سلام و عرض ادب . من 37 سالمه و 10 سال هست که ازدواج کردم . من و همسرم خیلی با هم دوست و رفیق هستیم و همیشه همه مسائل را با هم مطرح می کنیم و از هم مشاوره می گیریم . همسرم خیلی مهربونه و می دونم که خیلی منو دوست داره ولی متاسفانه من یه افکار مریضی توی ذهنم دارم که همیشه احساس می کنم دارم از دستش می دم . در صورتیکه توی این ده سال نه چیزی ازش دیدم نه اینکه واقعا کاری کرده ولی متاسفانه همیشه بهش شک می کنم همیشه برای خودم سناریو می چینم که ممکنه بهم دروغ بگه . و این شک بعد از اینکه با یک خانوم در دفتر کارش شریک شد بیشتر هم شده . همیشه این افکار بیشتر از هر چیز دیگه ای خودمو اذیت می کنه که خیلی وقتها حتی عنوان هم نمی کنم . ممنون می شم اگر راهکاری بدین که بتونم از شر این افکار مریض و مخرب رها بشم . متشکرم
نمایش نظرها (1)
سلام به شما دوست عزیز
خب با توجه به گفته شما این شک ها ریشه بیرونی ندارد و تنها اگر شرایطی باشد که شما احساس خطر بیشتری کنید با شدت بیشتری تجربه می شود پس در این حالت آنچه تجربه می شود درونی است و خب در این مسیر نیاز است که افکار و تصورات بنیادین شما به صورت دقیق توسط روان درمانگر بررسی شود و بتوانیم در طی جلسات روان درمانی به شما کمک کنیم چون یک راحل کلی در این مورد وجود ندارد که بتوان با گفتن و اجرا کردن آن دیگری این افکار و احساسات تجربه نشود و راحل در مسیر درمانی شما ساخته می شود.