سلام وقتتون بخیر
من چند هفته قبل اشنائیمون به خانوادم به اسرار خود دختر عمم گفتم ک بهش علاقه دارم به خانوادم چون مادرشون بر اثر سرطان فوت کرده بود و فقط با پدر بودن و از روی دلسوزی خواستم شر خواستگاراش کم بشه چون اذیت بود و حالا برام معظلی شده و فکر کنم مخالفت خانوادم یک دلیلش همینه ک میگن هوس هست همش و حالا ماجرای اصلی این هست ک بعد یک هفته اشناشدم با فرد مورد نظر و علاقم و کلی هم کار کردم واسش و جلوی خانوادم و اقوام وایستادم تا الان
بنده ۲۰ساله هستم و دختر خانوم ۱۷ و جهت ازدواج باهم اشنا شدیم داخل حرم و بعد از ارتباط داشتن کم و اینکه فهمیدیم تفاهم داریم تو کلیت چیر ها و خانواده ها بهم میخورن به خانواده ها گفتیم خانواده ایشون پذبرفتن ولی خانواده من هفت ماه هست ک مخالفت میکنن و از اشنائیمون میگذره و میگن کار و سربازیت و سن و محل زندگیتون بعد ازدواج ،محصل رشته اقتصاد هستم در مشهد و اصالتا کاشمری و دختر خانوم هم از مشهد هستن ولی موندم چیکار کنم باهاشون ک راضی بشن و الان میخوام کنکور بدم برای فرهنگیان و انسانی کنکور بدم ک رفع بشه موانعشون ولی دنبال راهی هستم ک راضی بشن و یکبار قول دادن ولی عمل نکردن خب ک میان خواستگاری بعد امتحاناتم اما نیومدن و الان باهاشون سرد میگیرم کل اقوام هم دخالت میکنن و مخالف هستن با این وصلت ما اگ میشه کمکم کنید
نمایش نظرها (1)
با سلام خدمت شما
دوست عزیز به نظر می رسد که در حال حاضر تحت استرس و اضطراب و هیجانات بالایی قرار دارید چرا که مطلبتان کمی مبهم بود اما احساسات شما در این زمینه کاملا قابل درک است.
خیلی واضح نبود اما به نظر می رسد که مسئله اصلی شما الان این است که خانواده تان برای این وصلت رضایت نداده و همراهی تان نمی کنند.
ظاهرا هنوز مراسم خواستگاری هم انجام نشده است.
دوست عزیز بهتر است قبل از اینکه برای راضی کردن خانواده تان اصرار کنید، سعی کنید کمی صحبتهای آنها را بشنوید و به آن فکر کنید که آیا دلایلی که دارند کاملا غیر منطقی است یا جای تامل دارد؟
به عنوان مثال آیا دوست داشتن برای اقدام به ازدواج و تشکیل یک زندگی مستقل کافی است؟
آیا اینکه در ابتدا وضعیت درآمد و محل زندگی و وضعیت تحصیلات مشخص شود و بعد به فکر مستقل شدن افتاد، غیر منطقی است؟
ازدواج شما به معنای این است که مسئولیت زندگی یک فرد دیگر را هم به عهده می گیرید.
چه برنامه ای برای ایشان دارید؟
به اینکه چه مدت از آشناییتان می گذرد اشاره ای دقیقی نکردید اما با توجه به سن و سالتان شاید بهتر باشد کمی آهسته تر پیش بروید و به خودتان فرصت دهید که در ابتدا شرایط لازم و کافی برای مستقل شدن را به دس آورید و بعد دست به اقدام بزنید.
سن ایشان هم هنوز به سن قانونی نرسیده است و در سن نوجوانی هستند و ممکن است انتخابشان خیلی پایدار و با ثبات نباشد و هنوزشخصیتشان به صورت کاملی شکل نگرفته باشد.
بنابراین به شما توصیه می شود در ابتدا برای بررسی بیشتر به همراه ایشان برای دریافت جلسات مشاوره پیش از ازدواج اقدام کنید تا بتوانید نظر تخصصی مشاور را هم بر اساس ارزیابی های صورت گرفته بدانید و بهتر در این زمینه تصمیم بگیرید.
همچنین با خانواده تان نیز گفتگو کنید اما اینبار برای اینکه بتوانید واقعا متوجه دغدغه ها و نگرانی آنها در این زمینه شوید و بتوانید دلایل قابل قبولی به آنها ارائه دهید تا اول شما را به عنوان یک فرد پخته و مسئولیت پذیر بشناسند تا با شما همراه شوند.