سلام
حدود یکسال هست ازدواج کرده ام ، متاسفانه بعد از ازدواج متوجه شدم همسرم چند سال قبل با زن برادر مرحومش ازدواج کرده و احتمال قریب به یقین دارم فرزندی هم از او دارد ، دو فرزند هم از برادرش دارد. در حتل حاضر ماهی چند روز نزد انها میرود و خرجی انها را هم با درامد متوسطش می دهد،وقتی فهمیدم مدتها انکار میکرد اما در اخرین دعوایمان به همه چیز اعتراف کرد و در دعوا تصمیم به طلاق گرفتیم .
با اینکه خیلی دوستش دارم اما دروغ و خیانتش را نمیتوانم ببخشم و بپذیرم .
از طرفی ابروی خانواده ام در میان است، خودم ایشان را پسندیدم و ازدواج کردم و روی برگشت و شکستن دل مادر پیرم را ندارم.
از نظر روحی خیلی بهم ربخته ام با تشخیص پزشک روانپزشک داروی افسردگی شروع کردم، قدرت تصمیم گیری ندارم .
با این شرایط هم رندگی برایم دردناک و ناخوشایند است.
راهنمایی بفرمایید لطفا
ممنون
نمایش نظرها (4)
ببخشید چقدر اشتباه تایپی ! بگذارید به حساب پریشانی حال!
بازم ببخشید لازم به ذکر است زن اول ایشان در شهر دیگری زندگی میکنند و در ان شهر عموم مردم ایشان را به عنوان همسر شوهرم میشناسند.
و من ساده و زود باور قبل از ازدواج از همه این واقعیت ها و زندگی اول ایشان بی اطلاع بودم.
دختری با تحصیلات بالا بودم که متاسفانه در امر ازدواج تحقیقات لازم را به عمل نیاوردم و فریب خوردم.از دست خودم به شدت ناراحتم که چرا به این ادم اینهمه اعتماد کردم.
همسر اول هم بی اطلاع است و اگر بفهمد بیچاره او هم ساکت نخواهد نشست.
به خاطر اون طفلکان معصوم قضیه را به انها منتقل نکردم.
خدایا ......درمانده ام....
دوست عزيز به نظر من اگر همسرت رو دوست داري باهاش زندگي كن و تا مي توني به جدايي فكر نكن ولي اگه فكر مي كني بعد از مدتي مثلا با يه بچه مي خواي ازش جدا شي الان بهتره تا اون موقعه