سلام و خسته نباشید من نیاز به یک مشاوره جدی دارم و متاسفانه هر چی از نامزدم میخام که با هم پیش یک مشاور بریم هر دفعه به یک بهانه ای رد میکنند
من ۲۶سال دارم و نامزدم هم ۲۶ سال داره البته من ۶ماه بزرگتر هستم ما به مدت دو سال به هم دوست بودیم و الان با هم نامزد شدیم حدود چهار ماه هست که نامزدیم اول ها زیاد رفتار نامزدم برام مهم نبود چون خیلی دوسش داشتم ولی الان یکمی بیشتر داره برام مهم میشه و حتی دردسر سازو اما مشکل ما:
یکی از بزرگترین مشکلاتی که من با ایشون دارم این هست که از سال اول اشناییمون تا حالا همیشه هر وقت بیرون رفتیم من هزینه هر جور خرج کردنی را دادم چون به نظرم میومد اون نمیتونه یا چون سطح خانوادگیشون یکمی پایینتر از ما بود میخواستم پشتش باشم و حتی یکبار هزینه یک ترم دانشگاهشو با فروختن دست بند طلای خودم دادم چون میگفت درسشو افتاده و مادرش عصبانی میشه اگر متوجه بشه و من این حماقتو کردمو و هزینشو دادم اما هر دفعه بدتر شد در حدی که من کارت شارژشم واسش میخریدم وهر دفعه پول میخواست خیلی راحت به من میگفت البته مشکل ما فقط این نیست و نبوده ما حتی بیرون هم که میریم فقط من خرج میکنم و حتی اگر پول تو کیفش هم باشه میگه برای چیزی احتیاج دارم و پولی خرج نمیکنه و اگر پول من تمام بشه میگه خب برگریدم و جدای این حرف ها اینکه هر وقت تولد من هست ایشون فقط برای من شال میخره در حالیکه وقتی تولد خودش هست از قبل تعیین میکنه که دقیقا چیمیخاد و همیشه چیز های گرون از من میخاد و خیلی راحت به من میگه رفتم سر کار لطفتو جبران میکنم در حالیکه هیچوقت اینکارو نکرده و یکبار جدیدا بهش گفتم چرا اینطوری رفتار میکنی برگشت به من گفت من فقط بیست و شش سال دارم و هنوز اول جوونیم هست دوست دارم اینارو داشته باشمو ..و من که گفتم خب منم بیست و شش سالمه و اول جوونیمه ناراحت شد از دست من در حالیکه من خیلی جاها از چیزایی که خودم میخواستم گذشتم تا اون چیزاییو داشته باشه که دلش میخاد البته توی سایل دیگه هم دیدم که خیلی خودخواهه اونم اینکه هیچوقت نمیخاد بدونه من چی میخام یا چی دوست دارم همیشه فقط به من امر و نهی میکنه که خودش چی میخاد و چی دوست داره علاوه بر این جدیدا واقعا احساس میکنم که جای من و اون عوض شده و من به اندازه یک مرد دارم خرج میکنم و اون اندازه یک زن ناز میکنه و انتظار داره نازشو بکشم و مراقبش باشم در حالیکه من اصلا براش مهم نیستم و جدای همه این حرفا من خیلی دوسش دارم و نمیتونم نامزدیمو باهاش بهم بزنم ولی واقعا رفتارش داره ازارم میده
و یک نکته مهم دیگه اینکه هر وقت من ناراحت یا عصبانی هستم ایشون از من فاصله میگیره و میگه حوصله ناراحتیتتو ندارم و میره و من کاملا تنها میمونم با این اوصاف باید چیکار کنم؟
من از نظر ظاهری تقریبا معمولی به سمت خوشگل هستم نامزدم کمی از من کوتاه قد تر هست من فوق لیسانس هستم و ایشون لیسانس با اینحال من همه جوره ایشون را قبول کردم ولی ایشون تا کوچیکترین ایرادی در من میبینه سریع میگه اونم به طرز زشتی مثلااگر صورت من یک جوش کوچک هم بزنه فوری میگه اه این چیه دیگه حالمو بهم زدی و …با همه این اوصاف همیشه به من میگه تو عشق من را قبول نداری در حالیکه من واقعا عشقی نمیبینم که باورش کنم من به دلایل سکته ماردم شخصیتم گوشه گیر شد البته نه به معنای افسرده فقط دیگه از خونه بیرون نمیرفتم و با کسایی که میشناختم خوش و بش میکردم و توی همیچین شرایطی نامزدم وارد زندگیم شد در حالیکه بعد ها که کم کم از خونه بیرون رفتم برای کار کلی خواستگار حتی پیدا میکردم اما با اینکه اون اوایل دوست بودیم به همه میگفتم نامزد دارم و حتی به خانوادم هم اجازه نمیدادم کسیو بزارندبرای خاستگاری بیادش الان نامزدمو دوسش دارم اما گاهی واقعا پشیمون میشم و احساس میکنم برای این ادم هیچ ارزشی ندارم اون فقط خودشو دوست داره در حالیکه من از همه توانم براش مایه گذاشتم و اون فقط ایرادای منو دید هر وقتی هم میخام باهاش حرف بزنم میگه حوصله ندارم تو ناراحتیام هم همیشه به این بهانه منو تنها میزاره دقیقا توی سخت ترین شرایط زندگیم منو تنها گذاشته باید با این ادم چیکار کنم؟
نمایش نظرها (1)
خودت رو به خاطر یک انسان بی شخصیت بچه ننه ی پر رو و مغرور که به اندازه یک نوجوان شونزده ساله هم مسوولیت پذیر نیست و فقط به خاطر یک علاقه ی بچه گانه و از سر نیاز خودت، تباه نکن
فوقش یک سال طول میکشه فراموشش کنی اما اگه باهاش ازدواج کنی، نه کار میکنه نه خرجی میده نه به فکرت خواهد بود نه نیاز های عاطفیت رو برطرف خواهد کرد. هنوز ازدواج برای ایشون زوده خیلی زوده وای به روزی که بچه دار هم بشید. خودت رو یک عمر تو عذاب ننداز.
اشتباه من رو شما هم تکرار نکن. منی که فقط چیزی ازش نخواستم، نه این که خرجش رو هم بدم. فقط گفتم من چیزی نمیخوام الان پشیمونم چون الان که میگم فلان چیزو میخوام میگه پر توقعی . فلان چیز منظورم یه مانتو عه که پارسال عید آخریشو خریدم یه کفشه که پیارسال خریدم یه کیفه که دو سال پیش خریدم آخرین بار.