سلام.من 2سال ازدواج كردم .مشكلي كه دارم و باعث ميشه شاد نباشم اينه كه ميترسم براي شوهرم عادي شم .همش فك ميكنم شايد چون از بچگيم خاطراتي بدي از خيانت بابام به مامانم دارم بخاطر همين همش منتظر خيانت و پس زده شدن از سمت شوهرم هستم.چكاركنم كه نسبت به زندگيم و همسرم خوشبين تر شم؟چكار كنم بتونم به اين باور برسم هستن مردايي كه تا ابد حتي فكر خيانت به همسرشونم به ذهنشون نميرسه؟
- On آبان ۲۴, ۱۳۹۵, ۱۱:۴۱ ق.ظ
zendegishirin
دسته بندی: مشاوره خانواده
شك و بدبيني
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (1)
عادی شدن روابط از جمله آسیبهای جدی است که میتواند حتی به طلاق منجر شود. این آسیب میتواند دلایل روانشناختی درون خانواده یا خارج از خانواده فراوانی داشته باشد که راهحلهای متفاوتی را ایجاب میکند.
در آغاز زندگی مشترک، تجربههایی وجود دارد که هر دو زوج خیلی روی آنها وقت میگذارند و خیلی عمیق به آنها توجه میکنند. تجربههایی مثل زندگی دو نفره، نوع پوشش، نوع رفتار و روابط زناشویی.
زنان سعی میکنند لباس مرتب داشته باشند، آرایش داشته باشند، سفره زیبایی بچینند، چای یا نوشیدنی آماده دارند. در مقابل مردها هم سعی میکنند گل بخرند، به همسرشان کمک کنند، تشکر کنند، از همسرشان تعریف کنند و با کلمات ابراز احساسات کنند؛ ولی معمولاً بعد از گذشت دو سه سال اول زندگی و ورود بچه به زندگی آنها، زوجین فراموش میکنند که خودشان رکن زندگی هستند. آنان وقتی برای حرف زدن و با هم بودن نمیگذارند و به نظر میرسد که فقط به خاطر بچهها دارند زندگی میکنند.
زنان دیگر لباسهای متنوع نمیپوشند، حوصلهای برای رسیدن به خود ندارند، دیگر خبری از سفرههای زیبا نیست و قابلمه مستقیم به سر سفره میآید. مردها هم دیگر فراموش میکنند که همسرشان به تشکر و تعریف و تمجید از آنها نیاز دارند. این روال باعث میشود که به مرور زن و مرد آنقدر از یکدیگر دور شوند که یادشان میرود روزگاری همدیگر را دوست داشتند.
یکی از این علتها، افسانهسازی ذهنی در مورد زندگی مشترک است. در واقع زوجین تصورات کمالگرایانهای در مورد زندگی مشترک دارند که از قبل از ازدواج با خودشان به خانه بخت میآورند. وقتی که واقعیت زندگی چیزی غیر از این تصورات را نشان میدهد، به همین دلیل آنها کم کم ساختن رویاهایشان را فراموش میکنند و به واقعیتهای محتوم تن میدهند.
ما دلیل اتفاقهای زندگی زناشوییمان را بیرون از رفتارهای خودمان میدانیم. در واقع ما دلمان میخواهد به نحو معجزهآسایی همهچیز خوب و رمانتیک باشد، در صورتی که خود ما هستیم که این جذابیتها را باید بسازیم و ادامه دهیم. به قولی زندگی و عشق مثل گیاهی است که اگر میخواهیم همیشه سبز و تازه باشد، باید به آن آب بدهیم و به آن رسیدگی کنیم.
زمانی در هفته را برای خودتان در نظر بگیرید. شما احتیاج دارید که زمانی برای خودتان باشید، یعنی تنها به خودتان و خودتان فکر کنید. این زمان میتواند هفتگی باشد. باید با هم توافق کنید و یک وقت فراغت مشترک تعریف کنید که در آن فقط به خواستههای همدیگر اهمیت دهید و نه چیز دیگر.
با هم و بدون بچهها بیرون بروید
بسیاری از زن و شوهرهای بچهدار فکر میکنند که باید زندگیشان را وقف فرزند یا فرزندانشان کنند و دیگر حق ندارند که دونفری تفریح کنند، در صورتی که اتفاقاً به خاطر بچهها هم که شده باید روابط مثبت همسران حفظ شود.
حتماً زمانی را در نظر بگیرید و بدون حضور بچهها با هم بیرون بروید، قدم بزنید و حرف بزنید. این کار میتواند بسیاری از خاطرات خوش را دوباره زنده و شما را مثل روزهای اول ازدواج عاشق هم کند.
همیشه حرفهای تازهای داشته باشید
برای اینکه با هم حرف بزنید، همیشه باید حرف تازه و نویی داشته باشید. به همین خاطر حتی اگر شده در حد یک لطیفه یا خبر جدید حرف تازه داشته باشید که برای همسرتان تعریف کنید.
طوری زندگی کنید که انگار تازه ازدواج کردهاید
لباسهای جذاب بپوشید، به خودتان برسید و برای رابطه زناشویی اهمیت قائل باشید. مثل این رفتار کنید که انگار تازه عقد کردهاید و همسرتان همیشه برایتان یک فرد شگفتانگیز کشف نشده است.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22689558