سلام من یه پسر 16 ساله هستم. خانوادم در حدی سخت گیر هستن که نمیزارن پنجاه متر از خونمون دور شم،هی زنگ میزنن که کجایی،چیکار میکنی،… همین که هوا یکمی تاریک میشه زنگ میزنن که زود باش هوا تاریکه و فلان بهمان بیا خونه ، تازگیا بلند میشن میان دمبالن میبرنم خونه با داد بیداد جلوی دوستام ضایعم میکنن دیگه واقعا نمیتوننم این وضعو تحمل کنم شاید باسه شما که اینو میشنوید یه مسله ساده باشه ولی باسه من زجر کشیدنه حالم به حدی خرابه که چند باری فکر خودکشی به سرم زده لطفا کمکم کنید
نمایش نظرها (1)
سلام دوست عزیز
شما هنوز حتی ب بلوغ فکر نرسیدید و برای همچین موضوع کوچیکی ب خودکشی فکر میکنید اونوقت چطور انتظار دارید خانوادتون ب شما اعتماد کنن و دنبالتون نگردن!!!
از این گذشته یادتون نره ک هر خانواده ای برای خودش یک سری قوانین داره و شما ب عنوان فرزند خانواده ملزم ب اجرای اون قوانین هستید.
شما هنوز نمیدونید در چه جامعه ای زندگی میکنید،متأسفانه هر لحظه ممکنه خطرات زیادی شما رو تهدید کنه.
ظرف چند سال آینده دلیل نگرانی های پدر و مادرتون رو خواهید فهمید.
بهتره بجای لجبازی و ناراحت شدن ب پدر و مادرتون اعتماد کنید و ب قوانین خانواده احترام بذارید.