سلام خدمت شما مشاوران عزیز
اول از همه تشکر میکنم ازتون به خاطر اینکه وقت میزارید برای ما.
بنده20سالمه و الان حدودیک سال و نیمه که عاشق دختر همسایه شدم و به شدت دوستش دارم ولی این علاقه هنوز به علاقه عقلی تبدیل نشده و میخوام درموردش بیشتر بدونم.به نظرشما چطور میتونم بشناسمش؟؟
سوال دوم اینه که ترس از آینده و ترس از دست دادن و از همه مهم تر ترس از اینکه اگر ازدواج کنیم به مشکل بر بخوریم رو دارم و کلا ارامشم رو از بین برده.لطفا در این مورد هم راهنمایی کنید.
و در اخر اینکه من تا حداقل 2سال دیگه نمیتونم قضیه رو رسمی کنم به نظر شما چطور میتونم اون رو به خودم پایبند کنم که به شخص دیگه ای دل نبنده؟
نمایش نظرها (1)
با سلام خدمت شما دوست عزیز
منظورتان از عنوان این مطلب که علاقه تان هنوز به علاقه عقلی تبدیل نشده کمی مبهم است.
درباره اینکه اکنون چه می کنید و آیا مشغول تحصیل هستید و یا کار می کنید توضیح نداده اید.
معمولا جذابیت اولیه ای که در ظاهر و از بیرون افراد برای ما دارند، برای شروع آشنایی لازم است اما هرگز برای اینکه بدانیم آیا گزینه مناسبی برای ازدواج هست، کافی نوخاهد بود و همانطور که گفتید نیاز به شناخت بیشتر وجود دارد.
مسئله بعدی این است که شما هنوز گام نخست را برنداشته اید و هنوز نمی دانید آیا برای ازدواج با یکدیگر مناسب هستید و تا چه اندازه ملاکها و معیارهای یکدیگر را دارید و تا چه اندازه استانداردها شامل حال رابطه تان خواهد شد.
بعد درباره به مشکل خوردن و ترس از آینده ازدواج و اینها فکر می کنید که به نظر می رسد بیشتر از آنچه در واقعیت اقدامی کنید در ذهنتان مسائل را پیش می برید.
اول از همه باید بدانید که کلا ارتباط با دیگران و روابط بین فردی موضوع پیچیده ای است و حتما مهارت می خواهد و هیچ رابطه با کیفیتی اتفاقی ایجاد نخواهد شد بلکه باید آن را ساخت و از آن مراقبت نمود حت اگر بر اساس دوست داشتن و عشق شکل گرفته باشد.
بنابراین چالش و اختلافات و مشکلات بین فردی در تمام روابط امری اجتناب ناپذیر است و هرچه رابطه عمیقتر و صمیمی تر باشد اتفاقا احتمال اختلاف هم در آن بیشتر خواهد بود.
و این داستان جزوی از ماهیت رابطه است.
آنچه مه است این است که بدانیم این اختلافات را چگونه مدیریت کنیم و چگونه مسائل بینمان را از شیوه درست و موثری حل کنیم تا رابطه مان با کیفیت باقی بماند.
و جالب است بدانید که مطالعات در زمینه روابط زوجین هم نشان دهنده این هستند که آنچه در کیفیت رابطه بین همسران تعیین کننده هست هرگز نرخ و یا میزان مشکلات و اختلافات بین فردی همسران نیست بلکه نحوه حل اختلافات و شیوه ای است که آنها برای مقابله با مشکلات در پیش می گیرند.
این مهارتها کاملا اکتسابی هستند و می توانید برای این نگرانی خود کاری انجام دهید که آن هم نخست تلاش برای شناخت و انتخاب فرد مناسب خودتان و بعد تلاش در جهت تقویت توانمندی هایتان در این زمینه است.
اینکه برنامه تان برای دو سال دیگر است، می توانید با خود ایشان در صورت آشنایی مطرح کنید و نظر ایشان مهم است که آیا شرایط ماندن را دارند یا نه قصد ازدواج دارند و این یک تصمی کاملا دو سویه است.
بنابراین دقت کند که نگرانی تا زمانی که کارسازباشد، یعنی نگرانی که بشود برای آن کاری کرد و اقدام موثری انجام داد، مانند مثالی که در بالا مطرح شد، خوب است و باعث رشد و پیشرفت ما خواهد شد.
اما آن دسته از افکار نگران کننده ای که نه تنها مشکلی را حل نمی کنند بلکه باعث ایجاد مشکل و مانع ما برای حرکت و اقدام موثر می شوند، کارآمد نبوده و اصطلاحا به آنها نگرانی دردسر ساز می گویند.
حالا با توجه به این توضیحات می توانید این دو را از هم تشخیص دهید و آن دسته دوم را رها کنید و به دسته اول بها بدهید و بر مبنای همان حرکت کنید.
مشاوره پیش از ازدواج هم برای شما خیلی مفید خواهد بود چرا که با انجام ارزیابی های لازم و بررسی ها تخصصی هر دو نفر، و با اطلاعات بسیار مفیدی که در اختیارتان قرار می گیرد می توانید با چشان بازتر و آگاهانه تر فرد مورد نظر خودتان را برای ازدواج انتخاب نمایید.
بنابراین پس از آشنایی و برای تصیم گیری می توانید از این گزینه هم بهره مند شوید.