سلام. پیمان هستم ۲۶ سالمه. بچه آخر خانواده ۵ نفره. هم پدرم و مادرم خیلی بیش از حد دوستم دارن.یک برادر ۳۱ ساله و یک خواهر ۲۹ ساله دارم. تو بد وضعیتی گیر افتادم. خودم بابت مشکل بدنی معاف از خدمت شدم و شغل و سرمایه ای ندارم. خونه پدرم زندگی میکنم. این اواخر یعنی از تابستان پدر و مادرم تو خونه دیگه با هم راه نمیرن. پدرم اهل هیچ کثافت کاری و هیزی نیست فقط زیاد دعوا میکنه و موقع دعوا با مادرم زیاد فحاشی میکنه و دیگه به بعدش نگاه نمیکنه. مادرم زن خونه داریه ولی از وقتی یادم میاد مدام به پدرم شک داشته که با زن دیگه ای رابطه داره. از حرفای مردم راحت پیروی میکنه. تو هر مسئله ای بین پدرم یا خانواده، خودش رو درگیر میکنه و باعث دعوا میشه. یعنی دوست داره همه چی رو در کنترل داشته باشه. حالا من موندم چیکار کنم چون واقعا دیگه تحمل دعوا و فحش پشت سرهمدیگه حرف زدن پدر و مادرم پیش من رو ندارم. خودم هر روز فکر خودکشی میزنه به سرم. برادرم نزدیک ۱۵ ساله نذاشته آب خوش از گلومون پائین بره و مدام پدر و مادرم رو تو دعوا گذاشته. خواهر هم سر همین مسائل شدیدا اعصاب و روانش رو باخته و سر هیچ تو خونه دعوا راه میندازه. تو رو خدا بگید من چیکار کنم، نه میتونم به آینده فک کنم و حتی دارم افسرده میشم یا نمیدونم شاید شدم که فکر خودکشی به کلم میزنه
نمایش نظرها (3)
سلام به شما آقا پیمان
قابل درک هست که این شرایط برای شما با فشار روحی زیادی همراه شده است اما دقت کنید که سالها زندگی مشترک هنوز به پدر و مادر شما کمکی نکرده است که بتوانند مسیر ارتباطی بهتری باهم داشته باشند و خب ممکن است سالهای دیگری نیز درگیر این مشکلات باشند و اصلا نخواهند گامی برای بهبود زندگی مشترکشان بردارند چون هردوی آنها نیاز به زوج درمانی دارند و بررسی بعد شخصیتی در هرصورت عموما به درمان مقاوم هستند و حتی اگر بیان کنید بازهم ممکن است جبهه گیری داشته باشند .
شما می توانید به عنوان پیشنهاد به آنها بیان کنید که بهتر است مشکلات خودشان را به کمک زوج درمانگر بررسی کنند اما خب بهتر است بیش از این درگیر مشکلات آنها نشوید و حتی در زمان بحث به اتاق خودتان بروید و یا از منزل خارج شوید بهتر است از طرفداری از هریک از آنها خوداری کنید و مشکلات آنها را به خودشان واگذار کنید.
در اینجا سوالی که شکل می گیرد این است که ممکن است هرگز آنها نخواهند این مشکلات رابرطرف کنند و بخواهند به مشکلاتی که دارند ادامه بدهند آیا شما می خواهید مسیر ارتباطی مدل آنها داشته باشید و در کنار اینکه شما می خواهید برای قسمتی از زندگیتان که مربوط به خودتان است چه تصمیم گیری داشته باشید؟
بهتر است که به عنوان یک فرد بالغ سعی کنید که در کنار ارتباط با احترام با خانواده سعی کنید که بدانی قرار است خودت چه مسیر را طی کنی و برنامه زندیگتان قرار است چگونه طی شود در این حالت می توانی با تمرکز بر زندگی خودتان مسیر رشدی بهتری داشته باشید.
با سلام بنده خواهری دارم از شوهر معتادش جدا شده و دو دختر 9 و 15 ساله دارد مستاجر هست و از لحاظ وضع مالی فقیر است بعد ازطلاق نزدیک به 30 میلیون بدهی بالا آورده بود که اون را پاس کردم و زندگیش را به سطح خوبی رساندم بعد از آن خودش وارد بازار کار شد و به تازگی قرض زیادی بالا آورده و مدتی پیش 90 میلیون بدهی را براش پرداخت کردم ولی متاسفانه به شدت دروغگو هستند و تاکنون از افراد زیادی پول گرفته و پس نداده است بنده هم فردی سرشناس هستم و مرتب مردم به من مراجعه میکنند و از دستش شاکی هستند بنده هم توانایی مالیم در حدی نیست که بدهی هاتیش را پرداخت کنم تا حالا هم اگر پرداخت کرده ام از گلوی فرزندانم این پول را در آورده ام نمیدانم چکار کنم به شدت مستاصل هستم و خواستم در صورت امکان راهنماییم کنید
سلام به شما دوست عزیز
قابل درک هست که این شرایط برای شما با فشار روحی زیادی همراه شده است اما در این مسیر بهتر است که در احترام به ایشان و مشکلاتی که دارند به صورت واضح با ایشان صحبت کنید و بیان کنید که توانمندی کمک بیشتر به ایشان را ندارید و در این مسیر بهتر است که سعی کنند با مدیریت بیشتری پیش بروند.
در هرصورت این میزان از بدهی نیاز به بررسی دقیق دارد تا بتوانیم در این مورد نظری بیان کنیم اینکه ایشان اصلا مسیر مالی و شرایط مدیریت در این مسیر را می دانند ؟ آیا ریسک پذیری های بیش از اندازه دارند که خب این از شناخت ناقص تا مشکلات روحی را می تواند شامل شود.
اما در هرصورت بهتر است شما برای قسمتی که مربوط به خودتان هست تصمیم گیری کنید و واضح بیان کنید که نمی توانید در این مورد کمک بیشتری کنند و ایشان نیز بهتر است بر حمایت های و توانمدی خودشان تکه کنند.