سوالتو بپرس
X

دوستی دختر 15 ساله با پسر 20 ساله با قصد ازدواج

سلام من ی دختر 15 سالم …ابان همینسال تو اینستا برای سفارش ی سوخته کاری مجبورشدم با پسرخاله دوستم چت کنم و هرروز ازش بخوام ک کاررو زودتر تحویل بده …از اخرای ابانماه کشید تا اخرای دیماه…لا به لای این سفازشات کار درمورد خود من هم بحث شده بود و درباره من از دخترخالش ک میشه دوست من شنیده بود…اون از مشکلات من کاملا باخبر بود و میدونست ک از بچگی عاشق پسرداییم بودم و کمکم کرد تا فراموشش کنم و قبلاهم ک خودزنی کرده بودم بخاطر عشق بچگیم جلوشو گرفت و حالمو خوب کرد
اروم اروم فهمیدم ک دارم عاشقش میشم
ین سفارشات شدن درد و دل …هروقت دلم میگرفت باهاش حرف میزدم و راهکار میداد….تا 15 بهمن دردو دل میکردم باهاش…تااینکه بهم گف ما الان تو رابطه ایم…
شدیدا مذهبیه و پوشش براش مهمه …منم بخاطر اون رو حجاب و نمازم دارم کار میکنم….بخاطرش نماز میخونم تا شبیه اون شم
من 15 سالمه و اون 20 سالشه…2-3 سال دیگه میخواد ازدواج کنه و بهم گفته ک قصدش ازاین رابطه ازدواجه و این مدت برای اشناییه…
2-3 سال دیگه اون دانشگاهشو تموم میکنه ولی من میشم 18 ساله و هنوز اروم اروم میخوام ک برم دانشگاه…
کاملا جدیه..حتی یبار ازم خواست ک کاری کنم تا با پدرم حرف بزنه و بش بگه ک منو میخواد
ماهمو میخوایم ولی موضوع اینجاس ک اون منو تو 18 سالگی برا ازدواجش میخواد…ولی من میدونم خونوادم اجازه نمیدن….
من نمیخوام احساسی تصمیم بگیرم…ازتون کمک میخوام تا بتونم تصمیم منطقی بگیرم…اینکه ب رابمون ادامه بدیم یا ن
ما همو از نزدیک ندیدیم تاحالا…ولی هرچی لازمه ک بدونیم رو میدونیم…خونواده های همو میشناسیم…یعنی تاحالا مجازی دوست بودیم…و هردومون هم بخاطر همدیگه تغییر کردیم….اخلاقای بدمون رو ترک کردیم …
رابطه ما ی رابطه کاملا سالمه و ب همدیگه ضربه و اسیبی نمیزنیم…
بنظرتون درسته ک با قصد ازدواج تو 18-19 سالگی من و23-24 سالگی اون رابطمونرو ادامه بدیم و کم کم قرار بزاریم باهم ؟؟
چون من نمیتونم با خانوادم الان مطرح کنم این قضیه رو …چون سن من کمه و همون اول فک میکنن ک اون پسره منو گول زده یا عشق نیست و هوسه

smn:

نمایش نظرها (2)

  • با سلام خدمت شما
    دوست عزیز احساسات شما در این زمینه کاملا قابل درک است.
    مشخص است که دختر هشیار و عاقلی هستید که به جای اینکه تسلیم کامل احساسات و هیجانات خودتان شوید، تلاش خود را می کنید که این به این ماجرا از دیدگاه منطقی نیز بررسی کنید و این ویژگی شما تحسین برانگیز است.
    همانطور که می دانید تصمیم برای ازدواج و انتخاب همسر آینده یکی از مهترین تصمیمات زندگی هر فردی است و بهتر است با نهایت دقت و حساسیت اتخاذ شود.
    اینکه شما رابطه دوستانه خوبی با یکدیگر داشته اید و ایشان هم در مراحلی به انگیزه مندی و رشد و توانمدی شما کمک کرده اند، خیلی هم عالی و خوب است.
    با توجه به اینکه در مواقع بحرانی مشکلاتتان در کنارتان بوده اند و به نوعی حمایت عاطفی و روانی از شما داشته اند هم باعث شکلگیری عواطف بین شما شده است.
    اما هیچ یک از اینها دلیل نمی شود که ایشان گزینه مناسبی برای ازدواج با شما باشند.
    یکی از مسائل مهمی که در این میان وجود دارد و بهتر است به آن توجه داشته باشید این است که شما هنوز در سنین نوجوانی هستید و مسیر بلندی در جهت تعیین اهداف و خواسته ها و سبک مورد علاقه زندگی تان و حتی فکر کردن درباره ملاکها و معیارهای مناسبتان برای ازدواج دارید.
    در این سنین به این دلیل که هنوز هویت افراد به درستی شکا نگرفته و افراد ممکن است تا اوایل بزرگسالی کلی تغییر کنند و نظر و عقیده و جهت گیریشان در مورد زندگی شان تغییر زیادی کند، تصمیمی که الان در این سن اتخاذ می شود معلوم نیست که چندسال آینده هم همین باشد.
    شما هنوز مدرسه را تمام نکرده اید و هنوز دانشکاه نرفته اید و ممکن است تصمیم بگیرید تغییرات عمده ای با کسب آگاهی و تجربه بیشتر و آشنایی با افراد بیشتر، در خودتان و سبک زندگی تان صورت دهید و اصلا ممکن است در آن زمان ایشان دیگر انتخاب شما نباشند.
    یک ضرب المثلی هست که ممکن است شنیده باشید به ان ترتیب که: یک سیب را وقتی بالا می اندازید تا به زمین برسد هزار چرخ می خورد!
    در اینجا هم اینکه از الان برای چند سال بعد انتخاب کنیم غیر منطقی به نظر می رسد و شما نمی دانید چند سال بعد چه تغییراتی خواهید کرد و چه معیارهایی خواهید داشت و چون هنوز در سن رشد هستید امکان هر گونه تغییری وجود دارد.
    چه بسا ازدواج هایی که در این سنین رخ داده اند و بعدها افراد پشیمان شده اند و عنوان کرده اند که با شناختی که الان داریم در آن زمان متوجه انتخابمان نبودیم و باید دیرتر و با شناخت امروزمان همسر آینده مان را انتخاب می کردیم و امروز چیزهایی را می بینیم و به نظرمان می آید که در آن زمان به ذهنمان نمی رسید.
    مورد دیگر سلطه ای هست که به نظر می رسد ایشان بر شما دارند.
    شاید استفاده از این واژه کمی به نظرتان غیر منصفانه و نامناسب باشد و با خودتان بگویید هر تغییری که حاصل شده بر اساس انتخاب خودتان بوده و خودتان خواسته اید.
    اما بهرحال ایشان ، یا هر کس دیگری که قرار است با او ازدواج کنید بهتر است شما را همان گونه که هستید بپذیرد.
    مورد دیگر سن ایشان است که حتما به نظر خودتان هم یک جای کار مشکل دارد.
    ایشان به سن قانونی رسیده اند اما شما هنوز به سن قانونی نرسیده اید و اگر بخواهیم واقع بین و منطقی باشیم، یک احتمال مهم این است که ایشان واقعا بخواهند از شما سو استفاده بکنند.
    اگرچه فکر می کنید که ایشان را در این مدت شناخته اید اما اطلاعات حاصل از علم مطالعه رفتار انسانها نشان داده اند که شناخت از طریق مجازی و غیر حضوری می تواند بسیار تحریف شده و بیشتر بر اساس ساخته های ذهن خودتان باشد.
    ذهن انسان این توانایی را دارد که جای خالی اطلاعات را با استفاده از اطلاعات موجود، هرچند ناقص، پر کند.
    و چون شما در سنی هستید که اوج هیجان و احساس در آن تجربه می شود و در زمانی با ایشان آشنا شدید که شاید نیازمند بودن یک فرد همدل در کنارتان بودید، کل ماجرا بر همین اساس شکل گرفته باشد و در واقعیت ممکن است ایشان کاملا با آنچه در تصور شما هست متفاوت باشد.
    بنابراین علاوه بر موارد قبلی، این اطلاعاتی که از ایشان از این طریق دارید هرگز نمی تواند قابل اعتماد و اتکا باشد.
    با توجه به تمام این موارد به نظر می رسد بهترین راه این باشد که به ارتباط با این فرد تا همین مرحله اکتفا کنید و اعتماد زیادی نکنید و بر اساس خواسه ها و انتظارات خودتان حرکت کنید و انتخاب و تصمیم برای ازدواج را به زمانی موکول کنید که به اندازه کافی تجربه به دست آورده و بیشتر رشد کرده باشید و فرصت کسب چیزهایی که می توانید در این دوران به دست آورید را از خودتان نگیرید و اجازه دهید هر اتفاقی در زمان مناسب خودش رخ دهد.
    الان شما مسئولیتها و وظایفی مانند تحصیل را دارید که از هر چیزی مهمتر است چرا که بهترین زمان پرداختن به آن در این سن است و اگر آن را از دست بدهید و یا انرژیتان را صرف موارد دیگری بکنید که در حال حاضر خیلی چالش آفرین و آسیب زا می توانند باشند، دیگر نمی توانید زمان را برگردانید و فرصت جبران نخواهید داشت.
    اما برای ازدواج هنوز فرصت زیادی دارید و بهتر است فعلا به خودتان فرصت رشد و کسب توانمندی و دانش و تجربه های مختلف را بدهید تا بتوانید با استفاده از اینها بهترین انتخاب را برای زندگی آینده تان داشته باشید.
    در آخر فرض کنید صمیمی ترین دوست شما در همین شرایطی که شما گفتید قرار گرفته بود و از شما راهنمایی می خواست، به او چه می گفتید؟
    پاسخ به این سوال تا حد زیادی مسیر را برای شما روشن خواهد کرد.

    • کاملا حرفاتون درسته...و اینکه میگید تسلط روت داره هم صحیحه ...اما اینکه ما چندماهه بهم وابسطه شدیم...بارهاهم خواستم تا وسط چت بگم ک بیا تموم کنیم ولی الان هردومون دورمون خالی شده...کسی جز یکدیگه رو نداریم...مطمعنم ک این جدایی حداقل باعث بشه چند ماه حالت افسردگی بهمون دست بده...و علاقه ای هم ک بهم داریم ثابت شدست...ولی حتی تصور اینکه یه روز باهاش حرف نزنم حالمو بهم میریزه...این قضیه سنمون روهم خودم میفهمم...اون ب قول شما ب سن قانونی رسیده ومیتونه هرکاری بامن بکنه...و بنظر خودمم تموم کردن این رابطه ب نفع هردومونه ...ولی واقعا سخته...برا هردومون سخته...نمیتونم ب این راحتی ازش دل بکنم