سلام وقت بخیر
دختری ۳۱ساله هستم شاغل و دارای مدرک ارشد شرایطم طوری هست که الان قصد ازدواج دارم اما دو سال هست هر خواستگاری برام میاد اون من رو نمیپسنده و اکثرا میگن ما لیاقت تو را نداریم ک فکر میکنم بهانه است فقط ی خواستگار داشتم همه شرایطش بهم میخورد خانواده اش خوب بودن امت اصرار ب رفت و اند دوتایی داشت که اشنا شیم و اگر جور دراومدیم رسما خواستگاری میکنه.من هم قبول نکردم اما دو ساله تو فکرشم و دوسش دارم .پارسال هم زنگم زد که چرا رفتم همه جا گفتم جواب رد بهش دادم و بهم گفت مثل خواهر برادر میمونیم.من باید چیکار کنم واقعا خسته شدم .بنظرتون بهش پیام بدم؟
نمایش نظرها (2)
سلام به شما دوست عزیز
احساسات و نیازهای شما قابل احترام هست اما عزیزم دقت داشته باش که بهتر است سعی کنید که بر مبنای شناخت برای ازدواج تصمیم گیری کنید و در مسیر خواستگاری در مرحله اول همه چیز را بیان نکنید چون حجم بالایی از خواسته ها می تواند فرد مقابل را بترساند بهتر است در یک مسیر متعادل شناخت استفاده کنید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
در مورد این آقایی که بیان می کنید نیز شما به نظر می رسد شناخت لازم را از ایشان و ایشان از شما ندارند و این احساسات بیشتر بر مبنای خیالپردازی ها و حدس خودتان در مورد ایشان می باشد .
بهتر است اگر فکر می کنید ایشان شرایط اولیه و معیارهای شما را دارند با ایجاد ارتباط بیشتر در مسیر شناخت اقدام کنید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
اگر روابط شما در مدت مشخصی برای تصمیم گیری و با حفظ خر قرمزهای یکدیگر باشد می توانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید .
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساس ناراحتی شما در این زمینه کاملا قابل درک است.
البته این که شما در نهایت چه تصمیمی درباره این موضوع بگیرید و ایا به ایشان پیام بدهید یا نه یک مسئله و انتخاب کاملا شخصی و مربوط به خودتان است. و نمی توان درست و غلط خاصی را در این زمینه مشخص کرد.
ولی بهتر است پیامدهای هر اقدامی که می خواهید انجام بدهید را مدنظر قرار دهید و با توجه به همان تصمیم گیری کنید.
به عنوان مثال در این مورد خاص ظاهرا طبق گفته های خودتان ایشان به شما گفته اند که برای ایشان حکم خواهرشان را دارید و ظاهرا ایشان دیگر تمایلی به برقراری رابطه ندارند و این موضوع برایشان تمام شده است و اگر شما باز هم بخواهید اصرار کنید ممکن است بازخورد منفی از سمت ایشان دریافت کنید و اگر خودتان را برای این احتمال هم آماده کرده اید می توانید این کار را انجام دهید و در غیر این صورت بهتر است قید این گزینه را بزنیدو
اما به جز این مسئله بهتر است به چند نکته دیگر نیز توجه داشته باشید.
اول این که احساس تنهایی و یا ترس از تنها ماندن هرگز دلیل خوب و موجهی برای ازدواج نیست و اگر بخواهید در این زمینه الزام و یا عجله داشته باشید بسیار محتمل است که انتخاب مناسبی نداشته باشید و حتما می دانید که ازدواج ننا موفق آسیب های بسیار زیادی دارد و در آن صورت بهتر است مجرد بمانید.
پس هر زمان قصد ازدواج داشتید اول از همه فرصت آشنایی و شناخت را به خودتان بدهید و بعد هم برای تصمیم گیری نهایی حتما مشاوره قبل از ازدواج دریافت کنید.
نکته بسیار مهم تر این که کیفیت زندگی بعد از ازدواج قرار نیست به یک باره دگرگون شود و اگر شما نتوانید به صورت فردی و در همین دوران مجردی تان از زندگی تان لذن ببرید و کیفیت لازم را برای زندگی تان تجربه کنید بعد از ازدواج هم نخواهید توانست.
بنابراین به شما توصیه می شود حتما برای دریافت اطلاعات دقیق تر در این زمینه به یک روانشناس و یا مشاور مراجعه داشته باشید و از طریق دریافت جلسات مشاوره به صورت حضوری و یا غیر حضوری راهنمایی های دقیق تر را در این زمینه دریافت نمایید تا بتوانید در مسیر تحقق خواسته ها و نیازها و اهدافتان گام های موثر تری بردارید و برای داشتن یک زندگی با کیفیت متعهدانه تلاش کرده و اقدامات لازم را انجام دهید.