سلام ۵ ساله ازدواج کردم ولی مادرم تنهاست و طاقت دوریمو نداره تا میخام جایی برم گریه میکنه چکارکنم که بتونم برای خودم زندگی کنم و مادرمم تنها نباشه
سلام ۵ ساله ازدواج کردم ولی مادرم تنهاست و طاقت دوریمو نداره تا میخام جایی برم گریه میکنه چکارکنم که بتونم برای خودم زندگی کنم و مادرمم تنها نباشه
نمایش نظرها (1)
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساس ناراحتی و نگرانی شما برای مادرتان قابل درک است.
اما توجه داشته باشید که هر کسی مسئول رسیدگی به نیازها و خواسته های خودش است وشما هم مسئول مادرتان نیستی بلکه باید دربرابر نیازهای خودتان پاسخگو باشید.
اصولا اینگونه رفتارها در جهت کنترل رفتار دیگران انجام می شود که باعث ایجاد احساس گناه در دیگران شده و به این ترتیب آنها را مجبور به انجام کاری می کنند که خودشان می خواهند.
بنابراین شما قرار نیست به دلیل گریه ایشان مسیر زندگی و رفتار خودتان را تغییر دهید.
اگر می توانید به ایشان کمک کنید که زندگی خودشان را داشته باشند و تشویق و ترغیبشان کنید با فعالیتهایی سرگرم شوند این کار را بکنید اما قرار نیست کمک به ایشان به قیمت فدا کردن و قربانی کردن نیازها و خواسته ها و زندگی خودتان تمام شود.
اما تنها ماندن ایشان اگر به معنای رفتن شما و سایر فرزندانشان بر سر خانه و زندگی خودشان باشد، واقعیتی است که دیر یا زود باید آن را بپذیرند و شما هم در این زمینه کاری از دسستان ساخته نیست.
اگر هم کل خلق پایینی دارند و درگیر افسردگی هستند می توانید به ایشان پیشنهاد دهید تا کمک حرفه ای در این زمینه دریافت کنند و با مراجعه به یک مخصص مشاوره تخصصی و مداخلات لازم را دریافت نمایند.