سلام یک مرتبه دیگه هم سوالمو مطرح کردم ولی متاسفانه پاسخی ندیدم لطف کنید ایندفعه پاسخ بدید
من حدود یک سال و نیم هست که با یه آقایی تو دانشگاه آشنا شدم ایشون دانشجوی دکتری و من کارشناسی ارشد هستم رابطه نزدیکی داریم و البته گاهی دچار پستی بلندی شده و رفع شده ولی اخیرا متوجه شدم یعنی خودشون برام گفتن که طی مسایل کاری با خانمی آشنا شدن که دچار مشکل مالی شدید شده بوده و طلبکار حکم جلبش رو داشته به گفته خودشون بخاطر صحبت ها و درخواست مادر این خانم از ایشون مبلغ 70 میلیون بهش قرض داده و البته حدود 25 روزی هم واسش منزل مبله اجاره کرده و بهش پناه داده که گیر طلبکار نیافته و تو این مدت شبها خودش هم میرفته پیش خانمه میمونده البته میگن که هیچ رابطه ای بینشون نبوده من وقتی مطلع شدم حسابی بهم ریختم و عکس العمل نشون دادم این باعث شد که بهم میگه لازم نیست من همه مسائل کاریم رو با تو در میون بذارم ولی من خیلی شکاک شدم و نگرانم که اعتمادش رو نسبت بهم از دست داده و همه چیز رو بهم نمیگه البته بهش با وجود اینکه تو این مدت هیچ صحبتی از ازدواج بینمون بوجود نیومده ولی من دوست دارم به ازدواج ختم بشه نمیدونم چیکارکنم که دوباره مسائل رو بهم بگه؟آیا ادامه دادن باهاش کار درستی هست؟ چطور شکم رو از بین ببرم ؟لطفا کمکم کنید
نمایش نظرها (3)
> سلام،حدود دو ساله با اقایی برای ازدواج آشنا شدم،اما بخاطر وضع ناخوشایند مالیشون و اینکه هنوز مدرک نگرفتن تا کار دایمی پیدا کنند،هنوز اقدامی برای ازدواج صورت نگرفته،با تمام علاقه م،بعضی رفتاراش اذیتم میکنه،این آقا حرفش اینه که من هرچی میگم شما باید بگی چشم و همونی باشی که من میخوام،من مانتویی معمولی هستم و ایشون از من انتظار. دارن چادر بپوشم،ایشون میگن حق ندارم به هیچ وجه تو مجالس زنونه و عروسیا و مهمونیها لباس لختی بپوشم،حس میکنم اگه باهاش ازدواج کنم فقط شبیه یه اسیر قراره باهام رفتار بشه،از یه،طرف علاقه و از یه طرف هم رفتارهایی که آزارم میده،همش فک میکنم دوسم نداره،چون همیشه برای دوست داشتنم یه شرط میذاره،من همینجوری هستم و بنظزتون درسته که کسی که ادعای دوست داشتن شما رو.داره در صدد تغییر باطن و ظاهر شما باشه یا بخواد با تفکرات مرد سالاری روی شما سلطه پیدا کنه؟؟ واقعا من دارم اشتباه میکنم؟؟آیا واقعا این آقا مناسب ازدواج هستند؟؟؟گاهی حس میکنم این دوسال عمرم تلف شده و الکی از خود گذشتگی گردم،من انتظارم اینه همونجور که من این آقا رو آس و پاس به نیت خوب بودن پذیرفتم،ایشون هم منو همینجور بپذیرد،نمیدونم شاید واقعا این آقا درگیر یه علاقه موهومی هستن، لطفا کمکم کنید ممنون
خیلی راحت به شما میگم قید چنین انسان بی خیال و پرمدعایی رو بزنید ...
وقتی کسی نمیتونه شرایطش رو با خواسته و انتظاراتش هماهنگ کنه و فقط دستور میده شریک خوبی برای زندگی مشترک نیست
خودتون رو از این رابطه بیرون بیارید تا ببینید چطور اسم " غمکین " شما به " شادی " تبدیل میشه
خانم : tanaz
متاسفانه دوستان به جای طرح سوال در صفحه ای جدید در یکی از صفحات وارد میشن و شروع به نوشتن میکنن ...و به همین خاطر شناسایی سوالان بی جواب برای سیستم سخت میشه چون یکی زیر سوال شما مطلب نوشته و سیستم اونو به اصطلاح پاسخ قلمداد میکنه
---------
اما در مورد سوالتون : باید بدونید تا شناخت از کسی پیدا نکردید نمیتونید اعتماد کنید و به همین خاطر با شک و تردید مواجه شدید ... یکی از اشکالات شما اینه که قبل از شناخت وابسته شدید و در مورد ازدواج پیشگویی میکنید ... در صورتی که با چنین شرایطی اگر نتونید درکش کنید،همیشه تردید و اعتمادی بین شما خواهد بود
در این مورد فقط شما باید موضوع رو برای خودتون هضم کنید ... چون ممکنه از این دست اتفاقات در آینده هم بیفته و شما باید این موضوع رو از همین امروز برای خودتون حل و فصل کرده باشید