باسلام،بابت راهنمایی تان کمال تشکررا دارم وخسته نباشیدخدمت حضرت عالی وهمکاران گرانقدرتان.
بارها درمورد مشکلات فیمابین مان باهمسرم صحبت کردم وهرجایی که حق بااو بود کوتاهی حود راپذیرفتم ولی متاسفانه نود درصد گفتگوهایمان از جانب همسرم به نتیجه نمیرسید،همسرم از نقدکردن و انتقاد از کار ورفتارش ناراحت شده وبیان میکند ازموردانتقادقرارگرفتن بیزاراست،متاسفانه همسرم برای هرکار وموضوعی وقت دارد الی مسلئل بین خودمان،بیش از یکسال حتی کلامی محبت آمیز برلب نیاورده ،باکوچکترین حرف ناراحت شده وطبق آنچه که از اودیدم من آخرین اولویت اوهستم،ولی قبول نمیکند در مورد مسائل ورفتارهای جنسی که اصلا کلامی نمیگوید،سال گذشته اوطرف مادرش تهمت وافترای بدی بمن نسبت داده شد که بعداز چندوقت همه چیز مشخص شد ومن ناراحت که همسرم کلامی به دفاع ازمن برلب نیاورد،ناگفته نماند که از ۱۳سال پیش که ازدواج کردم با مادرش مشکل دارم که همه از طرف مادر زنم است،مطمئن هستم که ازدرون باخود درگیراست برای بله یاخیرگفتن به موضوعی که فکرش درگیرآن است،لحظه ای خوب است ولی گویی دریک لحظه بیاد چیزی میافتد و کنارمیکشد دراین مدت بسیار تحقیق ومطالعه کردم وخیلی از رفتارش را میتوانم حدس بزنم بااینکه اورا دوست دارم وذره ای ازعشقم به اوکم نشده فکرمیکنم شاید این رابطه راتمام کنم بهتر است ،ازلحاظ روحی و روانی دروضعیت خوبی نیستم کم حرف وگوشه گیرشدم وشبها درخلوت خود زیرآواری از افکار واوهام مدفون میشوم واز درون تحلیل میروم بدون آنکه کسی درد مرا بداند و همسرم احساس وحال خرابم را نمی بیند و ظاهری. را میبیند که دراثرفشارفراوان گاهی فراموشکار وبی رمق وافسرده وکم حرف گشته وبجای جویای احوالم شدن ایراد میگیرد وزخم زبان،میگوید بتو علاقه دارم که باتوزندگی میکنم اما دلم از دریچه چشمانش میبیند که مصلحت واقتضای شرایط دلیل بودنش در کنارم است.
در وصفش شعر میگویم بارها وبارها اما با کلامی کلامات را در دهانم سر می برد لبخندی که دیگر قلبم با زخمهایش آشنایی دیرین دارد .اراده ای داشتم که هرمانعی راازجلوی پایم برمیداشتم اما اکنون درمانده و حیرانم
نمایش نظرها (1)
سلام به شما دوست عزیز
قابل درک هست که درگیری در این افکار و احساسات و روابطی که با همسرتان دارید برای شما با شرایط روحی نامناسبی همراه شود اما دقت داشته باشید که این شرایط روحی شما نیاز به درمان دارد چون در این حالت شما حتی با شدت بیشتری ممکن است که مشکلات زندگی مشترکتان را نیز مورد توجه قرار بدهید و این مسیر برای شما بازهم شرایط روحی سخت تری ایجاد کند .
بهبود شرایط روحی شما در زمان فعلی در اولویت قرار دارد و در این مسیر نیاز است که شما به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید در کنار بهبود شرایط روحی بررسی زندگی مشترک و دلایل کاهش روابط جنسی و روابط عاطفی از سمت همسرتان و همچنین بررسی روند تعاملی بین شماها و توقعات و دیدگاهایی که دارید از سمت هردوی شما مورد بررسی قرار گیرد تا بتوانیم به بهبود روابط زندگی مشترک کمک کنیم .
دقت داشته باشید که شما و همسرتان نیاز است که بتوانید زندگی مشترکتان را از زندگی خانوادگی جدا کنید و در کنار احترامی که برای خانواده ها قائل هستید مسیر رشدی خودتان را طی کنید و از تمرکز بر اینکه ممکن است از سمت بسیاری از افراد زندگی مشترک شما و یا رفتارها مورد سرزنش قرار گیرد خوداری کنید و سعی کنید مشکلات خودتان را با صحبت و تعامل باهم و کمک متخصص برطرف کنید چون وارد شدن خانواده ها می تواند با برداشت های اشتباه بیشتری همراه شود .
در کنار اینکه اگر شماها حریم خصوصی زندگی مشترکتان را نتوانید حفظ کنید خودتان و همسرتان اجازه دخالت بیشتر را به دیگران می دهید .
در اولویت فعلی بهبود شرایط روحی خود شما قرار دارد چون میزانی از علایم افسردگی در شما مشاهده می شود هرچند که در اینجا قصد تشخیص گذاری نداریم اما آنچه اهمیت دارد این است که شما بیان می کنید از نظر روحی در شرایط خوبی قرار ندارید و با بهبود شرایط روحی خودتان می توانید در مسیر زندگی مشترک نیز تصمیم گیری بهتری داشته باشید .