سوالتو بپرس
X

ضعف مدیریت همسرم

سلام 32 سالمه و 5 ماهه ازدواج کردم با پسری 38 ساله که خانواده ای سنتی داره و اعضای خانواده خیلی با هم گرم و صمیمی هستند کاملا برعکس خانواده من . مشکل من اینکه علیرغم اینکه شوهرم خیلی دوستم داره در مواردیکه تقابل بین من و خانوادش پیش میاد خیلی سختش هست به اونا نه بگه ولی من چون قبول کردم اولویت اول زندگیم شده بنابراین معمولا ( نه همیشه ) طرفداریشو میکنم موردی که اخیرا خیلی اذیتم میکنه گذروندن تعطیلات اخر هفته هاست مه تقریبا شده جر و بحث دائمی ما و نحس کرده این جمعه ها را !!! کلی قبلش صحبت میکنیم که جمعه را مثلا دو ساعت بریم خونشون بعد من بیام به کارام برسم تو خونه چون شاغلم یا مثلا بعدش بریم یک سری هم به خانواده من بزنیم ولی به محض اینکه کنار خانوادش قرار میگیره تمام قرارهایی که گذاشتیم فراموش میشه و اگه من اعتراضی کنم متهم میشم که با خانوادش مشکل دارم در حالیکه اصلا اینطورنیست حتی من یک وقتایی پیشنهاد داده ام که بریم بهشون یک سری بزنیم ولی اون اصلا اینجوری نیست اتفاقا شوهرم با خانواه من سر و سنگین تره و اگر من بهش یاداوری نکنم که مثلا دو سه هفته هست ندیدمیشون خودشم یادی نمیکنه این چیزا منو اذیت میکنه که من خیلی سعی میکنم تعادل برقرار بشه ولی شوهرم با کوچکترین مخالفتی برچسب بهم میچسبونه در ضمن من برخلاف سایر خانمهای خانواده اش شاغل هستم و اصلا ادمی که از من همیشه انتظار مرتب بودن و تمیزی خونه را داره درک نمیکنه که بلاخره یک سری کارهام میمونه برای اخر هفته و اگر نمیتونم یک وقتایی تو تعطیلات 24 ساعته در کنار خانوادش باشم چون خودمم کار و برنامه ریزی دارم نمیدونم چیکار کنم چون هر بار بحث میکنیم به این ختم میشه که من نامتعارف هستم و مشکل دارم

Moeini:

نمایش نظرها (1)

  • سلام دوست عزیز
    من فکر میکنم با توجه ب اینکه شوهرتون تحت تأثیر خانوادشون هستن بهترین راه اینه ک با مادرشوهرتون صمیمی بشید و از طریق ایشون روی شوهرتون تأثیر بذارید.

    حرف زدن مستقیم با شوهرتون دردی رو دوا نمیکنه.