سوالتو بپرس
X

روابط خانوادگی

باسلام و درود
من 36 سالمه و حدودا 10ساله ازدواج کردم و همسرم خیلی خوب و مهربان و بساز و کلا ازهمه لحاظ خوبی رو دارم و دارای یک فرزند دختر بسیار خوشگل هستم من مشکلی با زندگیم نداشتم همه چی خوب پیش میرفت تا پارسال تابستون که توسط زن برادرم تحت تاثیر قرار گرفتم و یه رابطه ای برقرار شد از من بزرگتر 4سال من تنونستم این اتفاق رو از همسرم مخفی نگه دارم و با کلی بدبختی به اون گفتم و خیلی مسائل بدی اتفاق افتاد که فقط علاقه ی ما بود که کنار هم نگه همون داشت و دو نفر از خانواده من و همسرم که زن دایی من و خاله خانومم که باعث آشنایی و ازدواج ماهم بودند بود و تصمیماتی گرفته شد که منهم قبول کردم اینکه هر جایی که این زن باشه ما نباشیم و من یک خانواده کاملا عاطفی و مذهبی دارم که بعد از فوت پدرم خیلی بهم نزدیک شدیم البته همسرم بعاز فهمیدن این موضوع بخاطر اینکه برای من مشکلی پیش نیاد با اون زن مجبور شد که دعوای فیزیکی کنه و مادر و برادرم هم شاهد این موضوع بودند و من به کل رابطه با برادرم رو قطع کردم منزلم رو هم عوض کردم حالا در حال حاضر من هرجا که مهمونی میشه دچار مشکل میشم از طرف خانواده مورد اعتراض و ازطرف همسرم مورد قهر و دعوا و غیره ضمنا دختر من به اون زن علاقه خاصی داشت که همسرم درصورت رفتن به اون مجلس از بردن دخترم جلوگیری میکنه تا اینجا لطفا من و راهنمایی کنید تا من بتونم موضوع رو باز تر کنم من غیر از این مورد هیچ مشکلی با هم نداریم همدیگرو دوست هم داریم حتی من بخاطر همسرم خیلی رابطم با خانوادم کمتر شده حتی خونه مادرم هم الان دیگه دوره هم جمع نمی شیم یا اگه بشیم ما نیستیم ممنون میشم تاینجاش منو راهنمایی کنید چون برزخی که نمی دونم باید چه کنم

amiresfandiari:

نمایش نظرها (1)

  • دوست عزیز بسیار ساده است .
    ملاک برای شما خانواده و زندگی مشترکه و باید مدتی رو دور باشید.
    تا این رفتارها کاهش پیدا کنه .
    خانواده شما هم باید این موضوع رو بپذیرند و شمارو تحت فشار نذارند.
    همه چی به شما مربوط میشه ..و شما باید اعتماد از دست رفته همسرتون رو ترمیم کنید.
    و این موضوع نیاز به گذشت زمان و کم شدن حساسیت ها داره .
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-88472864