با سلام و احترام
من 44 سال دارم و با مادرم زندگی می کنم حدود 10 سال قبل طلاق گرفتم .
15 سال است قرص اعصاب می خورم به علت اضطراب و افسردگی . ابیلیفای می خورم و فلووکسامین .
یک برادر و خواهر دارم که از دواج کرده اند البته خواهرم توی زندگیش خیلی مشکل داره .
5 سال قبل تو موسسه تبیان بخش همسریابی ثبت نام کرده بودم به تازگی بهم زنگ زدند و آقایی را معرفی کرده اند .
این آقا هم از همسرش جدا شده و یک پسر دارد . البته زنش حق طلاق داشته و خودش بچه را برداشته و رفته .
این آقا ظاهرا” همه چیزش خوبه خوش اخلاق و مهربونه . و ضع مالیش خوبه . کاری . پس چرا زنش رفته خودش می گه همسرم با خانواده من مشکل داشت شاید هم جادو شده بود چون من هیچی برایش کم نمی گذاشتم .
من واقعا” از ازدواج کردن می ترسم چون اولا” مسئولیت دارد و من سالها مجرد زندگی کرده امو با مادرم و شوهرداری بلد نیستم . باید دور و بر مرد بگردی قربون صدقه اش بروی به خانه برسی ببخشی حتی شبها از خوابت بزنی همه اینها سخته .
اما مصلحت اندیشی به خاطر ترس از تنهایی در دوران پیری بهم می گه ازدواج کن.
من چه کنم ؟
نمایش نظرها (2)
با سلام خدمت شما دوست عزیز
نگرانی شما قابل درک می باشد اما نیاز است که شما در صورتی که تمایل به ازدواج داریددر این مسیر برای آشنایی بیشتر با این آقا اقدام کنید و مشاوره پیش از ازدواج نیز دریافت کنید تا بتوانیم به هردویتان در این مسیر برای تصمیم گیری کمک کنیم.
اما در مورد دیدگاها و نگرانی های خودتان در مورد ازدواج به نظر می رسد که نشانه هایی از افسردگی و اضطراب شما رد آن وجود دارد و نیاز است که شما در کنار مصرف دارو دوره های شناخت درمانی را نیز طی کنید تا بتوانید از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرید و تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-88422495
باسلام و احترام
با سپاس از راهنمایی شما با شماره مربوطه تماس می گیرم .