باسلام در دو مورد راهنمایی میخواستم.مردي هستم45ساله ومجردونقاش ماشین وضع مالییم صفرالبته خرج پدر ومادرم رامیکشم ازته دل راضی وخوشحالم وبرادرم خارج کشور بمدت 5سال درس میخوند وکمک مالیش کردم.18سال پيش بعلت ناتواني جنسي ازهمسرم جدا نااميدنشدم دنبال درمان رفتم سراخر درمانم ختم شدبه دستگاه واکيوم همراه که 6ساله بااين دستگاه اشناشدم تهيه کردم وچون مجردم هرماه دوبار با زني زناشويي ميکنم وهم خودم وهم ان خانم رضايت دارددراين مدت اعتمادبنفس نداشتم ودنبال ازدواج نبودم ولي امسال94يکي ازدوستانم که بیست ساله باهم رفیقیم اسرار کرده وکيسي مناسب و بيوه 47ساله وداراي پسر19ساله برام سراغ داردالبته فامیل خانومش هست قراره بريم صحبت کنيم اگر صحبتهاي اوليه به نتيجه برسد مشکل اصلي من صحبت کردن درباره ناتواني جنسيم که دارم و راه حل انرا که استفاده از دستگاه هست چه کنم جگونه وباجه بياني اين مشکل را بگويم . مورد دوم اطلاعاتی که دوستم از ان خانوم بمن داده اینه معلم هستند شوهرشون معتاد به شیشه بوده ونتونستند زندگی کنندوجدا شدنندو4سال میشه.ایشون خانه وزندگی دارند که {من ندارم }از حرفهای ان خانوم با رفیقم که میگفت مردایندش کتکش نزند معتادنباشد شر وشورنباشه دعوی گیر نباش خوشبختانه من نیستم و رفیقم به ان خانوم تعهدداده که من همه جوره سالمم قراره چند روز دیگر باهم ملاقات وصحبت کنیم از نظرزناشوی کاملا اگاهم فقط مشکل نعوظ دارم ودرمانش با دستگاه واکیوم هست ومن مسلط هستم چگونه بیان کنم و در مورد این خانوم با توجه به اطلاعاتی که دادم نظرتون درمورد این ازدواج چیست؟مرسی
چ
نمایش نظرها (8)
کسی نمیخوادراهنمایی ومشاوره بده؟
سلام برادری 33 دارم که حدود سه سال براش خواستگاری رفتیم از نظز قیافه شغل تحصیلات تقریبا بالاست منتها خیلی ریز بینه به دلیل اینکه تو فامیل ازدواجای شکست خورده زیاد داشتیم.الان با دختری اشنا شده که از نظر خانوادگی به ما می خورن جلسه اول که دیدش خوشش اومد از اونجایی که پدرش قدیمیه نمیذاره بیرون بیاد مبادا کسی با برادر من ببینتش منتها قبل عقد که دادادشم باهاش رفت بیرون گفت قدش کوتاست دندوناش همه خراب. زد تو ذوقش حالا میگه حسی بهش ندارم یعنی 50-50 ولی منطقم میگه چون سه سال پیدا نشده دختری و هم اینکه سنش بالاست مجبورم با همین ازدواج کنم خواستم کمکن کنید؟با سپاس فراوان
دوست عزیز کسی که باید به خودش کمک کنه برادر شماست نه ما ... چون ایشون هر چقدر که سنش بالا بره میزان حساسیتش هم بالا میره ...ولی با تمام این تفاسیر باید با کسی ازدواج کنه که به دلش نشسته باشه و گرنه میتونه در آینده براش مشکلساز بشه ...بهتره برای درمان این وسواسش با مشاور روانشناس مشورت کنه ... در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282
مشاورعزیز839
شمابهdaee111راهنمایی نکردیدلطفامشکل من رانیزبخوانید مشاوره بدید
چرا دوستان نظر نمیدند؟
دوست عزیز یک سوال ؟
آیا در استفاده از این وسیله مشکل نعوظ شما حل میشه ؟
اگر جواب مثبته پس دلیلی برای ترس و نگرانی ندارید ... وقتی بتونید ایشون رو ارضاء کنید و سایر ملاک های ایشون رو هم داشته باشید پس نباید نگرانی داشته باشید چون کیسی هستید که خانم میخواسته ... 8-)
باسلام
من کارمندم.تا حالا با دختری هم حضوری دوست نبودم فقط در حد چت و تلفن.خیلی احساسیم.خیلی هم احساس تنهایی میکنم.خودم برا کار یه شهر دیگه هستم و خانوادم یه شهر دیگه و تنها هم زندگی میکنم.حقوقم حدود700 تمنه.قصد ازدواج دارم ولی چند بار خاستگاری رفتم جواب رد شنیدم.الان هم جدیدا دوتا دختر 15 و 18 ساله معرفی کردن که بهش فکرکنم.خودم حس میکنم ممکنه برام سخت باشه ارتباط برقرار کردن باهاشون.راستش از نظر اخلاقی گرایش دارم به زنای سن بالا.که کامل تر هستن از نظر بدنی و فکری و جنسی.میترسم اگه با کوچکتر از خودم ازدواج کنم به مشکل بر بخورم.نمیدونم چرا ولی خیلی از دیدن زنای سن بالا لذت میبرم.دختر بهم معرفی کردن از خودم بزرگتره و خودمم دلم بیشتر میخاد تا اینکه دختر کوچکتر از خودم.دختره هم ماماست و شاغله.ولی به دلیل عقاید و جو و رسومات متاسفانه نمیتونم بخوامش.خانوادم مخالفن جامعمون هم قبول نمیکنه همچین موردی و حرف ژشت سر آدم میزنن متاسفانه.دیدشون ژایینه.حالا من چیکار کنم؟هم از تنهایی خیلی خسته شدم و خیلی توی فشار روحی هسم هم اینکه گرایشم به زنان سن بالا یا دخترایی که همسنای خودمه بیشتره.کمکم کنید
دوست عزیز بهتره برای حرف مردم زندگی نکنید ... اختلاف سن مهمه ولی بستگی به درک هر دو طرف داره ....
اگر نظرتون اینه که با دخترای هم سن خودتون ازدواج کنید بهتره روی حرف و نظرتون بمانید