سوالتو بپرس
X

دوستی

با عرض سلام و خسته نباشید.پسری 24 ساله هستم فوق لیسانس رشته فنی و خانواده ای با تمکن مالی که دو سالی است با دختری دوست شده ام.ما به هم علاقه مند بوده تا اینکه مشخص شده پدر ایشان دارای اعتیاد بوده و در کار مواد نیز می باشندواین قضیه چند ماه بعد از دوستی ما توسط ایشان مطرح شد که با اینکه من را بسیار آزرده خاطر کرده اما به جهت علاقه به ایشان تصمیم گرفتم که به رابطه ام با ایشان ادامه بدهم.خانواده ما بعد از شنیدن این قضایا مخالفت شدیدی کردند و مطمئنا راضی به این وصلت نخواهند شد.میخواستم از شما راهنمایی بگیرم که چه کار کنم؟در صورتی که بیش از دو سال از دوستی ما می گذردوحسابی گیج و سرگردانم.البته ایشان 7 سال از من کوچکترند و وضع مالیشان نیز ضعیف است.چند بار خواستم همه چیز را تمام کنم اما او با گریه های بی دریغش مانع این قضیه شد.اجر شما با الله لطفا راهنمایی بفرمایید

pesar:

نمایش نظرها (8)

  • با سلام
    از اصول مهم در ازدواج وجود اشتراکات بین طرفین می باشد. اینکه از نظر ترکیب خانوادگی، فرهنگ و رفتار، اعتقادات، تحصیلات، وضع مالی، نگرش و جهانبینی، ویژگی شخصیتی و... تا چه حد به همدیگر شباهت داشته باشید بسیار مهم می باشد.
    نمی خواهم ناامیدی و یا بدبینی را به ذهنتان تزریق کنم،نه، فقط و فقط هدف بالا رفتن آگاهی تان و تصمیمی عاقلانه در این زمینه می باشد. اینکه ایشان با گریه می خواهند مانع دور شدن شما شوند ممکنه نشانه روحی خوبی نباشد. انسانها زمانی بهترین آمادگی را برای ازدواج دارند که از سلامت روح، روان برخوردار باشند.
    به هر حال توصیه می کنم که از تصمیم عجولانه و یا احساسی در این زمینه بپرهیزید و آگاهانه و عقلانی به این موضوع نگاه کنید.
    در صورت امکان از مشاوره قبل از ازدواج کمک بگیرید.
    موفق باشید

  • با تشکر از فرمایشات شما
    برداشت کلی من از صحبت های جناب عالی قطع رابطه می باشد.
    به نظر شما این امر به چه صورت اتفاق بیفته بهتر است؟

    • با سلام
      در مشاوره هرگز گفته نمی شود که مراجع باید چه کاری کند، خیر، فقط اصول هر کاری گفته می شود و تصمیم با خود مراجع می باشد. اما نظر شخصی ام اینه که با توجه به مطالب ذکر شده از نظر سطح فرهنگی و نگرشی و همچنین وضعیت مالی احتمالا اختلاف معنی داری وجود داره.اگه منظورتون اینه که چه طور باید قطع رابطه کنید، خب، خیلی ساده با گفتن اینکه شما شرایط ازدواج با همدیگر راندارید.
      با این حال تأکید می کنم که موضوع را بررسی کنید و تصمیم بگیرید و مسئولیت تصمیم گرفته شده را هم بر عهده بگیرید. گفتم که با توجه به مطالبی که نوشتید فکر نمی کنم شباهتهایتان زیاد باشد.
      موفق باشید

  • سلام من با پسری دوست شودم ما هم دیگر رو دوست داریم ولی مادر پسره راضی نمی شود چیکار کنم ولی مادرش اومده بهم میگه دیگه نمی زاره با پسرش حرف بزنم چیکار کنم

    • خب دیگه در این روابط باید احتمال هر اتفاقی رو بدید چون واقعا" آزمون و خطاست در ضمن شما نگفتید چند سال دارید که وارد این رابطه شدید ... ؟
      دوست عزیز به هر حال باید به ایشون حق بدید چون شناختی از شما و خانواده شما نداره و نمیتونه اعتماد کنه به همین خاطر رابطه رو به هم زده

    • خب دیگه در این روابط باید احتمال هر اتفاقی رو بدید چون واقعا" آزمون و خطاست در ضمن شما نگفتید چند سال دارید که وارد این رابطه شدید ... ؟
      دوست عزیز به هر حال باید به ایشون حق بدید چون شناختی از شما و خانواده شما نداره و نمیتونه اعتماد کنه به همین خاطر رابطه رو به هم زده

    • با سلام.خود پسر چی میگه؟؟با حرفای مادرش مخالفتی نداره؟اصلا دلیل مادرش برای این کار چیه؟وقتی از الان داره بی احترامت میکنه فردا روز جلوی هرکس بشینه تو فامیل و آشنا سبکت میکنه...وقتی پسره رگ خواب مادرش رو نداره و مادرش تهدیدت میکنه فکر مینی بعد از تاهل میتونه رو در روی مادرش بگه کاری به کار زن من نداشته باش؟همه اینارو درنظر بگیر...موفق باشی