من 25 سالمه و 2.5 ساله ازدواج کردم و 1 سالش عقد بودیم،من از اقلیت های مذهبی بودم و پدرم اجازه وصلت با غیر خودمونو نمیداد و تنها خواستگارم از نظر مذهبی شوهرم بود؛ قبل از همسرم با یک آقا فقط حرف میزدم و عاشقش بودم رابطمون خیلی رسمی بود و همکلاس بودیم اما من توی قلبم دوسش داشتم،به خاطر میل پدرم از نظر مذهب ازدواج کردم در حالیکه پدر و مادرم مخالف بودن چون 1 بار به خاطر مهریه با همسرم در مرحله خواستگاری بهم زدیم و دلیل مخالفت خانوادم فقط مقدار مهریه بود، خانواده همسرم همگی پیر هستن و مادر بزرگش هم با آنها زندگی میکند و تمام عمر مادر شوهرم برده مادر شوهرش بوده و پدر همسرم هیچ اهمیتی به همسرش نمیده البته ناگفته نماند مادر شوهرم شیرین عقله، در خانه پدربزرگ شوهرم زندگی میکنند و فوق العاده قدیمی و فکسنی است و حداقل امکانات هم ندارند با اینکه وضع مالی خوبی دارند و ماهیانه در آمد بالای 3میلیون تومان دارند و پدرو مادر و مادر بزرگ همسرم از آن استفاده م میکنند و در یک شهر کوچک زندگی میکنند،از نظر فکری بسیار پوسیده و قدیمی هستند و سواد خواندن و نوشتن هم ندارند من فوق لیسانس فیزیک هستم و در شهر بزرگی بزرگ شدم و خانوادم از تکنولوژی روز استفاده میکنند کلا زندگی من برای آنها قابل درک نیست من جهیزیه خوبی باخودم آوردم و از نظر قیافه بد نیستم وآنها تحمل دیدن قیافه و امکانات خانه مرا ندارتد مدام به من گوشه و کنایه میزنند بیشتر از همه خواهر شوهرم 10 سال از من بزرگتر است 2 فرزند دارد و از نظر مالی همسرش فقیر است و تحمل دیدن رشد زندگی مرا ندارد،چند وقت پیش با تحریک همسرم هدف به هم زدن زندگی مرا داشت من هم باهاش قهر کردم و دست بر دار نبود بعد مدتی قصد آشتی کردم 3 بار پا پیش گذاشتم تماس گرفتم و به خانه آنها رفتم و در مراسمی خواستم سلام کنم ازم رو برگردانید و بی محل کرد ،چند روز پیش مراسم عقد برادر همسرم بود با تیم درست کردن از بستگان مرا بی محل کردن،البته یکبار طلاق گرفته و بد جدا شده و همیشه برایش عقده و شکست بزرگی است و شکل و قیافه درستی هم نداره و با امکانات کم بزرگ شده،همسرم پسر ارشد خانواده است و همه مسئولیت ها بر عهده اش است و من مخالفتی ندارم و خیلی هم خوشحالم به خاطر دعای خیر پدر و مادرش،اگه من با شوهرم دچار اختلاف کوچکی بشوم خواهرش فورا به خانواده اش میگوید او از شما بدش می آید و میخواهد شوهرش با شما قطع ارتباط کند،من خیلی ناراحت میشوم.موقع ازدواج ما تنها کمک خانواده شوهرم به ما کادو ازدواجمان بود و حتی اطلاع نداشتن ما چه روزی عدوسی میکنیم تا 10 روز قبل و اصلا اهمیت نمیدادند و به ما کمک نکردند ما روی پای خودمان ایستادیم.از اول با حرفای بی ربطش شروع شد از ناخن بلند گذاشتن گیر میداد تا فیلم عروسی که مدعی بود باید فیلم عروسیم را به آنها بدهم مگر مال من است،غذا درست کردنمم گیر میده،در حالیکه از حق نگذریم همه زیر وبم خانه داری را بلدم،بعد به مداخله خواهرش منجر شد،البته تمام مدت کل خانواده بابت اختلاف من با مادرش حق را به من میدادن و یکباره خواهرش نیز مدافع او شد و جنگ در گرفت من به پدرم گفتم برای دفاع از غرورم بر خیزد البته به همسرم گفتم قول داد مشکل را حل کند اما نکرد من مجبور شدم به خاموادم بگم و جنگ بدی بین خواهرش و خانوادم در گرفت و با او قطع ارتباط کردیم،الن مدام همسرم به خاطر ذهنیتی که از مخالفت آنها برای ازدواجمان دارد مرا متهم به گوش کردن به حرف خانوادم میکند در حالیکه آنها به من خط نمیدهند ، وقتی دعوا میکنیم ازش متنفر میشوم و میخوام رهایش کنم و اصلا برای آشتی پیش قدم نمی شود و از نطر احساسی هم سرد است و من حساسم به محبت بیشتری نیاز دارم ازش نا امید شدم،واقعا در این وضعیت نمیدانم چکار کنم؟
- On اسفند ۱۱, ۱۳۹۳, ۲:۳۴ ب.ظ
nina1182
دسته بندی: مشاوره خانواده
سردی همسرم
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (4)
سلام نینا جان همسر منم متاسفانه سرد و مغروره ...منم ناراحتم و نامید...
با سلام.nina1182 گرامی
این موضوع کاملا واضحه که دو خانواده از اختلاف فرهنگی برخوردارند. اما مهم نحوه برخورد و حل این مشکلات می باشد. پیشنهاد می کنم که شوهرتان از مشاوره حضوری در این مورد کمک بگیرد. نظر شخصی من این می باشد که اگر شوهرتان در مقابل این رفتارها بخصوص رفتار خواهر شوهرتان بایستد تمام مشکلات به یکباره کم و یا از بین می رود. تا جایی که شوهرتان با شما همراهی نکند زمینه و عرصه برای فعالیتهای به دور از اخلاق دیگران وجود دارد. این نکته را مد نظر قرار دهید که ما نیازی نداریم برای داشتن آرامش دیگران را تغییر دهیم بلکه زن و شوهر می توانند با هماهنگی و ایستادن در مقابل حملات روانی دیگران آرامش را در زندگی خود حفظ کنند. در صورت امکان با هم به مشاوره حضوری بروید.
موفق باشید
سلام وحید گرامی ممنون و سپاسگذارم از راهنمایی شما
با سلامnina1182 گرامی
مجدد تاکید دارم که برای احساس نمودن تغییر وضعیت حتما گامی بردارید. منتهی قدمی عاقلانه و اصولی. با گفتگو پیش روید و از مشاوره حضوری کمک بگیرید.
موفق باشید