سوالتو بپرس
X

دعواهاي خانوادگي

سلام دوستان پدر و مادرم تو خونه همش با هم دعوا ميكنند و بيشتر دعواهاشون به خاطر مشكلات مالي هست من ديگه خسته شدم ميخوام درس بخونم ولي تو خونه اصلأ آرامش ندارم.ميخواستم ببينم من بايد چكار كنم؟

shidy:

نمایش نظرها (9)

  • امروزه اكثر خانواده ها همين مشكلات رو دارن با پدرو مادرت صحبت كن و ازشون كمك بخواه

  • بهترين كاري كه ميتونيد انجام بدين اينه كه بتوني شرايط خانوادتون رو درك كنيد همين

  • بهترین حالت اینکه با شرایط فعلی کنار بیاید وتمام فکرتون رو برای درس خوندن آماده کنی وهمچنین از طریق بزرگتر یا مدرسه مشکلتونبا خانواده مطرح کنید اینجوری استحکام خانواده تون بیشتر میشه به شما و خودشون بیشتر توجه می کنن انشالا....

  • ما خارج از كشور زندگي ميكنيم و پدرم ايران و سر موضوع مالي هميشه خانوادم با هم بحث دارن تا جايي كه ممكنه از هم طلاق بگيرن،حضم اين موضوع سخته چكار ميتونم بكنم!؟اخه مادرم بارها ميخواسته من رو از خونه بندازه بيرون و همش بهم ميگه كه سهمشون رو من ميخورم در صورتي كه از كمك مالي كه پدر ميفرسته من هيچي ور نميدارم و خرجمو خودم در ميارم
    چكار كنم

    • البته ما نمیدونیم واقعا" شما چطور خرج میکنید ولی ملاک رو بر حقانیت شما میگذاریم پس بهتره موضوع رو به طور خصوصی با پدرتون مطرح کنید ...

  • شوهرم اصلا هیچ مسنولیتی رو تو زندگی قبول نمی کنه ولی دایم متوقع است حتی خیلی جاها خرج خونه هم با منه تنها کاری که می کنه اینه که صبح ها بچه رو باید ببره مدرسه که خیلی دوست داره اونم من انجام بدم جوری که امروز با دعوا و .... به زور فرستادمش که بچه رو ببره مدرسه خیلی خسته شدم چی کار کنم ؟؟

    • این دسته از افراد عموما خصلت «بی‌مسئولیتی» را از محیط خانواده و در ارتباط مستقیم با آموزش‌های پدر و مادر کسب کرده‌اند و یا در برهه‌ای از زندگی خود از طریق ارتباط با افراد بی‌مسئولیت به این نتیجه رسیده‌اند که چنانچه در مقابل امور مختلف زندگی بی‌مسئولیت باشند، پاداش بهتری دریافت خواهند کرد و زندگی راحت‌تر با دغدغه کمتر را سپری خواهند کرد.
      از آنجا که اطرافیان، به مرور زمان فرد بی‌مسئولیت را با تمام اهمال کاری‌هایش می‌پذیرند و دیگر از او انتظار برآوردن خواسته‌ها و نیاز‌هایشان را ندارند، خصیصه بی‌مسئولیتی در وجود فرد بی‌مسئولیت تشدید می‌شود و در نتیجه فرد بی‌مسئولیت در دنیای امنی که برای خود می‌سازد احساس رضایتمندی می‌کند و پاداش می‌گیرد، زیرا هیچ کسی از او توقعی برای انجام امور ندارد و او می‌تواند با فراغ خاطر به نیاز‌ها و خواسته‌های مورد علاقه خویش رسیدگی کند.
      از این رو فرد بی‌مسئولیت رفته رفته، به خصلت‌هایی نظیر «خودخواهی»، «متوقع بودن» و همچنین «لجبازی» و «منفعت طلبی» در جهت تحقق خواسته‌های شخصی‌اش نیز آلوده می‌شود. بسیاری از زوجین ناآگاهانه و ناخواسته بر مشکل بی‌مسئولیتی همسرشان دامن می‌زنند و آن را تقویت می‌کنند.

      ۴ موضعگیری صحیح و غلط در مواجهه با فرد بی‌مسئولیت
      ۱ – برخی افراد «بی‌مسئولیتی» همسرشان را می‌پذیرند و تلاش می‌کنند تا خودشان آن را جبران کنند (رویکرد غلط).
      ۲ – برخی افراد «بی‌مسئولیتی» طرف مقابل را نمی‌پذیرند، اما تلاش می‌کنند تا نقاط ضعف خود را که به تشدید حس بی‌مسئولیتی در همسرشان منجر شده شناسایی و با اصلاح این نقاط ضعف، به طور غیرمستقیم، همسر را دعوت به پذیرش مسئولیت در ابعاد مختلف زندگی مشترک کنند (رویکرد صحیح).
      ۳ – برخی افراد «بی‌مسئولیتی» طرف مقابل را نمی‌پذیرند، اما معتقدند به جای اصلاح خودشان صرفا باید به دنبال راه حلی باشند که همسر بی‌مسئولیت را اصلاح کنند! این دسته از افراد پیوسته فرد بی‌مسئولیت را تحقیر می‌کنند و با استفاده ازحربه بی‌توجهی و بی‌احترامی به او، در صدد تنبیه و تادیب وی و حصول خواسته‌های بجا یا نابجای خود حرکت می‌کنند (رویکرد غلط).
      ۴ – برخی از افراد در زندگی با همسر بی‌مسئولیت به جدایی قطعی می‌اندیشند (رویکرد غلط).
      راهکار منطقی: شما در برخورد با همسر بی‌مسئولیت نباید به دنبال تغییر او باشید بلکه باید این سوال بزرگ را از خود بپرسید که من چه تغییری بکنم تا او تغییر کند؟

      راهکار‌هایی برای مواجهه با بی‌مسئولیتی همسر
      مقابله به مثل نکنید:
      اگر باهمسرتان قطع رابطه کرده‌اید ابتدا از در آشتی کردن با وی وارد شوید و ارتباطتان را از سر بگیرید؛ زیرا انجام راهکارهایی که در ادامه ارائه می‌شود بدون حضور همسرتان میسر نیست. عده‌ای از افراد لجبازی همسر را با لجبازی پاسخ می‌دهند. بدانید کسی که لجبازی می‌ کند معمولا خودش می‌‌داند که حق با او نیست، اما هیچ وقت نمی‌‌خواهد این را به زبان بیاورد.
      تجربه عموم روان‌شناسان نشان می‌دهد روابط افرادی که در زندگی مشترک دست به مقابله به مثل می‌زنند روزبروز بد‌تر و بد‌تر می‌‌شود تا آنجا که بازگشت به عقب تقریبا غیر ممکن خواهد شد. انسان‌ها هرگز در فضای تحقیر، سرزنش و لجبازی تغییری حاصل نمی‌کنند.

      خانواده‌تان را به قطع فرآیند حمایتگری دعوت کنید:
      متاسفانه دسته‌ای از افراد برای حل هر مشکلی همیشه اولین داوطلب هستند و فرصت همکاری و ایفای نقش را از همسر خود می‌گیرند؛ زیرا معتقدند وقتی که با شخصی غیر قابل اتکا درگیر هستند ناگزیرند تا نقش «والد» را برای او ایفا کنند.
      برای تقویت صفت مسئولیت پذیری در هر فردی باید اهداف را کوچک و قابل دسترسی انتخاب کنید. برای مثال اگر فرد بی‌مسئولیت، شوهر شماست و بی‌مسئولیتی او بیشتر در کسب درآمد و تامین نیازهای مادی خانواده است باید در گام اول از او خریدهای ارزان قیمت و در عین حال ضروری را تقاضا کنید
      این کار باعث می‌شود تمام مسئولیت زندگی مشترک به عهده فرد داوطلب واگذار شود و طرف مقابل طبیعتا به نوعی بی‌مسئولیتی برسد.
      بسیاری از خانواده‌ها بدون شناخت خصلت‌های فرد بی‌مسئولیت، بسرعت وارد عمل می‌شوند و برای حمایت از فرزند خود در مقابل فرد بی‌مسئولیت اقدام به حمایت‌های مالی و اقتصادی فراوان می‌کنند. حمایت «والدانه» از فرد بی‌مسئولیت به چرخه بی‌مسئولیتی او دامن خواهد زد و در ‌‌نهایت شما حس فریب خوردگی و عصبانیت را تجربه خواهید کرد.

      مصرانه از او انجام وظایفش را تقاضا کنید:
      شما درباره مسئولیت پذیر‌تر کردن همسرتان چقدر تلاش کرده‌اید؟ همسرتان نسبت به قبل چقدر تغییر کرده است؟ مسئولیت‌پذیر‌تر شده یا برعکس؟ شاید انجام راهکارهای گفته شده، در ابتدا سخت و زمانبر به نظر برسد، اما مطمئنا نتیجه‌اش بهتر از روشی است که خودتان تاکنون از آن استفاده می‌کردید.
      فراموش نکنید که برای تقویت صفت مسئولیت پذیری در هر فردی باید اهداف را کوچک و قابل دسترسی انتخاب کنید. برای مثال اگر فرد بی‌مسئولیت، شوهر شماست و بی‌مسئولیتی او بیشتر در کسب درآمد و تامین نیازهای مادی خانواده است باید در گام اول از او خریدهای ارزان قیمت و در عین حال ضروری را تقاضا کنید.
      صبور باشید و فقط روی تقاضایتان محترمانه و بدون پرخاشگری پافشاری کنید. شاید۱۰۰ درصد تقاضای شما برآورده نشود، اما مطمئن باشید ۵۰ درصد آن اجابت خواهد شد و این یعنی موفقیت اولیه در برابر فرد بی‌مسئولیت.

      همسرتان را با عواقب بی‌مسئولیتی آشنا کنید:
      استفاده از عباراتی نظیر «تو اصلا مسئولیت پذیر نیستی» گرهی از مشکلات شما باز نمی‌کند بلکه کاربرد مکرر همین عبارات باعث می‌شود همسرتان بیشتر در این نقش فرو رود و واقعا قبول کند که بی‌مسئولیت است.
      در بسیاری از موارد و در شروع کار مطمئنا همسرتان به‌‌ همان میزانی که شما (به عنوان مثال) انتظار خرید داشته‌اید، هزینه نمی‌کند. مثلا شما فهرستی از ۵ نیاز ضروری منزل را به او داده‌اید، اما او در میان این ۵ نیاز، برخی از اقلام را خریده است و مثلا برنج نخریده است. در اینجا شما برنج را از وعده غذایی خود حذف کنید و یک غذای ساده بپزید. زمانی که او می‌پرسد: «چرا برنج نپخته‌ای؟»، شما فقط پاسخ دهید: «برنجمان تمام شده است».

      از جابجایی نقش‌ها پرهیز کنید:
      پدیده جابجایی نقش‌های زن و مرد در زندگی مشترک چنانچه با ارتقای «ظرفیت روحی» زوجین همراه نباشد براحتی می‌تواند عامل ایجاد اختلاف و تنش شود.
      زمانی که زن نقش شوهر بی‌مسئولیت خود را به عهده می‌گیرد و مثلا بیرون از منزل کار می‌کند یا زمانی که مرد نقش زن بی‌مسئولیت خود را به عهده می‌گیرد و همیشه به شستن لباس‌ها یا جارو زدن منزل مبادرت می‌ورزد، به دلیل بی‌مسئولیتی همسران خود، انجام این کار‌ها را «کمک حمایتگرانه از شریک زندگی» نمی‌دانند و زوجین در این شرایط از یکدیگر طلبکار می‌شوند و انتظار دارند همسرشان هر لحظه به خاطر ایفای نقشی که خلاف جنسیت و یا طبیعتش بوده است، از او قدردانی چند برابر تصور بکند در حالی که طرف مقابل تصور می‌کند همسر من کاری نکرده است، او فقط وظیفه‌اش را انجام داده است. در نتیجه وقتی زنی مسئولیت اصلی تامین مالی را به عهده می‌گیرد، بدیهی است که از نظر شرایط روحی، «خستگی روانی» را تجربه کند.

  • سلام خسته نباشید من دوسال ازدواج کردم بامردی که قبلا ازدواج کرده ویک دختر۴ساله داشته ازاون خانم جداشده بخاطر خیانتی که اون خانم انجام داده
    ازوقتی اون خانم فهمیده شوهرم ازدواج کرده یکسره عکس لختیش میفرستادومیگفت بیا منو صیغه کن وقتی شوهرم جواب رد میداداونم بیشترفحش میدادالان سه سال بچه رونشون باباش نداده گفته بیامنوبگیربعدمیزارم دخترت ببینی وچون شوهرم پول نفقه بچه رو نداشت بچه رو نتونست ازطریق دادگاه بگیره
    تااینکه اون خانم از چتهای که بین شوهرم وخودش بود برام فرستاد که همش ازسکس بود منم به شوهرم گفتم چرابهم خیانت کردی گفت من قصدخیانت نداشتم فقط چون اون خانم همش میگفته بیابامن سکس کن تابچه روبهت بدم ببینیش فقط جوابشودادم دوروز به حالت قهررفتم خونه پدرم که شوهرم گفت فقط بخاطربچه بوده اگرنه من اصلا نمیخواستم بهش پیام بدم حالا مشاوره میخوام شما یک راه حل بزارید جلوپام چکارکنم میتونم ازدست اون خانم شکایت کنم وچطوری وترسم اینه که چون نفقه بچه رو گزاشته میتونه شوهرم زندانی کنه بخاطرنفقه بچه واینکه بچه تا١٣سالگیش حضانتش گرفته والان اون خانم میگه بیا قیومیت بچه روبهم بده اگرنه زندگیت بهم میریزم

    • دوست عزیز بچه تا هفت سالگی نگهداریش با مادره و در سن هفت سالگی بطور قانونی با پدر خواهد بود وهیچ طرفی حق نداره طرف دیگرو از دیدن فرزند منع کنه در این صورت دادگاه فرد مورد نظر رو ملزم به تمکین از قانون خواهد کرد