سلام
راستش من 4 سالیه با اقایی اشنا شدم که واقعا منو دوست داره وبهم اثبات شده است
ایشون مهندس عمران هستن بسیار اهل مطالعه و نگاه خیلی بازی دارند اهل کرمانشاه هستن و یک سالی از من بزرگتر
بخاطر فاصله زیاد ارتباط حضوری زیادی نشتاین 3.4باری دیدمشون
خانواده هامون در جریانن و اصلا بحث دوستی و این حرفا نیست
علاقه خیلی زیادی به من دارن اما من هم از اینکه از دوشهر و فرهنگ متفاوت هستیم هم بخاطر تفاوت عقیده هایی که داریم خیلی میترسم
با خودشون هم در این مورد حرف زدم و کاملا به اعتقادات من احترام میذارن و اصلا بحث هیچ اجباری نیست
ایشون ادم واقعا راستگو و قابل اعتماد هستن ومن هیچ شکی بهشون ندارم
اما باز هم ترسی توی وجودم هست که خانواده و محیط اونجا رو میتونم تحمل کنم یا نه
از طرفیم اصلا نمیدونم چقدر ایشونو دوست دارم
وضعیت مالی متوسط و ظاهر نسبتا خوبی دارن البته یه مقدار چاقن
نمیدونم دوسش دارم یا تحت تاثیر خوب حرف زدن و برخوردشون شدم اخه همونطور که گفتم خیلی اهل مطالعه و اگاه هستن
نمایش نظرها (2)
ببخشيد چهار ساله ميشناسيش سه چهار بار ديديش حالا دارى فكر ميكنى باهاش ازدواج كنى يا نه؟؟؟ اين علاقه نيست كه ايشون بهتون دارن هر احساس ديگه اى كه هست بعد از سه چهار ماه زير يه سقف زندگى كردن با هم فروكش ميكنه اونوقته كه تازه ميتونى بشناسيش كه واقعا كيه. ايشالا كه در موردش اشتباه نكرده باشى ولى با اين مدت آشنايي، اگه واقعا شناخته بوديش و به شناختت اطمينان داشتى، اينجا نميومدى و سؤال كنى. نميدونم شايد دنبال يه جواب ميگردى كه به تصميمى كه گرفتى حقانيت بده و تاييدش كنه برات آرزوى موفقيت ميكنم
تازه از من درخواست ازدواج کردن بخاطر راه دور و کارشون نمیتونن زیاد بیان
به شناختی که ازشون دارم اطمینان دارم اما به صبر و طاقت خودم نه به اینکه علاقه ای بهشون دارم یا نه
قرارم نیست عجله کنم
قراره که بیشتر ببینمشون و بیشتر حرف بزنیم