سلام. من یه پسرم که ۱۹ سالمه
میخام راجب یه موضوع راهنماییم کنید.
من اهل درس خوندن هستم ولی اهل زیاد کردن ساعت های مطالعه ام نیستم
امتحانارو شب امتحان میخونم و الانم که دانشگاهم، دارم خوش خوش درسارو میخونم.
توی این ۱۲ سال همیشه بهترین نتیجه رو گرفتم و هیچوقت مردود و تجدیدی تو کارم نبوده با اینکه اونقد زیاد نمیخونم
ولی مادرم هنوزم منو قبول نداره و ولم نمیکنه. همش میگه تو باید تا ۱ صبح بخونی و ساعت ۴ بلند شی باز بخونی
همش باید در حال خوندن باشی. بهش میگم من وقتی که تو میگی بخون،
اعصابم خورد میشه و اتفاقا برعکس عمل میکنم و نمیخونم. ینی حسش میپره
همش سر درس خوندن دعوا داریم. همش میگه درس بخون درس بخون.
میگه فلانی الان کتابارو ۲ دور کرده. خاک بر سرت و فلان…
حتی اگ همون فلانی بیاد و بگه هیچی نخوندم بازم قبول نمیکنه
همش بقیه رو با من مقایسه میکنه.
این موضوع به شدت رو مخمه و و یه ۶ سالی هست که اعصابم بهم ریخته
سر این موضوع.
بنظرتون چیکار کنم؟ هر کاری ام میکنم توجه نکنم ولی صدای مادرم و سرکوفتاش رو مخمه
نمایش نظرها (1)
با سلام دوست شما دوست عزیز
نگرانی مادر شما قابل درک می باشد اما ایشان نگرانی و احساسات خود را برای تشویق شما به درس خواند از مسیر اشتباهی چون مقایسه و تحقیر کردن بیان می کنند و بهتر است سعی کنید شما برنامه درسی خودتان را داشته باشید و اگر فکر می کنید که برای موفقیت و بهبود شرایط ردسیتان به تلاش بیشتری نیاز دارید نسبت به شرایط زمانی که از نظر روحی در شرایط بهتری هستید و میزان یادیگری شما بالاتر می باشد در مسیر برنامه ریزی اقدام کنید .
بهتر است در کنار احترام به مادرتان به ایشان بیان کنید که نگرانیشان را درک می کنید و تلاشتان را برای خواندن می کنید تا بتوانید نتیجه مورد نظر خودتان را کسب کنید .