سلام من ۲۵سالمه من دختر عمه ام را دوست دارم و بهش هم گفته ام
و او گفت که کس دیگه ای رو دوست داره ( اون پسر با دختر
ارتباطی ندارد و شخص دیگه ای رو دست دارد) مادر پسر وقتی
دختر عمم کوچیک بوده اینو برا پسرش خواستگاری کرده و این دختر
از اونموقع(۶ ساله) تو ذهنش اون پسرو دوست داشته و هر کاری
میکنم بهم جواب رد میده میگه بهت علاقه ای ندارم
من باید چیکار کنم صبر کنم بی محلش کنم نظرتون چیه
نمایش نظرها (2)
سلام به شما دوست عزیز
احساسات شما قابل احترام می باشد اما دقت کنید که تا زمانی که دختر عمه شما برای احساسات و تمایلات خود به جواب دقیقی نرسیده باشند و بخواهند در خیالپردازی خود زندگی کنند توجه و درخواست شما نیز کمکی به ایشان نمی کند و حتی اگر ایشان جواب مثبت نیز بدهند می تواند با دو دلی ایشان همراه باشد در اول به ایشان فرصت بدهید که در مورد زندگی و رابطه و ازدواج با این آقا تصمیم گیری کنند و بعد شما در صورتی که ایشان به مرحله پذیرش رسیدند می توانید برای آشنایی بیشتر اقدام کنید .
دقت داشته باشید که بهتر است در کنار احترام به احساسات خودتان حقایق بیرونی را نیز در نظر بگیرید تا بتوانید مسیر رشدی را طی کنید به نظر می رسد که خیالپردازی و بزرگنمایی احساسات در دختر عمه شما به اندازه ای بوده است که حقیقت بیرونی را نادیده گرفته اند و این موضوع می تواند بخاطر خیالپردزای های کودکی و نوجوانی ایجاد شده باشد .
بهتر است از ایشان بخواهید که با یک روانشناس به صورت حضوری یا تلفنی مشورت کنند تا بتوانند تصمیم گیری بهتری داشته باشند .
شما می توانید بر اساس شرایط فعلی ایشان و خودتان برای ادامه زندگی خود تصمیم گیری داشته باشید و اگر بخواهید که منتظر تغییر عقیده ایشان باشید ممکن است برای خودتان آسیب زا باشد و بهتر است سعی کنید در کنار احترام به عقیده و احساسات خودتان مسیر رشدی خود را طی کنید .
با سلام خدمت شما
با توجه به مواردی که مطرح کردید ایشان اگر از نظر ذهنی درگیر فردی هستند که در واقعیت به عنوان خواستگار وجود ندارد، یعنی با خیال وردازی واقعیت را انکار کرده اند و نیازمند دریافت کمک حرفه ای هستند.
می توانید به ایشان پیشنهاد کنید که به یک مشاور یا روانشناس مراجعه کند و مسئله اش را حل کند تا دچار ناکاامی بزرگی بعد از ازدواج آن سر نشود و فرصتهای دیگری که ممکن است برایش وجود داشته باشد را از خودش دریغ نکند.
در مورد خودتان هم اکنون رابطه برقرار کردن با ایشان در چنین وضعیتی که فکر و ذهنش پیش فرد دیگری است و آغاز رابطه در چنین شرایطی با اصول درسی پیش نخواهد رفت چرا که ایشان باید در ابتدا تکلیفشان را با خودشان و آن رابطه ای که هیچگاه وجود نداشته و طبق گفته شما به وجو هم نخواهد آمد مشخص کنند و پرونده آن را در ذهنشان ببندند و بعد برای ورود به رابطه آماده شوند.
بنابراین شما فقط می توانید فعلا به ایشان پیشنهاد دریافت کمک نخصصی در این زمینه بدهید تا تصمیم نهایی شان را در این زمینه بگیرند.
اگر هم می خواهید منتظر بمانید باز هم بستگی به خودتان دارد که تا چه اندازه این رابطه برایتان اهمیت دارد و آیا به صرف زمان و انرژی و روبرو شدن با چنین چالشهایی می ارزد یا خیر و کاملا تصمیم شصی است و بستگی به خودتان و میزان و شدت خواسته تان دارد اما بدانید که با توجه به این اصرار ایشان هیچ تضمینی وجود ندارد ایشان در نهایت با شما همراه بشوند چرا که نمی توان فردی را مجبور به کاری کرد که خودش تمایلی ندارد.