وقتی18سالم بودباپسرعموم ازداواج کردم
2سال عقدبودیم که همه چیزعالی بود
الان دوساله عروسی کردیم واقعاخسته شدم همودرک نمیکنیم ازاینکه پول دانشگاه برام میده منت میزاره.کارایی وچیزهایی که من میخوام اهمیت نمیده.اصلابلدنیس چطورباید ناز یه زن روخرید.به نظرمن اصلازن داری بلدنیس
خسته شدم
کم کم فکرطلاق رودارم میکنم اصلابه اینکه من چی میخوام توجهی نداره حتی درمسایل جنسی
چون مشکل زودارضایی داره یه مدت قرص مصرف میکردخوب بودولی الان که نمیخوره واقعاداره منواذیت میکنه.یادنبال خرید ک اینانمیره چون میگه خجالت میکشم
به نظرشماچکارکنم؟؟
نمایش نظرها (1)
دوست عزیز در اول زندگی هستید و باید همدیگرو درک کنید.
بعد از ازدواج اراده برای اداره زندگی مشترک میشه .
پس بهتره به جای این همه ناراحتی بدون توجیه کمی با هم حرف بزنید .
به ویژگیهایی که شما رو ترغیب به ازدواج با ایشون کرده توجه بیشتری کنید .
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه