سوالتو بپرس
X

عاشقي

سلام حدود ٢٠ سال سن دارم عاشق شدم يه عشقي كه از اولش ممنوعه بود ولي كور عشق بودم و هنوزم هستم عاشق دختري شدم كه نامزد داشت اونم عاشق من بود جفتمون عاشق هم شديم بي نهايت عاشق اما خونواده اون دختر اون و به زور دادن به اون پسر اون دختر و تهديد كردن كه يا ميكشيمت يا زن اون بايد باشي نهايتم ازدواج كرد الان حدود يه ماهه از ازدواجش ميگذره شرايط روحي خوبي ندارم نسبتا البته بگم درون گرا هستم كسي حتي تو فكرشم نميگنجه كه درون من چخبر ازتون ميخوام راهنماييم كنيد چطور با اين موضوع كنار بيام

mohammad_m:

نمایش نظرها (3)

  • دوست عزیز پذیرش واقعیت در ارام شدنتون بسیار تاثیرگذاره ... اینو بدونید اگر قرار بود شما دو نفر به هم برسید این کار اتفاق میفتاد ... ولی وقتی میدونستید نمیتونید به هم برسید دلیلی برای ایجاد وابستگی وجود نداشت که اینطور کارو به خودتون سخت کنید

  • دوست عزیز اینو بدون که حتما خیری در کار بوده که این کار صورت نگرفته و حکمت کار خدا را کسی نمی دانید به نظر من باید بی خیال او ن عشق بشی اگر با هم ازدواج می کردی و خدای ناکرده فرزندی معلول داشتی چه فکر می کردی توکل به خدا کن و برو دنبال عشق دیگری که خدا قسمتت کرده