سوالتو بپرس
X

عاشق دختر همسایه

سلام و عرض ادب خدمت شما من عاشق دختر همسایمون شدم و با هم یه رابطه عاشقانه رابه مدت پنج ماه تجربه کردیم راستی دختر ۱۹ سالشه و منم ۲۹ سالم هست
بعد تصمیم گرفتم که با هم ازدواج کنیم و مشکلی با اختلاف سنی هم نداشتیم خانواده دختر قبول کردند ولی خانواده من با ازدواج مخالفت کردند من هم صادقانه به عشقم گفتم اون هم تا ماجرا را شنید بعد از دو هفته از من فاصله گرفت من هم خیلی اصرار کردم که با من باشه من مشکل حل می کنم ولی قبول نکرد بعد از حدود چهار ماه من کامل خانواده را راضی کردم و به مادر دختر گفتم که بیایم خواستگاری خانواده دختره قبول کردند ولی دختر با من تماس گرفت و گفت من دیگه دوستت ندارم و تو این مدت که با تو بودم با یه نفر دیگه در ارتباط بودم و باهاش سکسو تجربه کردم و الان می خواهم با اون ازدواج کنم من نمی دونم راست میگه یا نه بهش گفتم چرا نمی یاد خواستگاری میگه چون شرایط مالیش خوب نیست و به من گفت که این قضیه رو به کسی نگم به نظر شما راست میگه یا می خواهد منو امتحان کنه یا من به داداشش بگم که با اون پیگیر بشیم من با داداشش خیلی راحت هستم حتی وقتی قضیه رو گفت خیلی گریه کرد و التماس کرد که از زندگیش برم بیرون ولی من خیلی خیلی دوستش دارم احساس می کنم بدون اون نمی تونم زندگی کنم

sasan2020:

نمایش نظرها (1)

  • با سلام خدمت شما دوست عزیز
    احساس ناکامی و ناراحتی شما کاملا قابل درک است.
    اما فراموش نکنید که تصمیم برای ازدواج یک تصمیم کاملا دو سویه و دوو طرف است و همانقدر که ما حق انتخاب و اراده و اختیار برای تصمیمگیری درباره آینده و ازدواجمان داریم، طرف مقابل ما هم چنین حقی دارد و ممکن است انتخابی کند که بر خلاف میل ما باشد و اگر بخواهیم این تصمیم و انختاب را به رسمیت نشماریم یعنی حقوق او را به عنوان یک انسان نادیده گرفته ایم.
    با توجه به مواردی که مطرح کردید و صحبتهای ایشان، کاملا و صراحتا نظران را به شما گفته اند و مخالفت خودشان را با این ازدواج بیان کرده اند.
    حالا شما هر چقدر هم که اصرار داشته باشید فقط در جهت انکار این واقعیت و نپذیرفتن نظر و انتخاب ایشان است.
    ایشان به هر دلیلی نمی خواهند با شما ازدواج کنند و دیگر اینکه آیا درباره رابطه شان با فرد دیگر راست می گویند یا اینکه با نیت قطع امید و پافشاری شما مطرح کردهاند چه تغییری در اصل ماجرا ایجاد می کند؟
    مطرح کردن گفته های ایشان با برادرشان ببا چه قصد و هدف و نیتی قرار است صورت بگیرد؟
    و چه کمکی به شما خواهد کرد اگر ایشان تصمیمشان قطعی باشد؟
    بنابراین به نظر می رسد مسئله اصلی شما در عدم پذیرش واقعیت است و اینکه هر چقدر هم شما به کسی علاقه داشته باشید او ممکن است موافق ازدواج نباشد و چون یک انسان است، حق انتخاب دارد و انکار این واقعیت و عدم توانایی پذیرش این موضوع از سوی شما هم جای سوال و بررسی دارد.
    در این زمینه می توانید مشاوره دریافت کنید تا ببینید چگونه می توانید بهتر بتوانید با این موضوع کنار بیایید.