سوالتو بپرس
X

دست گذاشتن روی نقطه ضعفم

سلام عرض میکنم ….قبل از پرسش سوالم باید بگم آدم فوق العاده حساسیم نسبت به نو09010377107ع رفتار همسرم با دیگران …اینکه چطوری با یک مرد صحبت میکنه ..این شده نقطه ضعف من …تازگیا عادت کرده برای اینکه دهنمو سر یه سری موضوعاتی ببنده دست میزاره روی نقطه ضعفم ینی میشه گفت با حس غیرتم بازی میکنه ….بعنوان مثال سراینکه چرا با پسرای فامیل پدریش راحت صحبت میکنه با هم بگو مگو داشتیم تا اینکه از روی لجم گفت اصلا یه زمانی دوست پسرم بوده برای همین اینقدر راحتم …سر این موضوع دعوامون بشدت بالا گرفت….گذشت تا اینکه مزاحمت های تلفنی برای همسرم پیدا میشد مدام ازم میخواست تا پیگیری کنم …..چون دو سه باری پسر عمو هاش چون شماره ی منو نداشتن و از طریق همسرم جویای شمارم میشدن ..میگف مواظب باش ممکنه پسر عمو هام باشن محتاطانه برخورد کن …من از این وض به سطوح اومده بودم که چرا تمام پسرای فامیل یا شوهرای دختر عموهات شماره ی تورو دارن دو باره بحثمون بالا گرف تا اینکه حرف غیر منتظرش باعث شد در جا خشکم بزنه..گفت اصلا میدونی چیه من با همشون نزدیکی کردم و با همشونم دوست بودم برای اینه که همشون شماره ی منو دارن..این حرفی که زد تا لجمو دربیاره ولی متوجه نشد از شدت عصبانیت فقط میخواستم از بین ببرمش.اون محلو ترک کردم تا بتونم درستو آزاد فکر کنم خیلی اعصابم خراب بود …فقط میخوام بدونم چ کار میتونم بکنم تا دیگه دست روی نقطه ضعفام نزاره واقعا نمیدونم باید چطوری در مقابل این حرفش باهاش برخورد کنم.

mohamadsezar:

نمایش نظرها (1)

  • دوست عزیز سلام. در جواب شمامن نامزدی دارم که بشدت روی برخوردم با دیگران حساسهو تلفن همراهمو مخفیانه چک میکنه حتی اطلاعات راجب اطرافیانم از طریق فیسبوک هاشون در میاره که ینی من حواسم به همچی هست...این در حالیه که من در محیط کاربسیار خشک و رسمی هستم و در ارتباط با دیگران هم همیشه حدود رو حفظ کردم از کودکی تابه امروز...میدونسته که باکسی ارتباط نداشتم اما این کارهارو میکنه با اینکه میدونهزنی هستم که در عین معاشرتی بودن و اجتماعی بودنم کوچکترین مساله ناموسی درست نکردم وهمیشه طوری برخورد کردم که نخواد حساسیتش تحریک شه...
    حالا همسر شما واقعا خیلی میتونه گستاخ باشه که چنین حرفای بی شرمانه ای رو در مقابل1 مرد میزنه مخصوصا وقتی همسرش باشه..تنها چاره شما بی توجهی موقتی نسبت به ایشونه...کمی حس کنه مرد زندگیش اونطور که همیشه تکیه گاهش بوده نیس،متوجه میشهکه زندگیش در خطره...وقتی ازت دلیلشو جویا شد واسش توضیح بده که از طرز برخوردش خسته شدی و از زندگی مشترکت آرامش میخوای.نه جنجال!ببینه همون پسر عموها و یا اقوام اینجا به داد زندگیش میرسن یا تنها کسی که باید باش زندگی کنه همسرشه؟مدتی بیتوجه باش.جواب میده