قابل احترام هست اما در این مورد خب نمی توان در مورد رفتارهای استاد شما و یا اینکه به چه دلیل دوست شما با داشتن همسر و فرزند خیانت کرده است نظری بیان کرد اما خب آنچه مشخص می باشد این است که این خیانت هرچند نادرست اما برای دوست و استاد شما حتما معنا می دهد و خب در این مورد دوست شما به عنوان یک خانم بالغ می توانند با در نظر گرفتن مشکلات این ارتباطات در مورد مسیر زندگی خود تصمیم گیری کنند.
      در این مسیر بهتر است که شما مسیر زندگی خودتان و باورهای خودتان را دنبال کنید چون در هرصورت خلاف باور و دیدگاهای شما بارها در مسیر شما قرار خواهد گرفت و خب در کنار اینکه شما در این زمینه مسئولیتی ندارید .