سوالتو بپرس
X

مشکلم ناامیدیه

سلام
سوم دبیرستانم؛معدل ترم اولم رو 19.50شدم ,چون نهایی دارم امسال بابام رفته منواعتکاف علمی ثبت نام کرده.حالا من ک روهو رفته روزی 3ساعت درس نمیخوندم،اونجا باید 8.5ساعت درس بخونم ک اصا عادت ندارم وشاید فقط دوساعتش مفیده….
از طرفی دوست دارم ک معدلمو افزایش بدم،بکنم19.89یا19.90؛اما اصا حوصله درس خوندنو ندارم؛اصا درس خوندنمم نمیاد!خیلی ازاین بابت نگرانم؛کسی هم نیست ک حداقل باهش صحبت کنم بهم امید بده,لطفا شما بهم ی امیدی بدین…ممنونم!

ATIYE: خیلی احساس تنهایی میکنم دوروبرم پر ازآدم,ولی باهیچ کدوم ارتباط نزدیکی ندارم,حتی باخودمم رودربایستی دارم...!

نمایش نظرها (10)

  • عزیزم شما معدلت خوبه و چند صدم تاثیر چندانی نداره که شما اینقدر خودتو نگران کردی از طرفی معدل نهایی فقط 25% تاثیر داره در کنکور
    موفق باشید

  • سلام
    من کلاس هشتم مدرسه نمونه دولتی شهید احسانی هستم و در مدرسه یکی از بهترین های ولی تو آزمون های علمی هر کار میکنم نمیتونم به رتبه 1 و 2 و 3 برسم و همین باعث شده که امیدم را برای درس خواندن از دست بدهم.در آزمون علمی قبلی هم شب آزمون 8 ساعت درس خوندم ولی اینبار هم رتبه چهارم مدرسه و 500 استان را کسب کردم و از اون جایی که کنکور مخصوصا رشته تجربی که میخواهم بروم ظرفیت زیادی ندارد واقعا از درس خواندن ناامید شده ام.

    • دوست عزیز خود شما بهتر از هر کسی میدونید چه عاملی این حالت رو برای شما ایجاد کرده ... به احتمال زیاد استرس یکی از همین موارده ... چون همیشه این استرس رو دارید که ممکنه رتبه نیارید و همین حس منفی روی روند کاریتون اثرگذار خواهد بود ...بهتره با مشاوره تحصیلی مشورت کنید تا متوجه مشکلتون در درک مطلب و یا عوامل خارجی مثل استرس و نگرانی بشید ... وقتی عامل رو پیدا کنید میشه گفت راه درمان شما بسیار هموار خواهد شد

  • باعرض ادب،من دانشجوی رشته جغرافیا هستم.این ترم پروژه دارم.بهمون گفتند این ترم دانشجویان میتوانندخودشان استاد برای پروژه انتخاب کنند.درفرمی که به ما دادند گفتند اسم دوتا استادی که ازهمه لحاظ باهاشون موافقیم بنویسیم ولی الان که من مراجعه کردم برای دانستن این که باید چیکار کنم برای پروژه ام، میگویند استادش عوض شده ومن با استادی درس دارم که عمراٌبتوانم با او کنار بیایم و جزءاسامی که من به عنوان استاد پروژه نوشتم نبوده.یکی از اساتید بهم گفت چون هیچ دانشجویی پروژه اش رابا این استاد برنداشته ظرفیتش خالی هست ومدیر گروه یک یا دونفر از دانشجوها هر استاد را به این استاد داده اند. میخواهم بامدیر گروه حرف بزنم اگرجواب درستی به من نداد در نشریه ام درباره اش چیزهایی مینویسم.اگر مدیر گروه قبول نکند که استادی که دوست دارم پروژه ام را بگیرم ترم دیگر انصراف میدهم.چون این استاد خیلی سخت گیره. :cry: :cry:
    خواهش میکنم جوابش رابه ایمیلم بفرستید،زود.

    • دوست عزیز شما که تصمیم خودتون رو گرفتید که چه کارهایی رو بکنید پس نیاز به راهنمایی ندارید
      به هرحال گذر شما با این استاد افتاده و مطمئن باشید چون تعدادتون کمه رفتارش هم بهتره... البته میتونید با مدیرگروه صحبت کنید دلیلی نداره قانون رو برای خوشایند یک نفر نادیده بگیرن

  • با سلام
    بعضی اوقات وقتی خواهر یا مادرم خونه ما می آیند در کارها به من کمک می کنند ولی گاهی کارها رو درست انجام نمیدهند و این باعث عصبی شدن من می شود و آنها ناراحت می شوند ای ناراحتی باعث می شه شوهرم پیش اونا با من جلوی اونا بدحرف بزنه و من رو خورد کنه به نظرتون بایدشوهرم دخالت کنه؟خسته شدم دیگه

    • دوست عزیز در این مورد باید با همسرتون صحبت کنید و حدود و خطوط قرمز خودتون رو مشخص کنید ... به هر حال ایشون چون میبینه شما کاری که مربوط به خودتون بوده رو به کسی دیگه محول کردید و بعد هم ازش ایراد میگیری حرصش میگیره ... بهتره با ایشون صحبت کنید تا بدونه گاهی لازمه در روابط و کارهای هم دخالت نکنیم

  • با سلام ضمن عرض خسته نباشید
    نمیدونم مشکلم رو در تاپیک مربوط به خودش مطرح میکنم یانه. اگر نامربوط بود عذر میخوام.
    من دانشجوی سال آخر کارشناسی هستم 22 سالمه.رشته ام عمران هست.
    من روابط اجنماعیم فوق العاده اس ولی یک مشکلی دارم و اونم اینه که خیلی میترسم از پذیرش یک مسوولیت.تا حدی که وقتی بابام میگه برو موبایلمو بیار از اتاق من همش با خودم فک میکنم حتما پیداش نمیکنم یا میترسم که اشتباهی مرتکب بشم درحالیکه آوردن یه گوشی ساده ترین کار ممکنه.
    متاسفانه این موضوع با بالا رفتن سنم بیشتر میشه طوری که حتی اساتیدم هم متوجه شدن. این ترس و اضطراب آینده شغلی و تحصیلی منو نابود میکنه.
    همش می ترسم که کاری رو اشتباه انجام بدم.همش فک میکنم که هر قدمی که میخوام وردارم اشتباهه و قراره سرزنش بشم.
    ناگفته نمونه که من از بچگی مامان و بابام همش بهم میگفتن نکن...نرو...نگو...نبین. احساس میکنم این حرفای دوران بچگی الان دارن خودشونو نشون میدن.
    همین احساس ترس باعث شده که حتی من بیرون هم نمیرم و زندگیم خلاصه شده توو دانشگاه و اتاقم. فقط زمانی میرم از خونه بیرون که دانشگاه کلاس داشته باشم.
    با وجود این حال نا امیدی، همه دوستام منو بعنوان شارژترین و پرانرژی ترین دختر میدونن.درحالیکه این دقیقا یک ماسکی هس که وقتی تنها میشم از روی صورتم ورش میدارم.
    ازتون خواهش میکنم کمکم کنید.
    راستی اعضای خانواده ام از اخلاق خشن و عصبی من خیلی ناراحتن .
    یه چیزیم که باید اضافه کنم اینه که من توو جامعه همیشه مثل پسر رفتار میکنم و بعضیا میگن خدا تورو اشتباهی دختر آفریده ولی ولی ولی احساسات دخترونه ام خیلی زیاده و این روی سکه رو تنها شاید دو نفر دیدن و میدونن.بعبارتی خودم نمیذارم کسی این احساساتمو بشناسه.

    پیشاپیش ممنونم از کمک تون.

    • همه ما در مواقعی احساس اضطراب کرده‎ایم، شاید نگران بودیم که اتفاق ناخوشایندی بیافتد. شاید شب‎هایی بوده که خواب آرامی نداشته‎ایم. اما علایم جسمانی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر یا (GAD) چنان است که زندگی عادی‎شان را مختل می‎کند. این مشکلات ممکن است شامل بی‎قراری، کسالت و خستگی، مشکل تمرکز، تحریک‎پذیری، تنش عضلانی و یا بی‎خوابی باشد. به علاوه، این افراد نگران مسائل مختلفی هستند، مثل سلامتی، مشکلات مالی، طرد شدن و عملکرد ضعیف در هر کاری و برایشان سخت است که نگرانی‎شان را کنترل کنند. بسیاری از افراد مبتلا به GAD احساس می‎کنند که نگرانی‎شان ”خارج از کنترل“ است و بر این باورند که این حالت مریض‎ یا دیوانه‌شان می‌کند.

      چه کسی به اختلال اضطراب فراگیر مبتلا است؟
      درحدود 7% آدم‌ها از GAD رنج می‎برند. ابتلا به این اختلال در زنان دوبرابر مردان است. این بیماری مزمن می‎شود، بسیاری هستند که می‎گویند همه عمرشان ”نگرانی“ داشته‌اند. بیشتر افراد مبتلا به GAD از مشکلات دیگری هم رنج می‎برند، از جمله هراس‎ها، افسردگی، سندرم روده تحریک‎پذیر و مشکلات ارتباطی. بسیاری از افراد مبتلا به اختلال اضطراب منتشر از افراد دیگر دوری می‎کنند زیرا به خاطر فقدان اعتماد به نفس، از طرد شدن یا وابسته شدن به دیگران می‎ترسند.

      علل ایجاد اختلال اضطراب فراگیر چیست؟
      در حدود 30% از موارد، علت GAD توارث است. صفات خاصی باعث می‎شوند این اختلال به احتمال زیاد به وجود آید، از جمله این صفات عبارتند از عصبیت کلی، افسردگی، کم تحمل بودن در برابر نومیدی، و احساس بازداشته شدن. افراد مبتلا به GAD در مقایسه با کسانی که مبتلا به GAD نیستند از استرس‎های جدید زندگی (مانند برخورد با سایرین، تغییر شغل و تقاضاهای اضافی که از آن‌ها می‎شود) بیشتر شکایت می‎کنند، افراد مبتلا به GAD آ‌ن‌طور که باید و شاید قادر نیستند مسائل زندگی روزمره را حل کنند، یا در درگیری‎های شخصی‎شان آن‌طور که باید جرأتمند و مؤثر عمل نمی‎کنند.
      تفکر چه تأثیری بر اختلال اضطراب فراگیر می‎گذارد؟

      به نظر می‎رسد افراد مبتلا به GAD بیشتر اوقات نگران اتفاقات بد احتمالی هستند. آن‌ها حتی وقتی که احتمال روی دادن‎ اتفاق بد خیلی کم باشد، باز هم پیش‎بینی می‎کنند و منتظرند که اتفاق ”وحشتناکی“ روی خواهد داد،. آن‌ها فکر می‎کنند معنای احساس اضطرابشان این است که اتفاق بدی در حال اتفاق افتادن است. یعنی، عواطفشان گواهی می‎دهد که خارج از آن‌جا اتفاق بدی دارد می‎افتد.
      بسیاری از افراد نگران معتقدند که نگرانی زیاد از غافلگیر شدن‎شان جلوگیری می‎کند، یا نگرانی آن‌ها را آماده می‎کند که با بدترین نتیجه‌ی ممکن رو به رو شوند. اگر شما دائماً نگران هستید، شاید متوجه نشده باشید که به خودتان می‎گویید . ”آره، اما اگر ... چه؟“ این ”اگر چه“ شما را با انواع احتمالات بدی پر می‎کند که فکر می‎کنید باید برایشان آمادگی داشته باشید. به نظر می‎رسد این چیزهای بدی که باید نگرانشان باشید تمامی ندارند. در واقع، حتی وقتی که همه چیز خوب پیش می‎رود، باز هم ممکن است به خودتان بگویید، ”خوب، هیچ تضمینی نیست که در آینده اتفاق بدی نیافتد!“.
      به جز نگرانی درباره اتفاقاتی که ممکن است بیفتد و ”خارج از کنترل شما“ باشد، شاید فکر کنید که ”این نگرانی‎ها مرا دیوانه می‎کند“ یا ” این نگرانی‌ها مرا مریض می‎کند“. اگر شما به GAD مبتلا باشید ممکن است بین ترس از این نگرانی غیر قابل کنترل و این عقیده که نگرانی از شما محافظت می‎کند گیج و سردرگم شوید.

      درمان شناختی – رفتاری چه کمکی می‎کند؟
      درمان شناختی – رفتاری GAD به شما کمک می‎کند تا درباره سود و زیان دلشوه و نگرانی بیشتر بیاندیشید و به شما نشان می‎دهد چه‌طور باید نگرانی سودمند و غیر مفید را از هم تشخیص دهید. درمانگرتان به شما کمک می‎کند این نگرانی و نگرانی‎های آتی را در بوته آزمایش بگذارید. به علاوه، به شما یاد می‎دهد چگونه بر اجتناب از فعالیت، یا بر افکار نگرانی‎آورتان غلبه کنید . درمانگرتان ممکن است از مداخلاتی مانند آرامش عضلانی، بیوفیدبک، تمرینات تنفسی، فنون مدیریت زمان و درمان بی‎خوابی استفاده کند تا سطح برانگیختگی اضطرابی‌تان را کاهش دهد. دلواپسی از صدمه احتمالی یکی از این نگرانی‌های بیش از حد است که هدف مداخلات درمانی بعدی قرار می‌گیرد، درمان شناختی- رفتاری توجه شما را به این نکته جلب می‌کند که شما تا چه اندازه مایلید به نفع اتفاقات بد نتیجه‎گیری کنید، و به شما می‎آموزد تا بین اضطراب و واقعیت تفاوت قایل شوید. درمانگرتان به شما می‌آموزد از فرم‌های خودیاری استفاده کنید که اگر نگران ‎شدید سؤال‌هایی را از خودتان بپرسید. این سؤال‌ها می‎تواند به شما کمک کند تا نگرانی‎تان را بهتر ببینید.
      سرانجام، از آنجا که سراسر روز نگرانید، درمانگرتان شما را یاری خواهد کرد تا نگرانی را به ”زمان نگرانی“ محدود کنید و به شما کمک می‎کند تا موضوعات مختلف نگرانی‎تان را بیابید.

      درمان شناختی – رفتاری تا چه حد در درمان اختلال اضطراب فراگیر مؤثر است؟
      با توجه به دوره طولانی GAD، جای امیداوری است که درمان‌های جدید روز به روز مؤثرتر عمل می‎کنند. در برخی مطالعات، درمان شناختی – رفتاری موثرتر از درمان دارویی برای GAD بوده است. این درمان نیاز به مصرف دارو را کاهش می‎دهد، و در برخی موارد بهبودی بیمار پس از درمان نیز ادامه می‎یابد تا وقتی که مشکل به کلی از بین برود. در حدود 50% بیماران مبتلا به GAD بهبودی زیادی نشان می‎دهند.

      آیا داروها مفیدند؟
      بسیاری از بیماران مبتلا به GAD دارو نیز مصرف می‎کنند، زیرا دارو احساس اضطراب و نگرانی‎شان را کاهش می‎دهد. دارو می‎تواند به سرعت از اضطراب شما بکاهد و از این رو ارزشمند است. دارو ممکن است بخش ضروری درمانتان باشد، همزمان با مصرف دارو شما در درمان شناختی- رفتاری می‎آموزید که چگونه مشکلاتتان را به طرز موثرتری حل کنید.

      از شما به عنوان بیمار چه انتظاری داریم؟
      با توجه به این‌که ممکن است تمام عمر نگران بوده‎اید، شاید فکر کنید هیچ چیز به شما کمک نخواهد کرد. واقعیت این است که یک شبه بهتر نخواهید شد، شما باید طبق یک برنامه منظم برای غلبه بر نگرانی‎ها و اضطرابتان کار کنید. انتظاری که از شما داریم این است که به طور منظم در جلسات هفتگی شرکت کنید نگرانی‎هایتان را بیابید، تمرین‌های آرمیدگی یا تنفسی را در منزل انجام دهید، و طبق برنامه جدول‎تان کار کنید تا نگرانی اضافی برای خودتان نتراشید. به علاوه، درمانگرتان به شما کمک می‎کند تا نگرانی‎هایتان را بشناسید و اتفاقات را در یک چشم‎انداز واقعی ببنید.
      چگونه این کار را می‎کنید، از شما می‎خواهیم تا چیزهایی که باعث نگرانی‎تان هستند را بنویسید، و با استفاده از تکنیک‎های خودیاری با افکار منفی‎تان مبارزه کنید. ممکن است از شما بخواهیم به طور مؤثرتری بر حل مسئله کار کنید و تعامل مؤثرتر با مردم را بیاموزید.
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

      021-88422495