توروخدا کمکم کنید. من 17 سالمه و پسر هستم. سال بعد کنکور دارم. یه خواهر دارم 6 سالشه.. حس میکنم مادرم به پدرم خیانت میکنه همینطور پدرم به مادرم….مادرم هر روز…. یعنی هرررر رووووز به صورت خیلی مشکوک من و خواهرم رو میپیچنه 5 ساعت یا بیشتر میره بیرون… ظهر میره شب میاد بیخودی میگه کار داشتم… ما وضعمون خیلی خوب نیست و پدرم معلمه. ولی مادرم هر دو ماه سه ماه بیش از 20 میلیون طلا میخره میگه خودم پول داشتم..تمام پول هاش تموم میشه و طلا میخره ولی یه دفعه چند ماه بعد میبینیم 30 میلیون پول تو حسابش هست نمیدونم چرا پدرم بهش شک نمیکنه… دارم دق میکنم…جالب اینجاست خانواده من خییییییییبی مذهبی هستن حتی پدرم مداح هم هست.. مکه هم رفتیم! کربلا هم رفتیم! پدرم میشینه عکس های زن ها و دانشجو هاش رو توی شبکه مجازی میبینه جلوی منو خواهرم حالت نعوذ به خودش میگیره… یعنی با نگاه به نامحرم…! خیلی میترسم خواهرم بد بار بیاد…مادرم هر موقع بیرون میره، میره یه میوه فروشی با مرده خنده و هر و کر میکنه… نمیدونم برم با مرده دعوا کنم یا نه، به مرده و مادرم شک دارم … توروخدا کمکم کنید.. ادمین پیامم تایید کن مردم ببینن بهم مشورت بدن… منو به کارشناس حضوری ارجاع نده… مردم به آیدی من توی تلگرام amir82ima پیام بدید کمکم کنید.. دارم دیوانه میشم.
نمایش نظرها (1)
با سلام خدمت شما دوست عزیز
به نظر خیلی آشفته و پریشان می رسید و در صورت وجود چنین افکاری در ذهنتان، حتما اضطراب و نگرانی زیادی را تجربه می کنید.
نمی دانیم از کجا به چنین نتیجه ای رسیده اید اما با توجه به مواردی که مطرح کردید، ممکن است واقعا مادرتان شاغل باشند و پدرتان هم در جریان هستند و درآمد دارند.
به هر ترتیب حتی اگر فرض شما درست هم باشد این مسئله ای است بین پدر و مادر شما و رابطه آنها هم به خودشان مربوط است.
ایشان مادر شما هستند و همسر پدرتان.
برای شما صرفا مادر هستند و تنها وظیفه و نقش مادری را برای شما دارند.
با توجه به کنکور و مسئولیت و نقشی که به گردن شما هست یعنی نقش محصل و درس خواندن، بهتر است بر آن متمرکز شوید و مسئولیت و نقش دیگر اعضای خانواده تان را هم به عهده خودشان بگذارید.
حتی مسئولیت تربیت خواهرتان هم بر عهده شما نبوده و خود پدر و مادرتان مسئول هستند.
این نکته را هم در نظر بگیرید که نمی توان به این سادگی از روی چند رفتار درباره مسئله به این مهمی قضاوت کرد.
به قول خودتان اگر جای شک و شبهه ای وجود داشت اول از همه پدرتان به این مسئله ی پرداخت.
بنابراین بهتر است در نظر داشته باشید اینها یکسری افکار و برداشت هایی هستند که در ذهن شما صورت می گیرد و اصلا مشخص نیست تا چه اندازه واقعی باشند.
و از آنجا که از حوزه وظیفه و مسئولیت شما هم بیرون است و کاری هم در این زمینه از شما ساخته نیست، بهتر است کلا دخالت نکنید و بر خودتان و اهدافتان در زمینه تحصیل متمرکز شوید.
هرگاه این افکار به ذهنتان آمدند و حال شما را خراب کردند می توانید در یک محیط آرام نشسته و با تصور آنها بر روی یک پرده سینما، فقط آن ها را مشاهده کنید که از سمت راست وارد شده و از سمت چپ پرده خارج می شوند و شما هم صرفا نظاره گر آنها باشید.
می توانید این تمرین را چندبار در روز به مدت چند دقیقه انجام دهید.
اگر هم رابطه خوبی با والدینتان دارید می توانید سعی کنید درباره ابهامات و نگرانی ها و دغدغه هایتان درمورد رابطه آنها با یکدیگر، با آنها صحبت کنید و از آنها در این زمینه کمک بخواهید تا در جریان باشند که ذهن شما درباره چیزهایی که درباره آنها، (احتمالا بنابر ملاحظاتی اینگونه صلاح می دانند)، به شما توضیحی نمی دهند یا شما را در ابهام نگه می دارند، تا چه اندازه مشغول شده و بار ذهنی و روانی زیادی به شما تحیل می شود تا بدانند و اگر صلاح می دانند اقدامات لازم را انجام دهند.
اما در نهایت بدانید که هر کسی مسئول نیازها و خواسته های مربوط به خودش و زندگی خودش هست و شما هم الان هدف مهمی دارید که برایتان آینده ساز است و بهتر است با وجود برخی ناکامی ها تسلیم نشده و به مسیر خودتان ادامه دهید.
در این زمینه می توانید مشاوره تلفنی هم دریافت کنید.