سلام ما یه ماهه ازدواج کردیم همسرم هردوروز یه بارمیره خونه مادرش اما هفته ای یه بار ب من میگه باهم بریم خونه مامانت بیشترازیه بار بشه میگه من آرامش ندارم و دعوا میکنه ک تو فقط ب فکرخونوادتی و زندگی رو ول کردی و..من حس زندانیارو پیداکردم وقتیم اعتراض میکنم میگه همینه ک هست قانون منه..واقعا کم آوردم من دلم تنگ میشه براخونوادم و خسته شدم ازین شرایط و سخت گیری هاش
- On شهریور ۲۵, ۱۳۹۹, ۱۱:۵۳ ب.ظ
Reyhane1372
دسته بندی: مشاوره خانواده
مشکلات ازدواج
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (1)
سلام به شما دوست عزیز
احساسات و نیازهای هردوی شما برای خانواده هایتان قابل احترام هست اما عزیزم دقت کنید که اگر شما بخواهید برای این موضوع از تلافی و چون تو این کار را کردی من هم می کنم ادامه بدهید با مشکلات زیادی مواجهه می شوید در کنار اینکه هردوی شما نیاز است به این موضوع توجه داشته باشید که زندگی مشترک شماها نیاز به مراقبت و توجه دارد و اگر شماها بخواهید بیشتر تایم خود را در یک هفته کنار خانواده ها سپری کنید وقتی برای بودن باهم برایتان وجود ندارد و با توجه به اینکه شما در اول زندگی مشترک قرار دارید نیاز است که وقت بیشتری را برای بودن باهم سپری کنید .
سعی کنید که در این مورد در احترام و به میزان مشخصی البته با انعطاف پذیری با خانواده ها ارتباط برقرار کنید تا به زندگی مشترکتان آسیبی وارد نشود در این مسیر از مقایسه استفاده نکنید و سعی کنید اگر قرار است به خانوادیتان سر بزنید بیان نکنید چون شما دوبار رفتی منم دوبار باید برم بهتر است.
در این مسیر نیاز است که هردوی شما با درک نیازهای یکدیگر و صحبت برای برنامه های زندگی مشترکتان در این مسیر تصمیم گیری کنید و این روابط را مدیریت شده انجام بدهید از هرگونه مقایسه کردن خوداری کنید چون صحبت های همسرتان به نظر می رسد که با حساس شدن ایشان روبرو است چون بیان می کنید که ایشان می گویند به فکر خانوادیتان هستید و زندگی مشترک را ول کرده اید بهتر است با یکدیگر در مورد توقعات صحبت کنید چون اگر شما بدانید توقعات همسرتان چیست بهتر می توانید این مسیر را مدیریت کنید و به انها در زمان مناسب پاسخ بدهید تا میزان حساسیت های همسرتان نیزکاهش یابد .