با سلام و خسته نباشید
دختری ۲۷ ساله هستم که حدود ۴/۵سال است با پسری که از خودم۲سال کوچکتره به قصد ازدواج باهمیم ما در دانشگاه باهمآشنا شدیم و از دو استان مختلف هستیم
ایشان اهل یکی از روستاهای یکی از شهرستانهای آذربایجان شرقی(هشترود) فوق دیپلم هستند سربازی نرفتن(قصد خرید سرباریشان را دارند و تا۶ سال دیگه هم که سقف سالی ک باید طی شود امکان خرید نیست) و خانواده پرجمعیتی دارند و من کرمانشاهی هستم کارشناس ارشد دارم،سرکار میرم و از هر لحاظ از نظر خانوادگی از خانواده من بالاترن(شغل پدرم و از نظر مالی و سطح تحصیلات خانوادگی)نهایت مدرک آنها در کل خانواده لیانس است و ما حداقل مدرک کل فامیل ارشد
پدرشان ب تازگی کارگاه تولیدی زدن و ایشان در آنجا کار میکنن کارگاه در همان روستاست و هر روز از ۸ صب تا ۱۱-۱۲شب سرکاره و خیلی داره زحمت میکشه
ولی خب متاسفانه تا الان هیچ حقوقی از پدرش دریافت نکرده و پدرشان میگن هر وقت ازدواج کردی حقوقتو بهت میدم
راستش در این مورد کمی نگرانم چون باعث وابستگی شدید ما به خانوادش خواهد شد
قبلا که در مورد ازوداج صحبت میکردیم قرار شد کرمانشاه زندگی کنیم بعدتر گفتن بخاطر شرایط کاریشان تبریز زندگی کنیم و من قبول کردم . مشکلی با کار کردن من نداشتن فقط به این شرط ک محیط کاری زنانه باشد و در اتاق محل کارم آقا نباشد یا استاد دانشگاه شم و با چادر در محیط کار برم این شرط را همپذیرفتم و طبق همین شرط ایشان در کرمانشاه کار پیدا کردم
الان که قضیه جدی شده و خانواده ایشان رسما از من خواستگاری کردن خواسته هاشون تغییر کرده الان میگن ممکنه من ببرمت همون روستامون زندگی کنی چون محل کارم از تبریز دوره و تا شب تنهایی و باید در کنار هم باشیم فقط باید در مدرسه دخترانه تدریس کنی و در غیر اینصورت سرکار نری
من تا الان ۱ دقیقه هم تو روستا زندگی نکردم حتی تو شهرستان کوچیک هم زندگی نکردم برام بشدت سخته
ما در دانشگاه در یکی از شهرستانای آذربایجان شرقی(مراغه) درس میخواندیم و بهشون میگم حداقل بریم توی اون شهر که تا حدی باهاش آشنا هستم و قبول نمیکنن میگن یا روستامون یا شهری ک روستاشون برا اون شهره(هشترود)
از نظر اخلاقی واقعا آقای خوب و مهربونی هستن و کوچیکترین مشکلی باهم نداریم
جز همین مسئله محل زندگی و کار و اینکه ایشان تماما در اختیار خانوادشونن خواهر و بردار زیاد دارن ولی فقط ایشان به خانوادشون رسیدگی میکنن و بقیه انگار نه انگار
هرچی میگم بقیه هم در قبال پدر مادرتون مسئولن ولی میگن اونا کوتاهی میکنن ولی من باید تمام کارای اونا رو جبران کنم
خانواده من میگن به شرطی با ازدواجتون موافقت میکنیم که کرمانشاه زندگی کنین و بعد خرید سربازیش درسش را ادامه بده
واقعا نمیدونم بابد چیکار کنم از طرفی اصلا نمیتونم نبودنشونو تحمل کنم و خیلی بهم وابسته اییم و بی هم میمیریم از طرف دیگه نمیتونم همزمان پیش خانوادم نباشم برم روستا زندگی کنم و کار نکنم تحمل اینا هم برام خیلی سخته
بخدا حاضرم بیان شهر ما زندگی کنن درامد خیلی کمتر داشته باشن و من هم حقوقم رو خرج زندگی کنم
بهش میگم تو فقط ۱ تومن دربیار منم حدود ۱ تومن باهم زندگی رو میچرخونیم قبول نمیکنن
لطفا راهنماییم کنین نمیدونم باید چیکار کنم اینکه فقط از من میخوان تو مسائلی ک گفتم کوتاه بیام ناراحتم میکنه
منم انتظار دارم بخاطر من حالا که تنها شرط خانوادم زندگی در شهر ماست قبول کنن و بیان اینجا
کمکم کنین واقعا سردرگمم نمیدونم باید چیکار کنم و کار درست چیه
نمایش نظرها (1)
دوست عزیز بهتره از همین امروز تصمیم بگیرید خودتون رو گول نزنید .
شما معیارهایی برای ازدواج داشتید .
پس اگر با معیارهای شما همخوانی داره میتونید ادامه بدید .
ایشون شرایط ازدواج رو نداره .
چون استقلال مالی ندارند.
پس باید بدونید وقتی ازدواج کردید ممکنه در همان کارگاه همسرتون زندگی کنید .
به همین خاطر قبل از تکرار عبارت دوستش دارم و ...
خوب فکر کنید و خودتون رو در شرایط چند سال دیگه قرار بدید .
و ببینید میتونید با این شرایط زندگی کنید ؟
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22689558