سلام من پسر 21 ساله هستم اخرای لیسانس . توی مدرسه دانش اموز خوب و شاخصی بودم همچنین در دانشگاه . در برقراری ارتباط با دوستانم (پسر ها) مشکلی ندارم نبایدم داشته باشم . توی دانشگاه الان که اخر لیسانسم هستم هیچ گاه به دنبال برقراری ارتباط با دختر نبودم و نیستم و نخواهم بود چون توی زندگیم دنبال کار بیهوده و غیر مفید و وقت تلف کن نبودم .دوستام بعضاشون معدود وکم میگن تو رابطه اجتماعی نداری .ولی من قبول ندارم.تا اینکه مدتیه دختری رو دیدم و دوسش دارم منو شناختید دنبال دوس بازی نیستم الان درعذابم خیلی دوسش دارم و میدونم به درد ازدواج نمیخوره چون …. ولی نمیتونم جلو برم .چی بگم . حالا دوتا سوال دارم.انصافا. برای ازدواج اینجوری جلو رفتم درسته ؟اصلا این درسته خانواده برن یه دختر پیدا کنن بگن بیا این خوبه بیا ببینش حالا که چی مگه ملاک ازدواج پایدار عشق نیست؟ممنون لطفا کمکم کنید.
- On دی ۹, ۱۳۹۴, ۷:۴۳ ب.ظ
mohmar
دسته بندی: اضطراب|ترس|دلهره|خواب پریشان-کابوس
مشاوره
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (56)
دوست عزیز وقتی به گفته های خودتون اعتقاد نداشته باشید اینطوری در پاردوکس قرار میگیرید ... اگر برای ازدواج مناسب هم نیستید پس دلیلی به ادامه دادن نیست ...اگر برای دوستی نظرتون اینه با ایشون ارتباط برقرار کنید باید به مشکلاتی از جمله وابستگی هم فکر کنید ... پس خودتون رو در این سن با چنین روابطی گمراه نکنید ...
شما برای ارتباط برقرارکردن خوب مشاوره کنید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
سلام
من کارمند هستم قصد ازدواج با یکی از همکارام رو دارم ولی دو مورد وجود داره یکی اختلاف فرهنگی داریم و دیگه اینکه مثلا من غرب استان زندگی میکنم اون شرق و حدود دو ساعت راه ازهم دور زندگی میکنیم و دیگه اینکه اون فرد قاطع وعلاقمند بکار هستش ومن فردی ساکت و اروم ، لطفا راهنمایی فرمایید
درضمن من33 سالمه اون 28سال
پس لازمه در این مورد حتما" مشاوره حضوری داشته باشید
وقتی تصمیم به ازدواج می گیرید تفاوتهای فرهنگی را در نظر داشته باشید. تفاوت فرهنگی طیف وسیعی را در بر می گیرد و افراد آن را از دیدگاه خود تعریف می کنند. تفاوت فرهنگی در مذهبی و غیر مذهبی بودن خلاصه نمی شود. دو آدم با دو فرهنگ متفاوت تصور و رویای متفاوتی از زندگی در ذهن دارند. پس در آشناییهای اولیه حتما به این موضوعها بپردازید. مثلا از چه تفریحاتی خوشتان می آید؟. دوست دارید اوقات فراغت خود را چطور بگذارند؟ تصور شما از ابراز علاقه همسرتان چگونه است؟ نظرتان در مورد مهمانیهای خانوادگی چیست؟ اگر اختلافی بین شما و خانواده تان و یا خانواده همسرتان پیش بیاید انتظار دارید همسر شما چه عکس العملی نشان دهد؟ غذاهای مورد علاقه، مکانهای مورد علاقه و در عین حال نظرتان نسبت به فرهنگ و پول و کسب در آمد و قرض و وام و حتی ربا و پس انداز و نحوه پس انداز کردن و مدیریت خانه و ...
بارها و بارها دیده ام که دو نفر پس از یک سال نامزدی به محض اینکه ازدواج رسمی صورت می گیرد طی دو سه ماه کارشان به طلاق می کشد. وقتی موضوع را واکاوی می کنیم متوجه تفاوتهای فرهنگی زیادی می شویم که تحمل همدیگر را برایشان غیر ممکن می کند. وقتی از آنها در مورد یکسالی که گذراندند می پرسیم متوجه می شویم که در مورد هیچ موضوعی حرف نزده اند. فقط خوش گذرانده اند و در مورد مسائل فلسفی مثل نظریات نیچه و هابز صحبت کرده اند!!!! حتی از رویکرد سیاسی همدیگر هم خبر ندارند! یا برخی موارد را متوجه شده اند و با این فکر که تغییر می کند زندگی را شروع کرده اند.
پسری را می شناسم که بعد از دوسال زندگی زناشوییش به متارکه کشید. وقتی با او صحبت می کردم متوجه شدم که از فرهنگی کاملا غیر مذهبی برخوردار است و چون در بین اطرافیان دختران کمتر مقید را دیده بوده تصمیم گرفته از یک خانواده مذهبی دختری را به زنی انتخاب کند. بعد دیده این خوب است که مثلا دختر خانم به خیلی از مسائل ارتباطی و ... پایبند است ولی این خوب نیست که مثلا وقتی برادرش دستش را دراز می کند برای دست دادن عروس خانم دستش را پس بکشد و یا جلوی برادرش چادر سر کند. در واقع این آقا موزی می خواست که مزه پرتقال بدهد. یا مثلا خانم فکر می کرد می تواند این مردی که دائم در همه چیز آزاد بوده مقید و نماز خوان کند. نمی شود تفاوتهای فرهنگی را تغییر داد. گاه مجبور می شوید تا آخر عمرتان در حال آموزش باشید و این از حوصله یک زندگی ایده آل خارج است. لطفا در اولین جلسات آشنایی کاغذ و قلم بردارید و یک تصویر کامل با جزئیات و ریزه کاریها از زندگی آینده تان ترسیم کنید گویی که دارید یک رمان می نویسید.می توانید مباحث را به چند دسته تقسیم کنید. مثلا غذاها، تفریحات و اوقات فراغت، زمانهایی که خانه هستید، کار و شغل، موارد ارتباطی با خانواده و دوستان و ..... از طرف مقابلتان هم بخواهید این کار را بکند. بعد تشابهات و تفاوتها را بررسی کنید. اگر بتوانید 40 درصد و بالاتر تشابه بیابید عالیست و می توان امیدوار بود که بقیه موارد با خودتان کنار بیایید نه اینکه طرف را تغییر دهید. در دوران آشنایی و انتخاب سعی کنید به اتفاق خانواده های همدیگر یکی دو مسافرت بروید و حداقل 18 تا 24 ساعت را به اتفاق خانواده ها یکسره با هم بگذرانید. اینگونه از وضعیت اتوکشیده اول خارج می شوید و می توانید همدیگر را بهتر بشناسید و یا اگر دارویی مصرف می شود و یا تغییر حالات مختلف و ... را مشاهده کنید. مثلا برخی از افراد هنگام گرسنگی بی منطق و عصبی می شوند و یا وقتی خوابشان می آید بد اخلاق می شوند و .... که ممکن است این برای شما اصلا قابل تحمل نباشد. حداقل در اینگونه موارد کاملا متوجه قضیه می شوید و یا اگر اخلاق خاصی دارند در طولانی مدت معلوم می شود.
در پایان لازم است که توصیه اکید کنم که قبل از ازدواج مشاوره های پیش از ازدواج را جدی بگیرید و چند جلسه در این مشاوره ها شرکت کرده و به توصیه های مشاوران محترم دقت ویژه فرموده و عمل کنید. به امید روزهای شاد و پایه گذاری زندگیهای موفق و بادوام.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282
021-88422495
021-88472864
سلام خسته نباشید
پسرعمم ۵ساله ک عاشقمه و من فقط درحد ی پسرعمه دوسش دارم . چندبار تو این ۵سال پیشنهاد دوستی داد اما من هربار دلشو شکستم . چندوقته ک خیلی جدی راجع ب ازدواج حرف میزنه و ازم میخواد تا راجع بهش فککنم و اوننمیدونه ک من علاقه زیادی بهش ندارم و نمیخوام باهاش ازدواج کنم . ما از نظر اعتقادات کاملا مخالف هم هستیم اون یه زن چادری میخواد و من هیچ وقت نمیتونم ک باحجاب باشم گفت فقط مشکل منو تو اینه ک اگه تو دوسم داشته باشی قبول میکنی و این موضوع چیز خاصی نمیاد ب نظرت
میشه راهنمایی کنید من چ جوری از خودم طردشکنم . نمیخوام جوری باشه ک ناراحت بشه چون هربار ک اومد دلشو ی جوری شکستم
روش خاصی نیاز نیست .. خیلی روشن واضح به ایشون حرفتون رو بزنید و اگر حرفی میزنید روی حرفتون هم باقی بمونید
در این صورت متوجه خواهد شد علاقه ای از سمت شما نیست
سلام
واقعا از راهنمایتون ممنون
کارتون عالیه درود بر شما
سلام وقتتون بخیر. ببخشید من مشکلم در باره رفتارهای پدرم هست پدرم بسیار مهربان دلسوزه و از اون پدرهاییه که هر کاری برای بچش انجا میده و ادم خیالش راحته که هست اما وقتی عصبی میشه شروع به جیغ و داد میکنه و از حرفای زشت استفاده میکنه حتی در حال نرمال هم از کلمات زشت استفاده میکنه هر چی بهش میگیم پدرمن فردا این رفتارت میتونه تو زندگیه ما تاثیر بذاره و این مدل حرف زدنت به دیگران هم مجوز این طور صحبت کردن با ما رو میده باز کاره خودشو میکنه. تازگی هم به مشکلاتی خوردیم از جمله مالی که خیلی عصبی تر شده و بدتر. و میره واسه هرکسی مثلا پدر خانومه برادرم سفره دلشو باز می کنه و از مشکلاتش مخصوصا مالیش میگه هر چه بهش میگیم ما دوست نداریم کسی بفهمه ک به مشکل خوردیم و قرض داریم متوجه نمیشه و میگه مگه اونا کین که شما اینطوری حرف میزنید موندیم باید چه کنیم اگه این رفتارش نباشه بهترینه . لطفا راهنمایی کنید متشکرم
در این مورد تقریبا راه حلی وجود نداره چون بسیار سخته شما بتونید راه و روش ایشون رو تغییر بدید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
سلام من 6 ماهه با یه دختر دوستم خانواده ش نمیدونن و اکثر موقه ها که میرم ببینمش مادرش شک میکنه و اون رو دعوا میکنه من میخوام یه مدت ازش فاصله بگیرم فقط بخاطر اینکه دوسش دارم و نمیخوام مادرش دعواش کنه ولی نمیدونم چطوری گانه کنمش تا ناراحت نشه لطفا راهنمایی کنید با تشکر.
شما اگر قراری بر ازدواج دارید بهتره اقدام کنید ولی اگر روابط عادی دوستانه و وابستگی ایجاد کردن باشه همون بهتر که عطا رو لقاء ش بفروشید و رابطه رو کات کنید
چون در این مورد هر دوی شما ضربه وابسته شدن و افسردگی رو خواهید چشید
سلام خسته نباشید ترو خدا راهنماییم کنید دارم دیونه میشم .من یبار ازدواج کردم وقتی 21 سالم بود 7 ماه زندگی مشترک داشتم 1سال نامزدی .الان 26 سالمه شوهر سابقم بهم دروغ میگفت خیانت کرد رابطه نامشروع داشت .خیلی اذیت شدم .من قبل ازدواجم با یکی دیگه دوست بودم همدیگزو میخواستیم ولی بخاطر مخالفت خانواده من نزاشتن.بعد ک فهمید دارم جدا شدم باز اومد سمتم الان 2 سال و نیمه ک دارم باهاش خرف میزنم قرار بیاد خاستگاری ولی پدرش راضی نیست چون قبلا اومدن پدرم نداده منو الان میگه نمیام.نمیدونم چرا من خیلی دارم بهش گیر میدم اذیتش میکنم تو محیطزکارش خانوم زیاد هست میگم باید کارتو عوض کنی ب مشگل برخوردیم بخاطر این موضوع حس میکنم اینم بهم خیانت میکنه دروغ میگه میترسم .این فقط ی حسه نمیدونم درسته یا نه وقتی بهش زنگ میزنم صدای همکارای خانوم میاد اون روز کلا دواست .اونم بهم میگه من نمیتونم با ی ادم شکاک زندگی کنم خودش میگه تو نبودی من دنبال اینکارا نبودم حالا ک تو هستی تورو دارم دارم بهت میرسم چرا باید دنبال این چیزا باشم .درضمن مادرش زنگ زده با مامانم حرف زده ک بیان خاستگاری منتظرن کاره اقا قطعی بشه .ترو خدا من چیکار کنم من مشگل دارم ینی باید برم پیش روانپزشک
از شما بسیار بعیده که با شکست و داشتن تجربه چنین راهی رو در پیش گرفتید ... یک زندگی که از همین اولش لنگ میزنه
من رک و روشن میگم تا وقتی که نتونید شرایط رو برای ازدواج اعم از استقلال مالی ... تا رضایت خانواده ها بدست بیارید نباید از این زندگی انتظار معجزه داشت
فقط هر روز وابسته تر و عصبی تر میشید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
با سلام
ببخشید میدونم سوالم مسخره هست و به تخصص شما مربوط نمیشه ولی اولا به خاطر سوالم حالم خیلی بده و کلاف ام دارم دیوونه میشم و ثانیا در سایت مشاوره جنسی پیدا نکردم.
من 34 ساله و مجرد هستم. برای کیست تخمدان و ریزش موی شدید تحت درمان هستم.دکتر از من پرسید میل جنسی ام چقدر هست. من جوابش رو نمیدونستم. در واقع نمیدونم میل جنسی یعنی چه؟ میدونم یعنی کشش به جنس مخالف اما اینکه در بدن چه تغییراتی رخ میده که میشه اندازه گیری کرد چیه؟ مثلا شنیدم آقایان طول آلت جنسی شون بلند میشه و یعنی در آن زمان میل جنسی دارند ولی نمیدونم در مورد خانمها چه اتفاقی میوفته. خجالت کشیدم و به دکتر نگفتم که نمیدونم یعنی چی. همینطوری گفتم هفته ای یک بار. اما واقعیت اینه که نمیدونم یعنی چی؟ اصلا تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم . و دکتر پرسید تا حالا خوابهای خاص هم دیدم که من در جوابش گفتم من خوابم زیاد و سنگین هست و اصلا خواب نمی بینم. بازم منظورش از خوابهای خاص را متوجه نشدم ولی بازم خجالت کشیدم که بپرسم. تو رو خدا کمکم کنید. یجوری یه چیزی بگشید که من متوجه بشم. درسته سنم بالاست ولی به خاطر حجب و حیایی که دارم اصلا در مورد مسایل جنسی با هیچکس حتی مادرم صحبت نمیکنم و توی اینترنت هم چیزی پیدا نکردم. لطفا کمک کنید. خیلی اعصابم خورده. دکتر گفته استرس برام بده اما از اون روز به بعد چون اطلاعاتم انقدر کم هست و خجالت کشیدم هم اعصابم خورد شده و داغون شدم و ریزش موم بیشتر شده و سر درد گرفتم .
تا نیم قرن پیش اطلاعات بسیار کمی در رابطه با ارگاسم و اوج لذت جنسی در زنان در اختیار بود و بسیاری از افراد بر این باور بودند که زنان اصلا چیزی به عنوان ارگاسم ندارند و فقط مردان هستند که در یک رابطه لذت می برند. اما کم کم با پیشرفت علم و تحقیقات پژوهش گران اطلاعات زیادی در این رابطه جمع آوری شد.
ایجاد هیجان جنسی در زن و مرد طبق پژوهشهای Johnson و Masters به چهار بخش تقسیم می شود:
۱- مرحله تحریک
۲-مرحله اوج
۳-مرحله ارضاء
۴-مرحله بازگشت
مرحله تحریک جنسی
فاز تحریک بر اثر تحریک روانی نیز به وجود می آید. مثلا نگاه کردن، شکل ظاهری ،بوسه، نوازش و یا دست زدن مستقیم به دستگاه تناسلی، یک صدا، یک حرکت لطیف و رمانتیک تصویری یا جسمی.
در آمریکا پژوهشی صورت گرفته که طبق آن ۵۸ درصد از زنان بر اثر نگاه مرد تحریک می شوند . این رقم برای مردان ۷۲ درصد است. ۱۲ درصد زنان و ۵۴ درصد مردان بر اثر نگاه کردن به تصویر لخت جنس مخالف تحریک میشوند. به همین دلیل در تبلیغات از زنان برهنه استفاده می شود.
یک چهارم زنان و یک سوم مردان بر اثر دیدن عمل جنسی تحریک می شوند. اما زنان و مردان به یک اندازه به وسیله دیدن فیلم و کتاب تحریک می شوند.نتیجه این که عکس العمل زن آهسته، آهسته است. دیدن یک عکس سکسی، زن را شوکه می کند تا تحریک . اما کتاب یا فیلم او را آهسته، آهسته تحریک می کند.
همانطور که رویاهای جنسی در مورد مردان منجر به میل جنسی می شود در مورد زنان نیز میل جنسی ایجاد می کند. میل جنسی احتمالا به همان اندازه تحریک فیزیولوژی به سابقه آموزشی شخص وابستگی دارد.
میل جنسی متناسب با میزان ترشح هورمونهای جنسی افزایش می یابد. میل جنسی در جریان دوره عادت ماهانه تغییر می کند و در نزدیکی زمان تخمک گذاری به حداکثر خود می رسد. کوشش کنید بهترین خاطره جنسی خود را قبل از هر سکس مرور کنید تا آمادگی بیشتری برای سکس پیدا کنید.
وقتی زن از نظر جنسی تحریک می شود، جریان گردش خون در پوست شدت می یابد ، قسمتهای مشخصی از پوست قرمز می شود، پستان ها بزرگ و نوک آنها برجسته می شوند، غددی که در زیر لبهای کوچک آلت تناسلی هستند موجب ترشح مایع لزجی به نام « موآلت تناسلی » میگردند.
موآلت تناسلی عامل اصلی عمل لغزنده سازی در جریان عمل جنسی است . این لغزنده سازی به نوبه خود برای برقراری یک احساس مالش دهنده لذت بخش به جای یک احساس ناراحت کننده که ممکن است بر اثر یک واژن خشک به وجود آید ، ضروری است . یک احساس مالش دهنده بهترین احساس را برای تولید رفلکس های مناسب که منجر به اوج لذت جنسی می شوند، ایجاد می کند.ده تا سی ثانیه پس از تحریک، ماده لزجی در واژن ترشح می شود و بر اثر ترشح ماده لزج، واژن مرطوب میگردد. به این عمل Lubrication میگویند.
در مرحله تحریک:
۱) انقباض عضلات شدت می گیرد. ماهیچه های دستگاه تناسلی و لگن خاصره بدون اراده منقبض می شوند.
۲) باعث جمع شدن مقدار زیاد خون در لگن خاصره و دستگاه تناسلی میگردد. فشار خون افزایش می یابد، ضربان قلب شدت می گیرد و حرکت تنفسی بالا می رود. در واقع در تحریک جنسی کل بدن دخالت می کند.
۳) دستگاه تناسلی قرمز و واژن بزرگ می شود.
مرحله اوج
تغییرات مرحله تحریک باقی می ماند. اعصاب پاراسمپاتیک، شریانهای بافت واژن را گشاد و وریدهای آن را تنگ می کند و موجب تجمع سریع خون می شود به طوری که مدخل واژن تنگ می گردد. واژن بر اثر ازدیاد خون به نصف تقلیل می یابد و به دور پینس ( آلت ) حلقه میزند. این امر به برقراری تحریک جنسی کافی در مرد کمک می کند و تحریک را افزایش میدهد.
کلیتوریس برای ایجاد احساسهای جنسی حساسیت دارد. کلیتوریس بزرگ نمی شود بلکه به اطراف استخوان شرم گاه کشیده و به عقب رانده میشود، به طوری که لمس مستقیم آن مشکل می گردد. این فاز بسته به تحریک روانی و یا فیزیکی میتواند کم و بیش طول بکشد و یا به مرحله بالاتر که ارضاء جنسی است برسد، یا آرام آرام پایین آمده و پایان یابد.
مرحله ارضاء جنسی
این مرحله در مقایسه با مراحل تحریک و اوج بسیار کوتاه است و در چند ثانیه انجام می گیرد . در یک ارضاء ساده ۳ تا ۵ و در یک ارضاء شدیدتر ۸ تا ۱۲ انقباض عضلات می تواند انجام گیرد.
ارضاء تشکیل شده است از انقباض ریتمیک عضلانی خارج واژن در مقابل بافتهای وریدی به دور واژن و بافتهای جلویی لبهای کوچک. در واقع انقباض موزونی عضلات مختلف ارگاسم را به وجود می آورد. به عبارت دیگر در جریان ارگاسم عضلات پرینه ( ناحیه بین واژن و مقعد ) زن به طور هماهنگ منقبض می شود. هماهنگی کشش عضلات باعث فشار و جاری شدن خون در رگها و باعث ارضا میشود.
« هنگامی که تحریک جنسی موضعی به اوج شدت می رسد و بویژه هنگامی که احساسهای موضعی به وسیله سیگنالهای روانی مناسب از مغز تقویت می شوند، رفلسکسهایی بروز می کنند که موجب اوج لذت جنسی یا ارگاسم می شوند ».
زنان در تحریک کامل می توانند چند بار پشت سر هم ارضاء شوند. از طریق مقاربت واژنی این عمل می تواند ۶ بار یا بیشتر باشد. اگر کلیتوریس به صورت مستقیم تحریک شود و زن آن را هدایت کند، در مدت یک ساعت زنان می توانند تا ۵۰ بار ارضاء شوند.
تفاوتی بین ارضاء جنسی از طریق واژن و ارضاء از طریق کلیتوریس وجود ندارد. به نظر Masters و Johnson وجود ارضاء جنسی بدون وابستگی به محل تحریک که باعث آن شده باقی می ماند.
فروید معتقد بود اگر تحریک کلیتوریس به روی واژن منتقل شود، زن به تکامل زنانگی خود رسیده است. امروز این تئوری ها رد شده است، ما امروز از ارضاء واژنی، ارضاء از طریق کلیتوریس ، و یا از طریق رویا صحبت می کنیم. از نظر فیزیولوژی همه اینها به هم شبیه هستند.
مرحله بازگشت
در مرحله بازگشت، کل تحریک به حالت اولیه برمی گردد. فشار خون، ضربان قلب و تنفس به حالت اولیه برمی گردد، عضلات دوباره منبسط می شود. کلیتوریس به حالت قبل باز می گردد . سرعت بازگشت بستگی به ارضاء شدن دارد.
اگر زن ارضاء شود در عرض چند دقیقه همه چیز به حالت اول برمی گردد. در غیر این صورت خون مدت طولانی در واژن میماند و میتواند احساس نامطبوعی ایجاد کند که تا یک ساعت به طول بیانجامد. البته این حالت، شکلی که فرد به طورآگاهانه در ایجاد آن تلاش کند، نیست.
کل سیستم دریافت در مرحله بازگشت محدود میشود. زن در برخی دقایق بی حال و بیهوش میشود. دو دانشمند Johnson و Masters در سال ۱۹۶۶ ثابت کردند که جمع شدن خون پس از اوج جنسی در عرض چند دقیقه به حالت اول برمیگردد وگرنه ساعتها طول میکشد تا به حالت اول برگردد . یک سوم زنان دست به خودارضایی میزنند تا این گرفتگی جنسی را که نتیجه عشق بازی است به حالت اول برگردانند.
مرد در مجموع قدری زودتر به ارضاء میرسد. ارضاء جنسی زن طولانی تر از مرد است. زن بلافاصله پس از ارضاء می تواند به یک نقطه اوج دیگر برسد، در حالی که مردان در مجموع پس از سپری شدن مدت زمانی، به تحریک تازه پاسخ می دهند.
توانایی عکس العمل جنسی زن نه به طور کمی و نه کیفی ضعیف تر از مرد نیست . این که زن در رفتار جنسی خجالتی و کمروست به مسئله فیزیولوژی وی برنمی گردد. این نظر که زن در توانایی ، حساسیت جنسی پایینتر از مرد دارد، در واقع به پیشداوری جامعه مردسالار برمی گردد.
Johnson و Masters به این نتیجه رسیدند که در مدت حاملگی و پس از زایمان بعد از بهبود زخمها دلیلی برای عدم روابط جنسی وجود ندارد.
حتی بین ۳ تا ۶ ماهگی بسیاری از زنان خواست تمایل جنسی شان افزایش می یابد و ارضاء جنسی شدیدتری را تجربه می کنند. در سه ماه آخر حاملگی تمایل جنسی کم می شود. اگر احتمال سقط جنین وجود نداشته باشد، زن تا چند هفته قبل از وضع حمل هم میتواند روابط جنسی داشته باشد.
سلام من مشکلم حسادته. نه به همه فقط به چند نفر خاصدر حدی که گاهی فشارم میاد پایین و لرز میگیرم یا شب خوابم نمیبره.کلافه شدم نمیدونم چیکار کنم که واسم مهم نباشه.راستش من تو زندگیم خیلی شکست خوردم با اصرار خونواده خودم و خونواده شوهرم ازدواج کردم در صورتی که خودم اصلا راضی نبودم بعد از ی مدت متوجه شدم این فرد اصلا معیارای منو نداره و در بیشتر موارد برعکس هم هستیم .از خودم تعریف نمیکنم ولی همه اینومیگن که من ی آدم خیلی دلنازک احساسی و دلسوزی هستم و دلم نمیخواد کسی رو از خودم برنجونم ولی شوهرم خیلی سنگدله با همه ی این چیزا بخاطر دخترم 15 ساله دارم زندگی میکنم. زندگی که نه تحمل.ولی احساس خستگی میکنم دیگه نمیتونم نمیدونم چیکار کنم.احساس میکنم لایق ی زندگی بهتر بودم .33 سالمه و فکر میکنم تمام عمرم حروم شده و هیچی از زندگی نفهمیدم.شاید باورتون نشه،دلم نمیخواد کسی به عشقش برسه. دلم نمیخواد ی مرد زنشو خیلی دوست داشته باشه ینی راستش حسودیم میشه اینقدر که تا مدتها تو فکرم نمیدونم چیکار کنم تا دیگه اینقد عذاب نکشم.ممنون میشم راهنماییم کنید
با سلام و خسته نباشید.من 29 سالمه و دو ساله که ازدواج کردم.من و همسرم هردو شاغل در یک اداره هستیم.خونواده های ما از لحاظ فرهنگی و مالی با هم فرق دارن و اوضاع مالی اونها خیلی پایین تر از وضع مالی خونواده من هست .در مراسم خواستگاری همسرم گفتن که کاملا مستقل بوده و هیچ وجه مشترک مالی با خونوادشون ندارن .اما بعد ازدواجمون تمامی حقوقمون رو خرج جهیزیه خواهرشون و قرض های پدر و برادرشون کردن.حتی به اینها هم راضی نشدن و پس اندازی رو که برای جراحی زایمانم کرده بودیم به پسر عموشون قرض دادن و وقتی من اعتراض کردم به من گفتن که نمیتونن دست کسی رو که ازش کمک خواسته رد کنن. همسرم هر ماه حقوق منو ازم میگیره و خرج خانواده و فامیل خودش میکنه و بعضی وقتها حتی پول تاکسی برگشتن به خونه هم برام نمیمونه.هر بار اعتراض میکنم قول میده که دیگه این کارهاشو تکرار نکنه اما باز زیر قولش میزنه.مهمتر از همه اینها اینه که وقتی هم کار به دعوا میکشه همسرم شروع به کتک زدن من میکنه.در این دو سالی که زندگیمونو شروع کردیم 3 بار خیلی شدید کتکم زده که بار اول با برخورد شدید خونوادم روبرو شده و با وساطت این و اون قول داده که تکرار نشه اما باز کتکم زده.حتی اینبار که 8 ماهه باردارم هم مراعاتمو نکرد و کتکم زد .من نمیدونم چیکار کنم .اگه به خانوادم اطلاع بدم اجازه نمیدن حتی یک ثانیه باهاش زندگی کنم.از طرفی دیگه هیچ حسی نسبت بهش ندارم و کم کم دارم از خودش و دروغاش نفرت پیدا میکنم.از طرفی باردارم واین موضوع مانع جدایی ازش میشه.از یه طرف تو یک اداره کار میکنیم واگه جدا بشیم سوژه این و اون میشیم.لطفا منو راهنمایی کنین
این مسایل رو باید با گفتگو حل و فصل کنید ... پس در زمانی مناسب در این مورد با ایشون قاطع و مناسب صحبت کنید و حریم خودتون و زندگیتون رو روشن و مشخص کنید
باسلام من22ساله هستم بامادرم مثل قبل صمیمی نیستم خ اذیت میشم دوسدارم مثل خیلیابغلش کنم همه حرف دلموبهش بگم اما نمیتونم سختگیره خودم روانشناسی میخونم میدونم همه چی سرمسگرده بدوران بچگیم چون بچه اولم زبادی باستوریزه بارم بوردنو یه شخصیت فد بیداکردم اماالان اخلاق مامانم خیلی بهتره امایادبچگیام ک میفتم دوسندارم زیادباهاش گرم بگیرم حس میکنم دعوام میکنه ولی بصلااینجوری نیست چون باخاهرم درحال حاضرفوق العاده بادیدروانشناسانه برخوردمیکنه خاهرم کاملابشاش من منزوی..انظرتون من چکارکنم؟؟؟؟ :-(
باسلام من22ساله هستم بامادرم مثل قبل صمیمی نیستم خ اذیت میشم دوسدارم مثل خیلیابغلش کنم همه حرف دلموبهش بگم اما نمیتونم سختگیره خودم روانشناسی میخونم میدونم همه چی برمیگرده بدوران بچگیم چون بچه اولم زبادی باستوریزه بارم اوردنو یه شخصیت فد بیداکردم اماالان اخلاق مامانم خیلی بهتره امایادبچگیام ک میفتم دوسندارم زیادباهاش گرم بگیرم حس میکنم دعوام میکنه ولی الان اینجوری نیست چون باخواهرم درحال حاضرفوق العاده بادیدروانشناسانه برخوردمیکنه خاهرم کاملابشاش من منزوی..انظرتون من چکارکنم؟؟؟؟ :-( درضمن میترسم بامادرشوهرایندم بمشکل بخورم
سلام 6ساله ک نامزددارم همودوسداریم وعافلانه هموانتخاب کردیم فقط مدرک تحصیلی بدرومادرش لیسانسه خانواده من دیبلم ولی ازلحاظ فرهنگی دریک سطح هستیم مشکلی نیس؟؟
مدرک پدر و مادرش ربطی به زندگی شما نداره ... اگر زندگی هر دو در یک سطح اجتماعیه ... مشکلی برای شما پیش نمیاد ... ولی سعی کنید با مشاوره قبل از ازدواج در شناخت هم تلاش کنید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
نمیدونم چراخانوادش میگن مشکله؟؟؟ ما نمیتونم قبول کنیم ک بدون هم زندگی کنیم چرااینقدازدواجاسخت شده ماعاقلانه کنارهم بودیم کی میتونه بهمون کمک کنه ک بدرومادرش از خرشبطون بایین بیان؟؟؟متاسفم واسه کسایی ک اسباب نابودی فرزندانشونوفراهم میکنن وب فسادسوق میدن..
سلام خسته نباشی من یه زنم یه زن ۱۹ ساله توزندگیم کم و کسری ندارم ولی تو رابطه جنسی باهمسرم چرا! دارم!مشکل من اینه که نمیتونم انتظاراتمو تورابطمون به همسرم بگم چون اونوقت احساس میکنم غرورم خرد میشه و اعتمادمو ازدست میدم من الان حاملم خیلی زوده واسم میدونم بخاطر اینکه که نتونستم نه بگم بهش چون مثه بچه ها ازم قهر میکنه همسرم وقتی خودش میخواد میاد سراغم چون وظبفه ی منه که نیارشو برطرف کنم ولی وقتی من چندباری بهش گفتم که رابطه برقرارکنیم یانه خیلی راحت جواب نه میده خیلی راحت منو تو اوج جنسی ول میکنه و خوابش میبره دیگه خسته شدم از این وضع اصلا برای ارضا شدن من تلاش نمیکنه همیشه خودم باید بیشتر تلاش کنم تا تو رابطمون دوتامون ارضا شیم نمیدونم چیکارکنم همسرم ۳۳سالشه یه سال نامزدبودیم و۲۵اردیبهشت هم عروسی کردیم
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
سلام.. من یک ساله که عقد کردم ولی به خاطر اوضاع مالی پدر شوهرم هموز عروسی نگرفتیم. من و نامزدم سر وظایف مرد و زن خیلی با هم اختلاف داریم.. مثلا عقیدش بر اینه که وقتی هنوز عروسی نگرفتیم کل خرجم با پدرمه.. یا مثلا اجازه ندارم دوستاشو بشناسم.. مشکل بزرگتر از همه اینا اینه که عقیده داره منِ دختر باید ناز اونی که پسر هست رو بکشم و قربون صدقش برم و هر روز بهش بگم دوستت دارم و همش فداش بشم. یه جورایی شبیه دوره ی مرد سالاری فکر می کنه..حتی به خاطر این چیزا فکر می کنه من لیاقتش رو ندارم.
اگه ممکنه کمکم کنید..
پس تا زندگی مشترکتون رو شروع نکردید بهتره شناخت خوبی از ایشون داشته باشید و در این خصوص حتما" مشاوره کنید
چون همین رفتاری که امروز از ایشون میبینید در آینده هم خواهید دید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
سلام.سن بنده 22وهمسرم24 هستش.منو شوهرم قبل از ازدواج دوست بودیم و الان 2سال میشه که ازدواج کردیم ناگفته نماند که در دوران عقد مشکلات خانوادگی زیادی داشتیم اما من بخاطر عشقی که به همسرم داشتم ما مسائل ،نه خیلی آسون اما کنار اومدم.حتی در اون دوران ازش میخواستم مشاوره بریم اما قبول نمیکرد و میگفت من میدونم اگه بریم میگه شما به درد هم نمیخورید وجدا بشید...خلاصه الان با خیلی از کارا ورفتاراش منو آزار داده و حرفهای با شوخی شوخی و سیاست خانواده اش همش چشمام اشکه.بیشتر کارا رو خودش انجام میده یا خانواده اش تصمیم میگیرن ونه گفتن بلد نیست البته بلده فقط برای من!و مصرف قلیون هر روز دوتا نباشه یک بار هست و اگه گیرش بیاد الکل هم مصرف میکنه.مدتی بود تصمیم بچه دار شدن گرفتیم ولی تلاشی نمیبینم وحرفهامو گوش نمیده. حتی هر وقت خواستیم حرفی با هم بزنیم همون اول به من فحش ناسزا گفته من سکوت کردم تو دلم کلی حرفه که نمیشه اینجا زد.حتی الان هم میگه زندگی ما تا 5سال دوام نمیاره...خوب شما بگید چیکار کنم مشاوره هم نمیاد!؟حرف منم که قبول نداره!یا اصلان اجازه حرف زدن نمیده...من خسته ام از بس اشک ریختم.از بس کنار اومدم از بس خودمو تغییر دادم یا کتاب خوندم تو اینترنت گشتم ....خسته ام خیلی
بهتره اول از همه خودتون با مشاوری مجرب مشورت کنید چون خودتون در حال انفجار هستید و لازمه اول موقعیت رو بسنجید و چشم انداز آینده رو ببینید که از همین امروز هم قابل دیدنه ... و بعد سعی کنید ایشون رو متقاعد به تغییر کنید ... و گرنه باید تصمیم جدی و سختی رو در زندگی بگیرید ...پس اول مشاوره
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282
021-88422495
021-88472864
021-22689558
سلام ببخشید من همش میخوام گریه گنم وهمش میخوام اهنگ غمگین گوش کنم ولی قبلا اینطوری نبودم هی میخوام به یکی بپرم یا همش در استرس و فشار زندگی هستم لطفا اگه میشه کمکم کنین :cry: :cry:
افراد معمولا با فشارهای ناشی از کار، زندگی، مشکلات خانوادگی و عشق مواجه هستند و زمانی که ناراحتی افراد به حد مشخصی برسد، گریه اجتنابناپذیر میشود و ممکن است براثر حوادث ناگوار، فشارهای روانی طولانیمدت، تنهایی، فقدان یک شخص در زندگی، درد و در نقطه مقابل به دلیل خوشحالی، شعف و آرامش بر چهره جاری شود که هر کدام از ما آن را تجربه کردهایم. ما معمولا در چند موقعیت اشک میریزیم یا اشکهایمان از درد یا ناراحتی ناشی میشوند یا از تحریکات فیزیکی یا احساسی ریشه گرفتهاند یا بدلیل تغییرات هورمونی بدنمان است یا... .باید به دقت مسایلی که در این چند وقت با آنها مواجه بودید بررسی شود تا علت آن پیدا شود شاید بدلیل یک استرس نهفته باشد توصیه میشود حتما به یک روانشناس مراجعه کنید چون با ادامه داشتن ممکن است مشکلات بیشتری در عملکرد روزانه تان بوجود آید.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282