سوالتو بپرس
X

مخالفت مادر و پدرم با ازدواج

سلام و وقت به خیر
من دختر 30 ساله ای هستم و پزشک عمومیم. حدود یک سال و نیمه که با پسر 34 ساله ای آشنا شدم، که دکترای برق داره و شغل ثابت و درآمد خوبی داره. ما می خوایم ازدواج کنیم. هر دو همدیگه رو در شرایط مختلف سنجیدیم و به عقیده ی خودمون عاقلانه عاشق هم شدیم . سر مسائل پایه ای و مهم ، نگرشمون به دنیا و خواسته و هدفمون از زندگی خیلی با هم تفاهم داریم و کنار هم آرامش داریم.
هر دو داریم برای مهاجرت تلاش می کنیم .
پدر و مادر من بدون اینکه حتی حاضر باشن این فرد رو برای یک بار ببینن ، فقط به دلیل اینکه ایشون پزشک نیستن باهاش مخالفن.
ایشون هم می گه علی رغم اینکه بزرگترن و حتما صلاحت رو می خوان ، کوتاه نخواهم اومد و تمام تلاشش رو می کنه در این راستا.
ما پیش مشاور هم رفتیم و برداشت اولیه ی مشاورمون این بوده که برای ازدواج باهم مناسب هستیم.
متاسفانه خانواده ی من حتی قبول نمی کنن که پیش مشاور بیان.
تو خانواده ی ما اکثرا پزشکن و با پزشک ازدواج کردن و این قضیه برای خونواده ی من اهمیت داره.
ولی خواسته ی قلبی من این طور نیست ، من آرامش رو کنار این فرد تجربه کردم و فکر می کنم ما دو نفر می تونیم زندگی شاد و موفقی باهم داشته باشیم و اصلا دلم نمی خواد که در آینده حسرت این رو بخورم که زندگیم کنار کسی که دوسش داشتم و دوستم داشت چه طور می شد…
من خیلی تلاش کردم که منطقی این مسئله رو حل کنم و خانواده م رو راضی کنم ولی متاسفانه رفتارهایی می کنن و حرفهایی می زنن که به نظرم واقعا فقط از روی احساسات هست و منطقی نیست .انگار اصلا تا الان والدینم رو نشناخته بودم…
به هیچ وجه نمی خوام مادر و پدرم رو برنجونم و واقعا مستأصلم که چه طور راضیشون کنم که حتی شده یکبار ایشون رو ببینن و منطقی نظر بدن.

zahra.ef:

نمایش نظرها (2)

  • سلام به شما دوست عزیز
    قابل درک می باشد که شرایط که در آن قرار دارید برای مشا با فشار روحی زیادی همراه می باشد و از یک طرف نادیده گرفتن احساسات و تمایلات خودتان می باشد و از سمت دیگر نیز نگرانی و احساسات خانواده می باشد .
    بهتر است در این مسیر از تعامل استفاده کنید و خودتان بازهم با پدر و مادرتان در کنار درک نگرانی های آنها صحبت کنید و همچنین بهتر است این آقا با پدر و مادرتان تماس بگیریند و درخواست یک دیدار را داشته باشند .
    در این مسیر جز مسیر تعامل نمی توان مسیر دیگری را طی کرد با توجه به اینکه حاضر به مشاوره و دیدار این آقا نیستند .

  • با سلام خدمت شما
    دوست عزیز احساسات شما در این زمینه کاملا قابل درک است.
    اگرچه احترام به والدین خوب است اما نه به این معنا که به آنها اجازه دهیم برای آینده و زندگی ما تصمیم بگیرند آن هم در موضوع به این مهمی از مهمترین انتخاب های هر فردی در زندگی اش محسوب می شود.
    از آنجا که شما قرار است با ایشان زندگی کنید و نه هیچ یک از اعضای خانواده شما، بنابراین تصمیم و انتخاب هم حق شما است و باید با توجه به معیارها و ملاکهای خودتان صورت گیرد.
    همانطور که اشاره کردید بهتر است با توجه به همین نکته، ‌یعنی اینکه چگونه تصمیمی در امروز باعث رضایت بیشتر شما در چند سال بعد خواهد شد، می تواند در انتخاب مسیر شما تعیین کننده باشد.
    هنگامی که اعضای خانواده مخلف هستند حتما چالشهایی در این مسیر وجود خواهد داشت اما اگر بر تصمیم خودتان مصمم باشید این پیام مهم را به خانواده تان خواهید داد که این انتخاب حق شما است و خودتان قرار است برای آینده تان تصمیم نهایی را بگیرید و به این ترتیب حد و مرز و استقلال رای خودتان را اعلام خواهید کرد که به عنوان یک انسان عاقل و بالغ خودتان قدرت تصمیم گیری در این زمینه را خواهید داشت.
    البته که کمی کارتان دشوار خواهد بود و شاید باید در زمینه مهارتهایی خودتان را تقویت کنید اما مهم است که با درگیری در احساس گناه، اجازه کنترلگری به کسی ندهید.
    می توانید از طریق صحبت کردن و گفتگو سعی کنید دیدگاه های آنها را شنیده و آنها را درک کنید و تی همدلی دهید تا بدانند متوجه ادراک و باورهای آنها هستید و به آنها احترام می گذاری اما از آنها انتظار دارید مسئولیت این انتخاب را به خودتان واگذار کنند و شما را به عنوان یک انسان عاقل و بالغ بپذیرند و به انتخابتان احترام بگذارند.
    حتما دلخوری ها و اختلافات وجود خواهد داشت و والدین شما هم تمام تلاششان را در مسیر منصرف کردن شما انجام خواهد داد و شما هم به همین ترتیب باید بر خواسته ها و نیازهای خودتان تمرکز کنید.
    مدارا کردن و تلاش برای درک دغدغه ها و نگرانی های آنها حتی با وجود اینکه شیوه تفکر آنها را قبول ندارید، می تواند کمک کننده باشد و بعد از مدتی گذشت زمان هم می تتواند کمک کننده باشد.
    و اینکه توجه داشته باشید شاید نتوانید هم رضایت و خشنودی والدینتان در این زمینه و هم انتخاب خودان را داشته باشید چرا که هر کسی با توجه به خواسته ها و ادراک و باورهای خودش به ماجرا می نگرد و آنها به هرحال فکر میکنند سعادت شما در ازدواج با یک پزشک است و شما نمی توانید طرز فکر و یا عقیده و باور آنها را در این زمینه تغییر دهید و چنین انتظاری غیر واقع بینانه است.
    گاهی افراد ناخواسته در چنین شرایطی قرار می گیرند که یک تعارض بزرگ است و شما حتما هیجانات و احساسات متناقضی را تجربه می کنید اما باید دید با چگونه رفتاری می توانید در مسیر خودتان بمانید و در عیت حال برای جلب نظر و توافق والدینتان اقدامات موثری انجام دهید.
    فقط مراقب رفتارهایتان باشید و سعی کنید در برابر رفتارهای پرخاشگرانه و قضاوتگرانه و سرزنشگرانه آنها شما متقابلا پرخاشگری نداشته باشید اگرچه حتما احساس خشم را تجربه خواهید کرد ولی با آگاهی از هیجاناتتان سعی کنید خودتان را به شیوه ای مدیریت نید که روابط شما تخریب نشود.
    در این زمینه برای دریافت راهکارهای دقیقتر می توانید از مشاوره فردی هم استفاده کنید.