سلام خسته نباشيد من خواهرم يه دوست داره كه حدود 20سال با هم در ارتباطيم و ميتونم بگم واقعا عين خواهرم به تازگي متوجه شدم برادر شوهر اين خانم (علي)به من علاقه داره و شوهر اين خانم(محمد) به شدت با اين موضوع مخالفه چون حس ميكنه من ادم مناسب داداشش نيستم و هم اينكه ممكن اين كار رابطهه خودشو همسرش و …. را خراب كنه. روزي كه علي به من گفت كع از بار اوليي كه منو ديده حدوده ٣.٤سال پيش بهم علاقمند شده ولي به خاطر همين
موضوعات به من چيزي نگفته به من گفت اگه منم باهاش اوكي باشم حاظر همه تلاششو بكنه كه بقيه رو راضي كنه. من ازش تايم خواستم كه فكر كنم چون نميدونستم بايد چيكار كنم چون ميدونستم هر اشتباهي كه بكنم رابطه خواهرو دوستش خراب ميشه
تو اين تايم كه من ميخواستم فكر كنم علي همش به من پيام ميداد كه اگه نميخواي منو بگو قبلا اينكه برات حرف درس كنن جمعش كنم موضورو ولي واقعيتش من نميتونستم با خودم كنار بيام اخه هم ميخواستم هم نميدونستم ميخوام يا نه (علي همش اصرار داشت تو نميخواي ) بهش گفتم بازم زمان بده فكر كنم ديشب بهم گفت همو ببينيم گفتم تا تصميمي نگرفتيم ديدن همديگه ممكنه برا بقيه ذهنيت ايجاد كنه گفت بزار پس چت كنيم بهم گفت كه با داداشش حرف زده و حاشا كرده كه اصن از من خوشش مياد ولي گفت داداشش (محمد) يه سري نكته گفته كه ذهنشو درگير كرده گفت بهش گفته اين ادم دلش جاي ديگس (كه نيست) اين ادم با ما فرق داره و اينكه تو الان داري از اعتماد خانوادش استفاده ميكني و اين داستان و هركي بفهمه دوستيه همه خراب ميشه . علي به من گفت نظر تو چيه من گفتم من نبايد نظر بدم خودت بايد بييني چقدر با حرفاش موافقيي هي اصرار كرد كه تو بگو كدوم حرفشو قبول داري و كدومو نداري وقتي نظرمو گفتم برگشت بهم گفت اين جريان عين شنا كردن بر خلاف جهت رودخونس حرفاي اين مدتمونو فراموش كن( اخه چطور ممكنه ادمي كه ميگفت من اگه تو موافق باشيي رو به روي همشون وايميسم الان يهو حا زد،؟)الان ازتون ميخوام بهم بگين چيكار بكنم من به خاطر شرايط شغليم هرروز علي و ميبينم(خودم حس ميكنم اون حرفي كه به من زده كه چتانونو فراموش كن برا اين بوده شايد با خودش حس كرده منم نميخوامش) نميدونم
چيكار كنم،؟؟؟؟؟؟
نمایش نظرها (2)
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساس ناکامی و ناراحتی و سردرگمی شما با توجه به شرایطی که توضیح دادید کاملا قابل درک است.
توجه داشته باشید که همان طور که خودتان هم به درستی به آن اشاره کردید در چنین شرایطی که عده ای مخالف هستند و فرد مقابل هم وابستگی خاصی به خانواده اش دارد، باید انگیزه و مهارت خیلی زیادی برای روبرو شدن و کنار آمدن با چالش ها و مشکلات پیش رو داشته باشد و در غیر این صورت چنین وصلت هایی که در آن خانواده ها مخالف باشند معمولا با مخالفت ها و مشکلات زیادی روبرو خواهد بود و آسیب زیادی را هم به دنبال خواهد داشت و در نهایت موفق نخواهد بود.
بنابراین با توجه به این که ایشان هم به هر دلیلی با این موضوع مخالفت کرده اند و در واقع پا پس کشیده اند، شما هم بهتر است این موضوع را تمام شده بدانید.
اگرچه ناراحت کننده است ولی چاره ای جز پذیرش این شرایط ندارید چرا که ظاهرا واقعیت این است که ایشان منصرف شده اند و شما هم بهتر است این واقعیت را بپذیرید.
برای این که بدانید چگونه با این موضوع بهتر کنار بیایید و با احساسات و افکار منفی خودتان به گونه ای روبرو شوید که کمترین آسیب متوجه شما بشود می توانید از طریق مراجعه به یک روانشناس و یا مشاور و با دریافت جلسات مشاوره فردی راهنمایی های دقیق تر را دریافت نمایید تا با استفاده از کمک حرفه ای و تخصصی بدانید چگونه در مسیر تحقق نیازهای اساسی و خواسته ها و اهدافتان در زندگی گام های موثری بردارید.
سلام مرسي از پاسخ گوييتون
اين مخالفت فعلا فقط از طرف داداش علي وگرنه مامان و باباش به شدت موافقن ولي خانواده من هيچكدوم نميدونن و من نميدونم وقتي بفهمن واكشنشون چيه
وقتي به علي گفتم چقدر سريع پا پس كشيدي گفت كه من نخواستم اذيتت كنم و حس كردم تو اصن دلت با اين اتفاق نيس برا همين گفتم فقط خودم اذيت شم