با عرض سلام
من یه پسر ۱۸ ساله هستم که دختر عموم رو خیلی دوسش دارم و بهش علاقه مندم. تقریبا یک سالی میشه که باهم در ارتباط هستیم.قبل از این ک باهم درارتباط باشیم هم من دوسش داشتم ولی خب نه مثل الان قبلا درحد یه سلام و علیک و یه احوال پرسی و بازی های بچگونه و یه رفت و امد بودش. ما خونمون تهرانه ولی اونا شهرستانن ☹بخاطر همین دیر به دیر میبینیم همو و این خیلی سخته واسه دوتامون
من بهش گفتم که دوسش دارم و بهش علاقه مندم همون پارسال بهش گفتم دیگه اونم کم کم به من علاقه مند شدم و بهم وابسته شد و بهم میگه که دوسم داره.
ولی خب یه مشکلی هستش که من ازش کوچیک ترم
در واقع اون سه سال از من بزرگتره
اون ۲۱ سالشه و من ۱۸ سالمه
و تنها مشکل ما همین اختلاف سنیه
اون میگه من واسم مهمه ولی من خودم زیاد مهم نیست واسم
بعد به مادرم هم یه چیزایی گفتم و در جریانش گزاشتم تقریبا ک من دختر عمو رو میخوام
اونم میگه ازت ۳ سال بزرگتره و از این حرفا
یعنی اختلاف سنی اینقدر مهمه؟؟
از طرفی هم دختر عموم الان خواستگار داره و هی ردشون میکنه به قول خودش تا حالا کسی ب دلش نشسته بخاطر همین رد میکنه خواستگارا رو
منم ک شرایط ازدواج ندارم الان
تا بیاد درسم تموم بشه و بخوام شرایط ازدواج رو فراهم کنم میشم ۲۴ یا ۲۵ ساله ک دختر عموم اون موقع میشه ۲۷ هشت ساله
بعد دختر عموم هم خودش الان داره درس میخونه
نمیدونم
واقعا نمیدونم من چیکار کنم؟؟؟
اگه میشه شما کمکم کنید
خواهش میکنم
نمایش نظرها (1)
🤔🙁