سوالتو بپرس
X
    دسته بندی: قبل ازدواج

رابطه با دوست پسرم

سلام الان که این متن رو مینویسم حالم خیلی بده و تو اولین فرصت میخوام برم روانپزشک
من 27 سالمه فوق لیسانس شیمی خوندم با اقایی 31 ساله داشجو دکترا و کارمند 2 ساله باهاشم رابطمون خیلی خوب بود در کل خیلی همو دوست داشتیم
اولش قرار بود 6 ماه اشنا شیم بعد ازدواج کنیم
6 ماه شد 1 سال و تازه رفت به خواهرش گفت بعد چند ماه خواهرش به مامانش اونم انگار زیاد موافق نبود چون تحقیق کرده بودن احساس کرده بودن بابای من مذهبیه
بابای من دکترای حقوقه و نماز و روزشم سر جاشه ولی با اعتقادات کسی کاری نداره
من و اون اقا از لحاظ اعتقادی مثل همیم و مذهبی نیستیم
چند ماه گذشت گفت دیگه حداکثر تا 5 ماه میاد حتی قول داد
الان دو ماه میگذره از عید فقط دعواهامون بیشتر شده هر روز گریه میکنم غصم خیلی زیاده
الان فقط میگه درسم مونده کارم سنگینه میگه نمیدونم با زندگیم چیکار میکنم میگه دیگه از خودم متنفرم
حتی دیگه رابطه قبلی رو هم نداریم
فقط عصبیه فقط بی احترامی میکنه داد میزنه همه تقصیرارو میندازه گردن من فقط ایراد میگیره قهر میکنه گوشی رو قطع میکنه
منم فقط گریه میکنم التماسش میکنم
واقعا نمیتونم بدون اون زندگی کنم
بعضی وقتا فکرای خودکشی میزنه به سرم تا از درد خلاص شم
رویاهام همه به باد رفته چی فکر میکردم چی شد
من دارم همه تلاشمو میکنم واسه رابطه
با حسرت به رابطه بقیه نگاه میکنم
عکسای دوستامو تو اینستا میبینم که چقد شادن با شوهرشون چقد شوهرشون عاشقشونه میگم من چیم از بقیه کمه
من ظاهر خیلی خوبی دارم همه میگفتن با بهترین ادم ازدواج میکنی راستش تا الان خواستگارامو رد کردم به خاطر رابطه های پوچ قبلی که داشتم
این رابطه با رابطه های قبلیم فرق میکرد خیلی عمیق بود ولی الان همش ناراحتیه
اون اقا میگه تو فقط دنبال دعوایی در حالی که من از دلتنگی دنبال توجهشم
میخوام منو ببینه
دلم میخواد بی خیال باشم زندگیمو بکنم
نمیدونم چیکار کنم همش حس میکنم رابطمون یک طرفست
دلم میخواست اصلا دختر نبودم احساس نداشتم
نمیدونم چطوری خلاص شم اصلا نمیتونم دل بکنم میشه منو راهنمایی کنید لطفا

Behnoush:

نمایش نظرها (3)

  • سلام به شما بهنوش جان
    احساسات شما قابل احترام هست اما دقت کنید که بهتر است اگر هدف ازدواج می باشد از روابط طولانی مدت خوداری شود و در پروسه زمانی که در احترام به این آقا بیان می کنید برای رسمی شدن رابطه هردویتان اقدام کنید چون روابط پنهانی و بدون برنامه می تواند برای هردوی شما با فشار روحی زیادی همراه شود و اگر این آقا به عنوان یک فرد 31 ساله و مستقل در زمان فعلی نمی توانند خانواده خود را راضی به آشنایی بیشتر و ازدواج کنند نمی توان به امید آینده پیش رفت و بهتر است در کنار احترامی که برای احساسات خودتان و ایشن قائل هستید در زمان مناسبی احساسات خود را با ایشان در میان بگذارید و در کنار آن هدفتان و دیدگاهتان را در مورد این رابطه بیان کنید .
    دقت کنید که بحث ، قهر ف توهین و به دنبال مقصر بودن کمکی به هیچ یک از شما دو نفر نمی کند و تنها فشار روحی بیشتری را ایجاد می کند سعی کنید با درک شرایط یکدیگر تصمیم گیری داشته باشید .
    بهتر است از مقایسه کردن خودتان با دیگران خوداری کنید و سعی کنید که در این مسیر به رابطه خود جهت بدهید و در مورد آن تصمیم گیری کنید چون اگر بخواهید بدون هدف رابطه را ادامه بدهید خود را از انتخاب های دیگر دور می کنید .
    خودکشی راحل هیچ مشکلی نمی باشد بلکه نشان دهنده مشکلات روحی و فشارهای روحی می باشد که شما تحمل می کنید .
    بهتر است شما و این آقا به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید تا شرایط هردوی شما بررسی شود و در این مسیر به تصمیم گیری بهتر هردوی شما کمک کنیم.
    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354304

  • با سلام خدمت شما
    دوست عزیز احساس آشفتگی و ناکامی عمیق شما در این شرایطی که توضیح دادید کاملا قابل درک است.
    ظاهرا مسئله اصلی شما با ایشان این است که بر سر حرف ها و عهد و قول هایشان نمی مانند و برای ازدواج اقدام نمی کنند.
    شما هم در مقابل تلاشی که انجام داده اید پافشاری و اصرار بوده است و به این ترتیب با عدم حصول نتیجه مطلوبتان ناکامی و اضطراب بیشتری را تجربه می کنید.
    در این موضوع با توجه به توضیحات شما این احتمال وجود دارد که این آقا هنوز در تصمیمشان برای اقدام به ازدواج مطمئن و مصمم نشده اند که دلیل آن می تواند متفاوت باشد.
    یا کلا هنوز تکلیف خودشان را با ازدواج مشخص نکرده اند و یا اضطرابها و ترسهایی در این زمینه دارند که باعث می شود سطح بالایی از اضطراب و نگرانی را تجربه کنند و هیچ اقدامی نکنند که در این صورت اصرار شما بدون آگاهی از دلیل اصلی تعلل ایشان می تواند به عقب نشینی بیشتر ایشان منجر شود.
    رفتارهای افراد به هنگام تجربه اضطراب در روابط ممکن است به گونه های مختلفی بروز کند که معمولا به نوع سبک دلبستگی آنها می تواند مرتبط باشد.
    به این ترتیب که برخی افراد در مواجهه با رویدادهای اضطراب زا درون رابطه بیشتر پافشاری و اصرار می کنند و چسبندگی آنها افزایش می یابد.
    گروه دیگری از افراد با شیوه دیگری که اصطلاحا به آن سبک اجتنابی می گویند با اضطرابها به گونه کاملا متفاوتی روبرو می شوند به این ترتیب که از منبع اضطرابی فاصله می گیرند.
    این دو گروه افراد اگر در رابطه با یکدیگر قرار بگیرند در این مواقع ممکن است احساس عدم امنیت و اضطراب یکدیگر را با رفتارهایشان تشدید کنند.
    چرا که هرگونه دوری گزینی و اجتناب گروه اول را مضطربتر می کند و باعث بروز رفتارهای چسبندگی بیشتری می شود و برعکس هرگونه رفتارهای پافشاری و چسبندگی باعث اضطراب بیشتر گروه اجتنابی و اتفاقا اجتناب و دوری بیشتر آنها می شود.
    به این ترتیب با توجه به توضیحاتی که مطرح فرمودید اینطور به نظر می رسد که ایشان سبکشان اجتنابی و شما جزو دسته اول و اضطرابی هستید و هرگونه تلاشتان به این شیوه باعث احساس عدم امنیت بیشتر و اختلاف بیشتر شما و پیچیده تر شدن مشکلاتتان می شود.
    بهتر است بانید اگر از رفتارهایی مانند غر زدن، توهین، سرزنش و مقایسه و پرخاشگری و حتی باج دادن بیشتر استفاده کنید، رابطه تان را بیش از پیش تخریب کرده اید.
    چراکه تنها راه حل اختلافات گفتگوی مسالمت آمیز و بدون پرخاشگری و با هدف شناخت ادراک طرف مقابل است تا بتوان بر سر یک گزینه به توافق رسید که مورد رضایت هر دو طرف باشد.
    اگر ایشان تحت فشار رفتارهای اضطرابی و کنترلگرانه شما قول داده باشند نه بر اساس آنچه واقعا خودشان خواسته اند و اگر ترسهایشان مانع ایشان برای اقدام باشد و یا خانواده شان و یا تردیدشان به هر دلیلی مانع باشد، با اینگونه رفتارها از بین نخواهد رفت و نیاز به بررسی بیشتری دارد.
    بهتر است کمی به جای تمرکز بر آنچه در اثر جدایی بر سرتان خواهد رفت و مشکلات ناشی از آن تمرکز کنید و بعد رفتارهای تکانشی انجام دهید که فقط اضطراب ناشی از جداییتان را موقتا کم کنید، حتما بعد از آن احساس پشیمانی خواهید کرد و بقول خودتان به این نتیجه خواهید رسید که دوست داشتن و تمایلتان کاملا یک طرفه است.
    پس بهتر است با واقعیت روبرو شوید و اینکه اگر واقعا مناسب ازدواج با یکدیگر نباشید و یا ایشان نخواهند، با اصرار و کنترلگری بخواهید ازدواج کنید هرگز احساس رضایت و خشنودی که در رابطه انتظارش را دارید، تجربه نخواهید کرد.
    قدم اول این است که متوجه ترسها و دلایل عدم اقدام ایشان شوید که ممکن است به خاطر جو ناامنی که بین شما به وجود آمده ایشان حتی به شما مطرح نکنند.
    پس به شما توصیه می شود حتما به صورت حضوری برای درسافت مشاوره پیش از ازدواج اقدام نمایید و تصمیم نهاییتان را با توجه به اطلاعات تکمیلی که در این جلسات به دست می آورید و بر اساس واقعیتها اتخاذ کنید، حتی اگر تلخ باشد.
    همچنین برای اینکه بدانید چگونه به ترسهایتان اجازه کنترل مسیر زندگی تان را ندهید و به جای آنها، بر اساس ارزشها و خواسته هایتان در زندگی حرکت کنید و چگونه در این مسیر اقدامات موثرتری انجام دهید، حتما مشاوره فردی و درمان دریافت کنید.

  • واقعا از شما بخاطر دو پاسخ کاملتون ممنونم
    جوابم رو گرفتم خیلی متشکرم ازتون واقعا منو راهنمایی کردین 🌷🌷🌷