سوالتو بپرس
X

طلاق

علی:
سلام یه سوال داشتم ،

بنده با خانمی ازدواج کردم که قبل از ازدواج دچار یک بیماری بوده است و بنده بعد از ازدواج مطمئن شدم که این خانم بیماری داشته است

بنده با یک خانمی حدودا یک سال و نیم است که ازدواج کرده ام ، کلا تقریبا ۲ ماه باهم زندگی کردیم بنده تو این زمان متوجه شدم که خانم و خانواده اش از اول یک موضوع بسیار مهم را از ما مخفی کرده بودند که اون هم بیماری دختر شون بود. ایشان دچار جنون ادواری بوده است یعنی روی چیزهای بسیار علکی و بی چیز اقدام به خود زنی و خودکشی میکرد ، بعد از مراجعه به روانپزشک ، روانپزشک گفت که معلوم نیست چه زمانی خوب شد باید هم دارو مصرف کند و هم تحت درمان باشد که این هزینه بر هم هست .

ولی خانم هیچوقت این مسئله را باور ندارد که مریض است ، بنده تصمیم بر جدا شدن گرفتم چون تنها راهی بوده که به ذهنم رسیده است ، هر لحظه امکان داشت من سر کار باشم و اون تصمیم به خودکشی کند.

* روی مسائلی پیش پا افتاده ، خودزنی میکرد و تصمیم به خودکشی می گرفت.

روزانه باید این خانم ۳ الی ۴ مرتبه به بیرون از خانه می بود ، اگر که بنده روزی خسته بودم نمی تونستم اون رو بجای ۴ مرتبه ، ۱ مرتبه میبردم اینقدر با دست به سر خودش می کوبید
که می گفتم الان ضربه مغزی میشود و یا اگر با برادرم و دوستان م بعد از مدتها به مدت یک ساعت به مسجد و یا به تفریح می رفتیم اقدام به خودسوزی توسط بنزین و خودزنی میکرد

از شما میخواهم راهنمایی ام کنید آیا این تصمیم تصمیم درست می باشد با این شرایط..؟

alisenobarrr.1376@gmail.com:

نمایش نظرها (2)

  • سلام به شما دوست عزیز

    قابل درک هست که زندگی با افرادی با این بیماری می تواند برای شما با اضطراب و احساسات ناخوشایند زیادی همراه باشد .

    این بیماری را می توان همان اختلال دو قطبی در نظر گرفت و بسته به شدت علایم که در همسر شما شدید می باشد فرد می تواند عملکرد و علایم مختلفی داشته باشد .

    ختلال دوقطبی سبب نوسانات خلقی شدید از حالت های خلق خیلی بالا ویا تحریک پذیربه حالت های غمگینی وناامیدی وبرگشت مجدد می گردد که اغلب در بین این دوره ها دوره هایی از خلق عادی وجود دارد.تغییرات شدید درمیزان انرﮊی ونحوه رفتار فرد مبتلا همزمان با تغییرات خلقی فرد اتفاق می افتد. دوره های احساس بالا شیدایی /مانیا و دوره های احساس پایین افسردگی نامیده می شوند.

    علائم ونشانه های شیدایی شامل موارد زیر هست :

    بیقراری، افزایش انرﮊی ومیزان فعالیت

    • خلق خیلی بالا واحساس نشاط شدید همراه با احساس خودبزرگ بینی

    • تحریک پذیری مفرط

    صحبت کردن ، مسابقه افکار ، پریدن از موضوعی به موضوع دیگر با سرعت خیلی زیادو

    عدم توانائی برای تمرکز ، حواسپرتی

    • کاهش نیاز به خواب

    • اعتقادات غیر واقعی در مورد توانمندی ها و قدرت فرد

    • قضاوت ضعیف

    • ولخرجی

    • رفتار متفاوت از حالت معمول که مدتی طولانی ادامه داشته است

    • افزایش تمایلات جنسی

    سوئ مصرف داروها ،الکل و دارو های خواب آور

    • رفتارهای اغواگرانه مداخله جویانه و پرخاشگرانه

    • انکار مسائل بالا و مشکلات ناشی از آن

     

    علائم و نشانه های افسردگی

    • خلق پایین ، اضطراب یا ناخشنودی پایدار

    • احساس ناامیدی یا بدبینی

    • احساس درماندگی، بی ارزشی ،گناه

    • ازدست دادن علاقه و عدم لذت از فعالیت هایی که قبلا برای فرد لذتبخش بوده اند از جمله ارتباط جنسی

    کاهش انرﮊی یا کند شدن، احساس خستگی

    • اختلال در تمرکز ، حافظه وتصمیم گیری

    • احساس بیقراری یا تحریک پذیری

    • خواب زیاد یا عدم توانائی خوابیدن

    • تغییر در اشتها و افزایش یا کاهش وزن بصورت نا خواسته

    • احساس درد مزمن یا سایر نشانه های بدنی مقاوم که در اثر بیماری جسمانی یا جراحت ایجاد نشده باشد

    • افکار مرگ یا خودکشی یا اقدام به خودکشی

    در این مسیر شما می توانید از مشکلات روحی همسرتان برای جدایی استفاده کنید بهتر است در این مسیر با توجه به شرایط همسرتان و میزان مشکلاتی که با ایشان تجربه می کنید تصمیم گیری داشته باشید .

    همسر شما با توجه به میزان علایمی که دارند نیاز به طی کردن پروسه درمانی طولانی مدت و حتی بستزی شدن دارند تا بتوانیم به ایشان کمک کنیم.

    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

    021-22354304

     

  • با سلام خدمت شما دوست عزیز
     احساس ناراحتی شما با توجه به شرایطی که توصیف کردید کاملا قابل درک است.
    ظاهرا شما در این مورد اطلاعی نداشته اید که البته یک شرط لازم و ضروری برای این که بدانیم فردی مناسب ازدواج هست یا نه همین برخورداری از سلامت روان است که به خصوص در مورد اختلالات شدیدی مانند همین مورد می تواد بسیار مشکل آفرین باشد و اصلا در چنین شرایطی کارکردهای ازدواج شدنی نخواهد بود.
    البته جای بسیار تعجب دارد که چطور شما قبل از این خودتان متوجه این موارد نشده بودید و دلیل اصرار و تاکید بسیار زیادی که بر استفاده از مشاوره قبل از ازدواج و به دست آوردن شناخت کافی در افراد برای ازدواج می شود همین است که در خیلی از موارد برخی رفتارها ممکن است از دید افراد عادی پنهان بماند در حالی که یک روانشناس که در این زمینه تخصص دارد می تواند از طریق انجام مصاحبه و با استفاده از ارزیابی های تخصصی و بررسی های دقیق به مواردی پی ببرد که خود افراد از دانستن آن عاجز هستند و به این ترتیب به تصمیم گیری بهتر کمک می کند.
    اکنون با توجه به این شرایطی که در آن قرار گرفته اید و عدم صداقت همسرتان و خانواده شان در این زمینه و با توجه به این که قرار است ازدواج کنید تا بتوانید کیفیت زندگی بیشتری را از طریق مشارکت و همراهی با یک فرد دیگر تجربه کنید و برای این هدف لازم است که طرف مقابل از میزان کافی از سلامت روان برخوردار باشد و با توجه به شدت بالا و پیش آگهی ضعیف ایشان برای بهبودی کامل، بهتر است با توجه به در نظر گرفتن تمام این جوانب دست به تصمیم گیری بزنید و این نکته را هم مد نظر داشته باشید که شما اول از همه مسئول تحقق نیازهای اساسی و خواسته های خودتان در زندگی هستید و قرار نیست ناجی کسی باشید و یا از سر دلسوزی زندگی خودتان را فدا کنید و ایشان هم به نظر می رسد شرایط لازم برای زندگی مشترک را ندارند و نیازمند درمان طولانی مدت هستند و احساس گناه در این زمینه معنایی ندارد و تصمیم گیری تان بهتر است بر اساس منطق و عاقلانه باشد نه احساسی و اگر چنین ازدواجی برای شما چیزی به جز اذیت و هزینه ندارد دلیلی ندارد در آن بمانید و آن را ادامه دهید و انرژی و زمان خودتان را به هدر بدهید.
    اگرچه به سن و سال خودتان هیچ اشاره ای نداشتید اما توصیه می شود در صورت تصمیم به جدایی تا مدتی وارد رابطه جدیدی نشوید و در این مدت حتما جلسات مساوره فردی دریافت کنید تا انتخاب قبلی و تجربیا ناخحوشایند خودتان را در این ازدواج بررسی و ارزیابی کنید و با کمک یک روانشناس و یا مشاور سعی کنید بیشتر با موارد مهم در ازدواج و نکات مهم در آشنایی و شناخت آشنا شوید و آگاهی بیشتری در این زمینه به دست آورید و هر زمانی هم که قصد ازدواج مجدد داشتید (البت بعد از طی شدن این مدت زمان برای کنار آمدن با این جدایی) حتما فرصت کافی را برای شناخت طرف مقابلتان بگذارید و در این زمینه شتاب نکنید و برای تصمیم گیری نهایی هم حتما مشاوره قبل از ازدواج دریافت کنید تا بتوانید آگاهان انتخاب کنید و با استفاده از اطلاعات بسیار مفید و تعیین کننده ای که در این جلسات از طریق انجام ارزیابی های تخصصی و بررسی های دقیق تر به دست می آورید بتوانید بهترین و مناسب ترین انتخاب و تصمیم گیری را داشته باشید.