با عرض سلام و احترام
من م.م 34 ساله ،5 ساله ازدواج کردم و یه دختر 2 ساله دارم . زندگیم و همسرمو خیلی دوست دارم ، خانمم مشکل روحی داره و شدیدا افسرده هست ولی نمیدونم ریشه اش چیه
دوران نامزدیمون خیلی خوب بود و مشکلی نداشتیم
ولی زندگیمون که شروع شد متوجه رفتار های غیر عادی همسرم شدم،با هر کی که آشنا میشه و کمی با اون صمیمی میشه با اون دعوا میکنه سر یه چیز کوچیک .خانواده خودش ،دوستان خودش،خانواده من و حتی همسایه ها .کلا کسی نیست که باهاش دعوا نکنه.
از اوایل زندگی طرف راست بدنش درد میکنه ،به هر دکتری که به ذهنتون بیاد رفتیم ولی فایده ای نداشت همه دکترا به اتفاق میگفتن مشکلی نداری ولی درد میکشه .بیشتر از 100 قدم نمیتونه راه بره میگه خسته شدم و بدنم درد میکنه.زود ناراحت میشه و موقع اینکه ناراحت میشه خیلی پرخاشگر میشه و کنترلشو از دست میده و صداش بلند میشه و بعد اینکه با کسی دعوا میکنه و گریه اش میگیره ،نمیشه آرومش کرد و انقدر گریه میکنه که بیهوش میشه .
تقریبا همه ی گریه هاش به بیهوشی ختم میشه .
هر چقدر اسرار میکنم بریم دکتر روان پزشک ،قبول نمیکنه
اوایل من نمیدونستم مریضه و منم باهاش دعوا میکردم ولی از وقتی فهمیدم مریضه مراعات حالشو میکنم .گاها بدترین توهینا رو به من میکنه ولی من میگم عیب نداره وعوضش بهش دلداری میدم . به خاطر همسرم قید کل دوستام و خانواده ام و ورزش و … رو زدم چون بعد اینکه به هر یکی از اینا میپرداختم دعوامون میشد و بد ترین توهینا به خانواده ام رو میشنیدم
بعد از دعوا بهش حس پشسمونی دست میده و عذاب وجدان میگیره
از وقتی دخترمون به دنیا اومده کمی بهتر شده ولی فقط کمی
با خانواده ام که دعوا کرد ، از خانواده ام دور شدم.نتونستم توضیح بدم که خانمم مریضه ،هیشکی حرفمو قبول نکرد و الان خودم موندم تنها
خیلی خسته ام لطفا کمکم کنید
نمایش نظرها (3)
سلام به شما دوست عزیز
قابل درک هست که این شرایط روحی و رفتاری همسرتان برای شما نیز می تواند آسیب های زیادی را به همراه داشته باشد اما بهتر است دقت کنید که بله همسر شما مریض می باشند اما نه مریض جسمی و این دردهای بدنی که ایشان تجربه می کنند نشان از شرایط روحی نامناسب ایشان می باشد که با علایم جسمی و ارتباط های ضعیف اجتماع و نداشتن شرایط روحی نرمال همراه است و این موضوع می تواند هم برای خود فرد و هم برای اطرافیان و مخصوصا شما و فرزندتان آسیب زا باشد .
بهتر است در این مسیر به ایشان بیان کنید که می خواهید باهم برای مراجعه به روانشناس اقدام کنید تا شرایط ایشان و زندگی مشترکتان را با یک متخصص در میان بگذارید دقت کنید که ایشان نیاز به درمان دارند و بهتر است در زمان مناسبی ایشان را راضی به مراجعه و دریافت وقت کنید چون این شرایط روحی با توجه به مدت زمان طولانی و آسیب های که برای ایشان و روابط و عملکردشان داشته است می تواند شدت بیشتری پیدا کند و در کنار اینکه برای درمان نیز نیاز به زمان و دریافت روان درمانی و دارو درمانی باهم دارند پس مراجعه به روان درمانگر و روان پزشک هردو نیاز است که در شرایط برنامه درمانی ایشان قرار گیرد تا بتوانیم به همسر شما کمک کنیم.
دقت کنید که قطع ارتباط به تنهایی شاید بتواند به عنوان یک مسکن کوتاه مدت عمل کند اما بازهم بعد از مدتی در بقیه روابط ایشان و شما مشاهده می شود ایشان نیاز به بهبود شرایط روحیشان دارند تا بتوانند شرایط بهتری را در زندگی مشترک و روابط اجتماعی خود تجربه کنند.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-88472864
ممنون از وقتی که گذاشتین .تشکر میکنم
با سلام خدمت شما دوست عزیز
احساس ناراحتی و عدم رضایت و خشنودی شما با توجه به شرایطی که توصیف کردید کاملا قابل درک است.
توجه داشته باشید که قرار نیست در این راستا نیازها و خواسته های خودتان را نادیده بگیرید چرا که در این صورت شما هم آسیب جدی خواهید دید و حتما باید شیوه بهتری برای حل و یا مدیریت این مشکلات وجود داشته باشد.
با توجه به مطالبی که عنوان کردید به نظر می رسد که همسر شما نیازمند کمک تخصصی و حرفه ای از سوی یک فرد متخصص است که باید پس از انجام بررسی ها و ارزیابی های دقیق تر مداخلات درمانی را دریافت کنند.
اما مقاومت ایشان برای مراجعه به روان پزشک هم خودش مسئله ای است که می توان ان را از طرق دیگری پیگیری کرد.
به عنوان مثال می توانید به ایشان پیشنهاد بدهید که برای دریافت مشاوره به یک زوج درمانگر مراجعه کنید تا بتوانید کیفیت رابطه و زندگی مشترک خودتان را افزایش دهید و به این ترتیب کل مسئپلیت و یا مشکل را متوجه ایشان نکرده اید و یا از برچسب خوردن و پذیرش نیازمندی و ضرورت درمان هراسی نخواهند داشت که بخواهند از آن اجتناب کنند.
در مسیر زوج درمانی زوج درمنگر حتما پس از انجام بررسی های لازم در صورت بزوم هر یک از طرفین را به درمانگر جداگانهه رجاع خواهد داد و به این ترتیب شاید بستر برای پذیر ایشان و سهمی که در زندگی مشترک شما دارند بیشتر فراهم شود و این موضوع کمک کننده باشد.
در غیر این صورت ادامه دادن این شیوه حتما آسیب های گسترده ای برای شما به همراه خواهد داشت و اگر هم ایشان تحت هیچ شرایطی حاضر به همراهی و مشارکت نبودند و این پیشنهاد را هم نپذیرفتند آن وقت خودتان به تنهایی به یک روانشناس مراجعه کنید و یا یک زوج درمانگر و با مطرح کردن و پیگیری مشکلاتتان راهنمایی های لازم را دریافت کنید و شاید لازم باشد در این مسیر تصمیماتی هم گرفته شوند که در این صور شما را هدایت و راهنمایی خواهند کرد.