سلام پسري ٢٤ ساله هستم بيش از ٣ سال پيش با دختري در دانشگاه آشنا شدم هم سن خودم هردويماى ابراز علاقه به هم كرديم و هيچ مشكلي با ازدواج با هم نداريم ولي من فعلا سربازم ،چند وقت پيش خانومم براي اولين بار درباره من و خانوادم جهت آشنايي با مادرش صحبت كرد ولي از همون ابتدا مادرش شروع مخالفت كرد بدليل همسن بودن ، تفاوت سواد خانوادگي ( خانوادم سطح سوادش يكم پايينتره ولي كاملا خانواده با فرهنگ و با شعور و اجتماعي هستيم ، به قولي گفتني لارجيم ) كار نداشتن البته الان چون سربازم وگرنه بعد خدمتتم يه كار آبرومندانه پيدا ميكنم ، بخاطر همين دلايل خانومم باهام سرد شد ميترسه بازم وقت بزاريم ولي در آخر نتونيم رضايت مادر پدرشو بگيريم ، لطفا راهنمايي كنيد ؟
خيلي ممونم ازتون
نمایش نظرها (2)
مخالفت خانواده
دوست عزیز
اولا ایشون خانم شما نیستند.
پس با این لفظ به خودتون تلقین هایی رو وارد نکنید .
که ارمغانش ممکنه افسردگی و استرس باشه .
تا شما شرایط ازدواج و نداشته باشید .
کسی درخواست شما رو جدی نمیگیره.
و لازمه اون داشتن یک شغل و استقلال مالی هست .
که بتونید از پس هزینه های زندگی بربیایت.
ولی برای ازدواج حتما رضایت خانواده ها لازمه .
چون موافقت خانواده ها لازمه آرامش زندگی مشترک شماست .
درسته ولي ٢،،٣ سال وقت لازم دارم تا شرايط ازدواجو محيا كنم ولي دوست دخترم عجله ميكنه چون ميخواد زودتر تكليفمون مشخص بشه و وقتمون تلف نشه بعد اينهمه مدت ، منم براي اينكه بتونم رضايت خانوادشو بگيرم بايد شرايط و محيا كنم بعد برم خواستگاري ، البته الانم ميگه تا وقتي كه شرايط و اوكي ميكنم اصلا باهم ديگه در ارتباط نباشيم . ميترسم تو اين مدت از دستش بدم
ممنون ميشم از راهنماييتون