سوالتو بپرس
X

قهر

سلام من نزدیک ۵ ساله که ازدواج کردم ۳ و نیم سال در عقد بودیم و حدودا یک سال ونیم که اومدیم زیر یک سقف . من از دروان عقد متوجه تضاد ها و دروغ های خانواده همسرم درمورد شرایطشون شدم .مشکل من فقط این نیست .مشکل من برای مثال قهری است که همسرم من حدودا دوهفته ی پی بامن کرد قهر بر سر این شروع شد که یک هاردی که ایشون توش اطلاعات داشتن رو بر اساس اشتباه غیر عمد من و خودشون فرمت شد و ایشون من رو زمانی که خواب بودم به بد ترین نحوه بیدار کرد که پاشو اطلاعات من نیست من هم بهشون توضیح دادم که نباید هارد رو قبل از پرسش من وصل به لپ تاپ میکرون خلاصه بهتون بگم که من قبول کردم و هارد رو برای تعمییر پیش یکی ازدوستان فرستادم ایشون از همون لحظه بامن صحبت نکردن و این کارشون در این هفته کاملا ادامه داشت .به صورتی که ما برای قرنطینه هردو به صورت ۲۴ ساعت در خانه هستیم و همش همدیگرو میبینیم ولی ایشون حتی یک کلمه هم حتی در مواقع فوق ضروری هم بامن صحبت نکردن .باورتون میشه من دوشب تب کردم و احساس به کرونا داشتم و حتی سرفه های خیلی بدی میکردم ولی ایشون حتی کلمه ای بامن صحبت نکرد .وحتی مادرمن که زنگ میزد میگفت برو تب خانمتو بگیر میزاشت زمانی که من خواب بودم اینکارو انجام میداد .خلاصه بهتون بگم واقعا رفتار خسته کننده توی این دوهفته داشته و حتی وقتی گه من هم ازشون سوالی میپرسم با حرکات سر جواب یا با کلمه نه و اره فقط جواب میدهند .بماند که من هارد رو با اطلاعات کامل قبلی به ایشون برگردوندم و چقدر عذاب کشیدم بابتش .ولی ایشون حتی ذره ای فرق نکرده و همچنان همون طور هست .بد تر از همه اینکه رخت خوابشم از امشب از من جدا کرده .در ضمن این رو هم بگم که من حتی یک کلمه در مورد این اتفاقات رو با خانوادم نگفتم و خانواده امم هیچ خبری ندارند .
مساله بعدیه من اینکه ما قبل از این مورد اخر هم هیچ رابطه موفقی نداشتیم حتی ما شاید یک ماه و یا سه هفته یکبار رابطه جنسی برقرار میکنیم واین برای منکه ادم گرم مزاجی هستم واقعا سخت هست .
خانواده همسرم (مادرشون ۲۰ ساله که فوت شدن)پدرشون و نامردی شون و برادرهاشون اصلا صلاحیت مشورت و گفتگو ندارن چون در روستا زندگی میکنن و همشون روستایی هستن خیلی فرهنگ پایینی دارند و سریعا واکنش بدی نشون میدهند.
ایشون ارتباط اجتماعی بسیار ضعیفی داره و تقریبا دوستان ایشون اندک هستند
من یک دختر شهری و با خانواده ی سطح بالاهستم و خانوادمم بسیار ادم های بافرهنگی هستند ولی دلیلم برای نگفتن مشکلاتم به خانواده ام فقط دلسوزی و محبت بیجای خانوادمم به همسرم بود که ترسیدم مجدد تاثیری نداشته باشه و خانواده ی من براشون اهمیتی نداشته باشه .
ببخشید اینجوری میگم ولی واقعا دارم دق میکنم دیگه طاقتم تموم شده
ایشون به شدت خسیس هستند و اگر خانواده ی من این مدت برای ما چیزی نمی اوردنند قطعا زندگی برام سخت تر از اینی میشد که هست
تورو خدا زودتر کمکم کنید من ادم مذهبی هستم و خادم امام رضا هستم لطفا بهم بگید چیکار کنم
این اقا نه تنها اولین دعوا و قهر طولانی مون باهم نیست
ایشون فقط در طی شبانه روز در حال مطالعه هستند وفقط زندگیشون لپ تاپ و هارد و درسشون هست .
خداخیرتون بده تشکر از بابت کمکتون

fatemeaghakgani:

نمایش نظرها (1)

  • با سلام خدمت شما
    دوست عزیز شرایطی که توصیف کردید بسیار ناراحت کننده و آزاردهنده است و احساس ناراحتی و ناکامی شما هم در این زمینه کاملا قابل درک است.
    قهر و بی توجهی به هنگام ناراحتی یا اختلافات بین فردی جزو مخربترین رفتارها شمرده می شوند.
    همچنین رفتارهای پرخاشگرانه دیگری مانند سرزنش، مقایسه، توهین و تحقیر و غر زدن، همگی جزو رفتارهایی هستند که افراد برای به دست گرفتن کنترل خود و یا ابراز ناراحتی و شکایت خودشان انجام می دهند به این امید که شرایط طبق میل و خواسته آنها پیش برود.
    غافل از اینکه اینگونه رفتارها در اغلب مواقع نه تنها مفید و موثر نخواهند بود بلکه باعث تخریب رابطه هم خواهند شد و در نهایت همه چیز را بد و بدتر خواهد کرد.
    حالا اگر بخواهیم به مسئله شما برگردیم، ظاهرا از این روند راضی نیستید و خواهان داشتن رابطه ای گرم تر و صمیمی تر هستید و خودتان را مستحق اینگونه رفتارهای تحقیر آمیز و طرد کننده نمی دانید.
    و در این صورت سوال اصلی که پیش می آید این است که شما برای رسیدن به این خواسته خودتان تا کنون چه اقداماتی انجام داده اید؟
    به عبارت دیگر از آنجا هر کسی خودش مسئول رسیدگی به خواسته ها و نیازهای خودش است، شما تا کنون در این زمینه چه تلاشی کرده اید و آیا اصلا کاری کرده اید و یا اینکه صرفا منتظر مانده اید تا ایشان مجددا در جهت نزدیکی و صمیمت به شما کاری انجام دهند؟
    اینکه خانواده ایشان از چه سطح فرهنگی و یا اجتماعی- اقتصادی برخوردار هستند مسئله ای است که پیش از ازدواج مطرح می شود و در آن زمان می تواند در انتخاب ما تاثیر گذار باشد و ما باید به آن توجه کنیم و در معیارهای انتخابمان لحاظ کنیم.
    بعد از اینکه انتخاب خودمان را با آگاهی از تمام این واقعیتها انجام دادیم دیگر صحبت از اینگونه مسائل نه تنها کمک کننده نیست بلکه ماجرا و مسئله را پیچیده تر هم می کند.
    چرا که قرار نیست دیگران از بیرون به کمک ما برای حل مسائل و چالشها و مشکلات بین فردی مان به کمک ما بیایند و اصولا دو نفری که با یکدیگر ازدواج می کنند و تشکیل زندگی می دهند این انتظار می رود که یا از مهارتهای حل اختلاف و حل مساله و اینگونه مهارتهای ضروری برخوردار باشند و یا خودشان را در این زمینه ها که لازمه داشتن یک زندگی با کیفیت و موفق است، توانمند سازند و برای آن تلاش و تمرین کنند.
    پس به نظر می رسد تنها موضعی که می توانیم دربرابر اینگونه موارد تغییر ناپذیر مانند خانواده همسرمان داشته باشیم صرفا پذیرش است و سلب مسئولیت از آنها و به عهده گرفتن مسئولیت ساختن یک رابطه خوب و با کیفیت و زندگی دلخواه با تکیه بر داشته ها و توانمندی های خودمان است.
    با توجه به تمام این موارد ابتدا باید خواسته خودتان را مشخص کنید و بعد خودتان در مسیر رسیدن به آن قدم بردارید.
    تنها راه موثر برای حل اختلافات بین فردی گفتگو و مذاکره بر سر رسیدن به توافق دوسویه و دو طرفه است.
    این شیوه یک مهارتی است که کاملا اکتسابی است و باید آن را با تمرین به دست آورد.
    باید بیاموزیم که چگونه اگر از دست یکدیگر رنجیده ایم به جای قهر و پرخاشگری و دیگر روشها و رفتارهای ناموثر و مخرب، به گفتگویی بپردازیم که با نیت و هدف حل مساله، درک مشترک و همدلی و رسید به یک توافق دو سر برد باشد.
    زندگی مشترک همانگونه که از اسمش پیداست یک مشارکت است در بهتر برآورده شدن خواسته ها و نیازهای دو طرفه و تا زمانیکه خودمان را دربرابر نیازها و خواسته های خودمان مسئول ندانیم و در جهت آنها کاری نکنیم نمی توانیم از طرف مقابل چنین انتظاری داشته باشیم.
    بنابراین بهتر است شما به جای قرار گرفتن در جایگاه فردی که مورد ظلم و ستم قرار گرفته است و منفعلانه فقط منتظر انجام یک اقدام از سوی طرف مقابلش است، فعالانه آغازگر باشید و خودتان را در برابر خواسته ای که دارید مسئول و متعهد بدانید و برای حرکت در جهت آنها رفتارها و اقدامات موثری انجام دهید.
    سیستم خلاق ذهن هر فردی زمانیکه دست از تمرکز بر مشکل بردارد و بر خواسته و حل مساله متمرکز شود، پیشنهادات بسیار خوب و خلاقانه ای را مطرح خواهد کرد که می تواند بسیار کارساز و راهگشا باشد.
    همچنین در این مسیر از یک زوج درمانگر هم می توانید برای بهبود رابطه و زندگی خودتان کمک حرفه ای و تخصصی دریافت نمایید.