سلام وقتتون بخیر
داستان زندگیم رو براتون مینویسم ب امید آرامشم.
خانوم مطلقه بیست و سه ساله ام.با پسر داییم ازدواج کردم دو سال عقد بودم یک سال و نیم هم زندگی مشترک ک منجر ب جدایی شد.
پسر داییم بهم ابراز علاقه کرده بود و من بدون اطلاع ب خانواده باهاشون در ارتباط تلفنی بودم.از طرفی با یک پسر دیگه هم در ارتباط تلفنی بودم ولی فقط در حد ی دوست ک با هم گاهی حرف میزدیم .پسر داییم ب خاستگاریم اومد و من هم بهش علاقه داشتم در ضمن اون وقتا ب دلیل ازواج های فامیلی پی در پی برای من هم اینجوری درذهنم شکل گرفته بود ک فقط باید ازدواج فامیلی باشه.با پسر داییم عقد بستم ولی همچنان گاه گاهی ارتباط تلفنیم رو با اون آقا داشتم ک ب من میگف چرا منو جدی نگرفتی من قصدم ازدواج با تو بود.ولی من فقط ب چشم یک مزاحم اونو نگاه میکردم و خیلی ب همسرم علاقه داشتم.یک سال از عقدمون گذشت ک همسرم برای یک پرونده خلاف متهم شد .همسرم ب شدت مهربون بود یعنی هیچ بی احترامی ب هم نمیکردیم،ولی خیلی ب من توجه نمیکرد اوایل فکر میکردم ک شاید بلد نیست ولی اینطور نبود .تو عقد بودیم و ددباره اسمشو پای چند خلاف دیگه بردن تو دوران عقد بی توجهی های همسرم بیشتر میشد .ازدواج کردیم .بعد از چند ماه چند پیام از ی خانوم رو گوشی همسرم دیدم ک چند باری درباره رابطش با همسرم شنیده بودم ولی اعتنایی نکرده بودم .بعد از یک هفته بدون معذرت خواهی خاصی من آشتی کردم.متاسفانه بعد از دو ماه در حالی ک فکر میکردم همسرم شبا منو تنها میداره و میره سر کار پیش اون خانوم بوده ک باهم دیدمشون .با همسرم قهر بودم تو شوک بدی بودم چون از هیچی کم نمیذاشتم .حتی رابطه ها رو من برنامه میریختم برای روزا ک همسرم شبا سر کاره و فقط شبانه روز دو ساعت خونه بود .خلاصه بعد از یک ماه کم کم من دوباره برگشتم ب زندگی عادی شیرینمون هر چند بازم معد ت خواهی خاصی نداشت.نمیخواستم دیگه رابطم با همسرم بد باشه براش گوشی نو خریدمو جشن گرفتم ولی ی شب اتفاقی گوشیش ک دستم بود دیدم ک دوتا واتس آپ داره.از روزی ک براش گوشیو گرفته بودم با اون خانوم حرف زده بود.حرفای همسرم ب اون خانوم خیلی عاشقانه بود چیزایی بود ک من حسرت شنیدنشو تو این چند سال داشتم و فکر میکردم ک همسرم بلد نیس بر عکس همسرم من پر شورو با محبت بودم براش.بعد از اون دیگه نتونستم ب زندگی قبل برگردم و گفتم ک طلاق میخوام.ولی هی عقب مینداختم تا ببینم همسرم چیکار میکنه ولی دیدم ک هیچی تغییر نکرد و دوباره نشستن با رفیقا باعث یک پرونده فجیع دیگه شد و رابطش با اون خانومم دیگه برام مهم نبود اونم دیگه علنا میرفت پیشش.من ب زور با مخالفتای شدید خانواده ها طلاقمو گرفتم.ولی بعد از اون الان ک یک ماه میگذره از طلاق همسرم هر شب ب من پیام میده و ابراز پشیمونی داره و میگه من هیچوقت زن نمیگیرم و ب زندگی عادی بر نمیگردم.الان من واقعا تحت فشارم از یک طرف طرد شدن از طرف پدر و مادرم و از یک طرفم پشبمونیای بی موقع همسرم ک هیچجوره راصی ب برگشت ب اون زندگی نیستم.و از طرفی عذاب وجدان رابطه ای ک داشتم با اون آقا.
واقعا دارم از فکر و خیال ب دیوانگی میرسم اگه میشه راهنماییم کنید ؟
نمایش نظرها (2)
سلام به شما دوست عزیز
قابل درک می باشد که تجربه این زندگی مشترک و شرایط فعلی که بعد از طلاق دارید برای شما با فشار روحی زیادی همراه می باشد اما بهتر است اجازه بدهید در این مورد باهم بیشتر صحبت کنیم تا بتوانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید .
در اول اینکه دو ارتباط داشتن برای شما سازنده نمی باشد و بهتر است از هرگونه رابطه دیگر با جنس مخالف در زمانی که متاهل هستید خوداری کنید هم می تواند بر روند روحی خود شما تاثیر داشته باشد و هم اینکه بر زندگی مشترکتان تاثیر منفی داشته باشد در کنار اینکه عواقب قانونی نیز دارد چون حتی اگر رابطه جنسی وجود نداشته باشد بازهم این مسیر می تواند خیانت محسوب شود پس این در مورد رابطه با فرد دیگری که در آن توضیح داده اید پس بهتر است در این مورد با دقت گام بردارید .
دوم در مورد شرایط خیانت های مکرر همسرتان در کنار پرونده های خلافی که ایشان دارند دقت کنید که خیانت اگر یکبار رخ بدهد و فرد از کار خود پشیمان باشد و به زندگی مشترک متعهد باشد و در تعهد ثبات داشته باشد شاید بتوان به مرور زمان این اعتماد را بازسازی کرد اما دقت کنید که شما با نادیده گرفتن این موراد پیش رفته اید بیان می کنید از قبل شنیده بودید با این خانم رابطه دارند اما به آن توجه نکردید و بعد هم بدون هیچ گونه ابراز پشیمانی و یا دریافت محبت از سمت همسرتان این مسیر را ادامه داده اید و این مسیر تنها باعث آسیب به خودتان شده است پس بهتر است در زمان فعلی اشتباهات گذشته را تکرار نکنید و سعی کنید که با بینش تصمیم گیری کنید .
اینکه نام همسر سابق شما در پرونده های قانونی زیادی آورده شده است حتی اگر ایشان بی گناه شناخت شوند باید یک علامت سوال برای شما ایجاد کند که چه ارتباطی وجود دارد که یان اتفاق رخ می دهد و در زمان فعلی نیز بجز جدایی شما به نظر نمی رسد که همسرتان با تغییرات خاصی روبرو باشند که شما بتوانید امیدوار به ترک خلاف و خیانت ها کنید .
بهتر است در این مسیر به خودتان فرصت بیشتری بدهید و از هیجانی تصمیم گرفتن خوداری کنید شما در زمان ازدواج یک نوجوان بوده اید اما در زمان فعلی یک خانم بالغ و جوان می باشید که می توانید در مورد مسیر زندگی خود با توجه به شرایط و داشتن معیارهای واقعبینانه و همراه با واقعیت بیرونی و نه خیالپردازی تصمیم گیری کنید .
در این مسیر بهتر است یک دوره مشاوره حمایتی را دریافت کنید تا بتوانیم در این زمینه به شما کمک کنیم تا تصمیم گیری بهتری داشته باشید و بتوانید در اول خودتان در شرایط روحی بهتری قرار بگیرید و بعد تصمیم گیری داشته باشید .
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-88472864
با سلام خدمت شما دوست عزیز
با توجه به مطالبی که درباره تجربیات ناراحت کننده خیانت های مکرر همسرتان مطرح کردید احساس ناراحتی شما کانلا قابل درک است.
توجه داشته باشید که شما برای مراقبت از خودتان و بعد از چندین بار بخشش همسرتان تصمیم به پایان دادن به این ازدواج گرفتید که حتما بهترین و مناسب ترین تصمیم بوده است و ازدواج شما با توجه به اتفاقاتی که به آن ها اشاره داشتید کارکردهای یک زندگی مشترک را نداشته است و احتمالا چونه در سن پایین این تصمیم گرفته شده است این اتفاقات می تواند بخشی از پیامدهای قابل پیش بینی این گونه ازدواج ها باشد.
اما با تمام این ها جدایی و طلاق هرگز اتفاق خوشایند و خوشحال کننده ای نیست که توقع تجربه احساسات مثبت را اشته باشید.
هر رابطه ای که به اتمام می رسد و یا هر جدایی که رخ می دهد رابطه و فردی را از دست می دهیم که حداقل زمانی برای ما ارزشمند و معنادار بوده است.
تجربه های هیجانی و احساسی و عاطفی این فرایند را با فرایند سوگ و فقدان یک فرد مهم در زندگی یکی و همسان می دانند چرا که معمولا همان احساسات و هیجانات توسط هر یک از افرادی که جدا شده اند وجود خواهد داشت.
شما هم خوب است با این گونه هیجانات و احساسات ناخوشایند و گاهی متناقض بیشتر آشنا شوید تا غافلگیر و نگران نشوید و یا فکر نکنید به دلیل اشتباه بودن تصمیم گیری شما برای جدایی برمی گردد و یا هر موضوع دیگر.
به عنوان مثال خشم و غم و احساس تنهایی و احساس گناه و چانه زنی برای بازگرداندن طرف مقابل و گاهی افسردگی و احساس طرد شدگی و یا نا امیدی جزوی از این فرایند هستند که کاملا هم طبیعی بوده و امی اجتناب ناپذیر هم محسوب می شود به این معنا که راه گریزی از آن ها نیست و فقط باید آن ها را تجربه کنیم تا به مرحله پذیرش برسیم و این پروسه ممکن است ماه ها به طول بینجامد و افراد زمان و فرصت می خواهند تا با این اتفاق و جدایی کنار بیاییند و در نهایت با پذیرفتن آن با شکل جدیدی از زندگی خودشان رپبرو شوند.
با توجه به این موارد و با در نظر داشتن این که هنوز طبق گفته های خودتان یک ماه بیشتر از این موضوع نگذشته است به نظر می رسد احساس گناه شما و یا پشیمانی و چانه زنی همسر سابق شما هم جزوی از همین فرایند طبیعی سوگواری بعد از جدایی باشد که در حال رخ دادن است.
بنابراین به جای تمرکز بر خود این مشکلات اجازه بدهید این دوران به شکل طبیعی خودش سپری شود و فقط از احساسات خودتان آگاه باشید و بر حل مسئله تمرکز کنید.
به عنوان مثال رفتار همسر سابق شما تحت کنترل شما نیست و یا اختیاری ندارید که بخواهید جلوی پیام فرستادن او را بگبربد و فقط می توانید به او عدم رضایت خودتان را از این کار اعلام کنید اما در صورت تکرار می توانید به گزینه های دیگری فکر کنید مانند بستن مسیر ارسال پیام ایشان.
به این ترتیب همان طور که ایشان کار خودشان را انجام می دهند شما هم مسیر انتخاب خودتان را در پیش بگیرید و اجازه ندهید افکار و احساسات ناخوشایندتان تعیین کننده مسیر شما باشند بلکه بر اساس تصمیم و انتخاب خودتان که فکر می کنید برایتان مناسب است پیش بروید و بدانید که هر کسی در نهایت خودش مسئول رسیدگی و پیگیری نیازها و خواسته های خودش است و باید خودش را در این راستا مسئول بداند.
بنابراین به شما توصیه می شود برای این که بتوانید بهتر این دوران سخت و دشوار را پشت سر بگذارید و با مشکلات و چالش ها احتمالی پیش رو بهتر روبرو شوید و موثرتر رفتار کنید به یک روانشناس یا مشاور مراجعه کنید تا بتوانید راهنمایی های دقیق تری را دریافت کنید و با تمرکز بر اهداف و خواسته هایتان و با توجه به منابع و امکاناتی که دارید و با تکیه بر توانمندی های خودتان بتوانید حرکت کنید و در مسیر ساختن زندگی دلخواه خودتان فعالانه و متعهدانه و مسئولانه رفتار کنید و در صورت لازم مهارت های جدیدی را در این راستا بیاموزید و یا توانمندی های لازم را کسب کنید تا بتوانبد گام های موثرتری به سمت اهداف و خواسته های واقع بینانه خودتان بردارید.