سوالتو بپرس
X

درمونده شدم

با سلام من یک سال است که ازدواج کردم و پنج ماهه باردارم.میدانم شوهرم عاشق من است او همیشه همه چیز را با من درمیان میگذاشت.میدانم که با زنان از طریق شبکه اجتماعی رابطه داشته و همیشه میگفت میخوام اذیتشون کنم و سرگرم بشم هر وقتم که گفتم از کارش ناراحت میشم گفته مگه بهم اعتماد نداری اگه کاری میکردم گوشی رو رمز میذاشتم. او بخاطر نداشتن سرگرمی و دوری از خانواده گاهی گوشی اش را به من میدهدو خودش برای کار گوشی ساده میبرد که خراب هم نشود. تقریبا۴ روز پیش احساس کردم رفتارش عوض شده تا کنارش میرفتم گوشی اش را پنهان میکرد تماس راقطع میکرد و از دادن گوشی به من امتناع میکرد.فردای آن روز که خواب بود خواستم تا لازم ندارد بازی کنم که دیدم رمز گذاشته خیلی ناراحت شدم و وقتی از او دروغ شنیدم به او شک کردم. نیمه شب قبل از خواب پریدم و دیدم گوشی از دستش افتاده و خواب است وقتی گوشی را باز دیدم وارد شدم و پیام های او را خواندم.او با دختری از شهر دیگر ارتباط داشت و از او عکس های مختلف بالباس و بدون لباس دریافت کرده بود.بانام پسر ذخیره کرده بود.با دیدن آنها گوشی را بستم و بخاطر حال بدم بیدارش کردم.پرسید چرا میلرزم گفتم حالم بده فوری گوشیشو برداشت عکس ها را به رم دیگر انتقال داد و پیام ها را حذف کرد.از من پرسید چیزی توگوشی دیدی یا از کسی شنیدی گفتم نه.نمیدانم چه باید بکنم میترسم دوست ندارم رابطه مان خراب شود من عاشقانه او و پسرمان را دوست دارم.چه کنم.حالم خیلی بد است. میدانم برای پسرم هم خوب نیست.

tanhayy: متولد۶۶_در شهریور ۹۳ازدواج کردم. شوهرمو خیلی دوس دارم. بعدازدواج از تهران به بوشهر آمدم. از خانوادم دورم الانم یه پسر باردارم و منتظرم اسفند به دنیا بیاد.با مادرشوهر و برادرشوهرم در یک خانه زندگی میکنیم.دستمونم حسابی خالیه و کلی بدهی داریم.

نمایش نظرها (1)

  • خب همین رفتار غیرمستقیم شما بسیار خوب و کارساز خواهد بود ... همینکه در موردش مستقیما" حرفی نزدید کار بسیار خوبی انجام دادید ...
    بهتره محبت کردنتون رو افزایش بدید و محیط خوبی رو در خانه براش مهیا کنید ...
    وقتی محبت شما افزایش پیدا کنه ایشون جذب شما و زندگی خواهد شد ... به هر حال در دنیای امروز چنین اتفاقاتی دور از انتظار نیست ولی بهتره به جای حساسیت زیاد محیط زندگی مشترکتون رو آرام و گرم و دلنشین کنید